تروریسم فرقه مجاهدین

چرا آمریکا ۱۷ هزار قربانی ترور سازمان مجاهدین را نادیده می‌گیرد؟

طبق اطلاعات انتشاریافته توسط محققان غربی، کاخ سفید و متحدانش با وجود اطلاع از فعالیت‌های تروریستی گروه رجوی در ایران و دیگر کشور‌ها این فرقه را از لیست گروه‌های تروریستی خارج کردند.

به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران جوان، بیش از ۱۷ هزار شهید ترور، صد‌ها عملیات تروریستی و خرابکارانه و چهار دهه همراهی و همکاری با دشمنان قسم‌خورده ایران، می‌تواند به خوبی دلایل نفرت جامعه ما از سازمان تروریستی مجاهدین را نشان دهد. اعضا و سرکردگان این سازمان، در تمام این مدت، موردحمایت دشمنان شناخته ‎شده ایرانیان بودند؛ ابتدا صدام و سپس، آمریکا و رژیم صهیونیستی. با این حال، طی سال‌های اخیر، فعالیت‌های آن‎ها در مسیر انحراف افکار عمومی نسبت به سیاهه جنایاتشان، موجی از فعالیت‌های اینترنتی را در کنار حمایت‌های عناصر ضدایرانی در غرب و خاورمیانه به دنبال داشته‌است.

در این بین، برخی رسانه‌ها و مؤسسات پژوهشی در غرب، با تهیه گزارش‌ها و تدوین تحقیقات، سعی کرده‌اند پرده از اسرار روابط میان سازمان مجاهدین با دشمنان مردم ایران بردارند؛ گزارش‌ها نشان می‌دهد که در میان سیاستمداران غربی و کارشناسان مؤسسات امنیتی آمریکا و اروپا، شناختی نسبتاً قوی درباره ماهیت فعالیت‌های سازمان مجاهدین وجود دارد و به‎ رغم محدود شدن انتشار محصول این تحقیقات، حجم درخورتوجهی از این اظهارنظر‌ها قابل احصاست.

به عنوان نمونه، سیاستمداران غربی و برخی وابستگان به دولت‌های عربی منطقه که در محافل مجاهدین حضور پیدا می‌کنند، به خوبی از این مسئله آگاهند که این سازمان تروریستی، طی دهه ۱۳۶۰ خورشیدی دست به گسترده‌ ترین ترور‌های کور در ایران زده‌است؛ مثلاً آن‎ها می‌دانند که تنها از ۱۱ فروردین سال ۱۳۶۲ تا ۲۶ اسفند همین سال، فرقه رجوی مسئولیت ترور و شهادت چهارهزار و ۵۸۳ نفر را برعهده گرفت (تقریباً روزی ۱۴ ترور)؛ بخش اعظم این قربانیان، افراد عادی کوچه و بازار بودند و مناصب حکومتی نداشتند؛ اما در بیانیه‌ها و اقدامات اخیر غرب و تلاش گسترده برای حمایت از سازمان مجاهدین ، جان این قربانیان صاحب ارزش تلقی نمی‌شود.

قربانیان ترور مجاهدین در ایران

آن‌چه از ماهیت فرقه رجوی می‌دانند
قبل از هر چیز باید بگوییم که غربی‌ها بسیار دقیق از ساختار‌های درون‌سازمانی مجاهدین اطلاع دارند. «آرون مرات»، ستون‌نویس روزنامه «گاردین»، طی مقاله‌ای در نوامبر سال ۲۰۱۸ می‌نویسد: «مجاهدین خلق در پایگاه خود در عراق، تحت فشار روانی رجوی به یک فرقه تبدیل شدند. »

گزارشی که دولت آمریکا بعد از گفتگو با تعدادی از اعضای کمپ اشرف تهیه کرده، نشان‌دهنده این واقعیت است. آن‎ها شاخص‌های یک فرقه را دارند؛ کنترل اقتدارگرایانه، کنترل جنسی، انزوای عاطفی، کار اجباری، محرومیت از خواب و سوءاستفاده فیزیکی». سازمان از اعضای خود بسان یک برده استفاده می‌کند؛ این را «جرمی گولکا» و همکارانش، اعضای تیم تحقیقاتی «مؤسسه پژوهش‌های دفاع ملی آمریکا»، در گزارش مفصل سال ۲۰۰۳ میلادی به کنگره اعلام کردند: «اعضای مجاهدین خلق فاقد هویت هستند.»

آن‎ها حق فکرکردن ندارند و خانواده‌هایشان برای اطلاعات دادن به این گروه، تحت فشار قرار می‌گیرند و اگر چنین نکنند، باید منتظر عواقب ناخوشایندی برای فرزندان خود باشند.» طبیعی است که برای اجرای چنین حجم عظیمی از ترور و جنایت، نیاز به ایجاد افرادی بدون هویت باشد؛ «مرات» می‌نویسد: «آن‏ها در کشورشان خائن شمرده می‌شوند و این به نظر معقول است؛ مجاهدین خلق با صدام همکاری گسترده کردند و در کشتار هموطنانشان نقش عمده‌ای داشتند.»

با این حال، تحلیل «ریچارد آنجل» و «رابرت ویندرم» در ان. بی. سی نیوز بسیار دقیق‌تر است. آن دو در ۹ فوریه سال ۲۰۱۲، زمانی که مقدمات خارج شدن سازمان مجاهدین از فهرست گروه‌های تروریست در آمریکا فراهم شده‌بود، نوشتند: «مسعود رجوی، به عنوان فرد نخست مجاهدین خلق، آشکارا دچار کیش شخصیت است. او مخالفان داخلی خودش را با شدیدترین شکل ممکن سرکوب می‌کند. این روش توسط دیگر اعضای بلندپایه سازمان هم دنبال می‌شود.» آن‏ها تأکید می‌کنند: «پس از انقلاب ایران، مجاهدین خلق قدرت سیاسی خود را از دست دادند.

آن‎ها در میان مردم محبوبیتی نداشتند و به همین دلیل به اقدامات مسلحانه و چرخه‌ای از خشونت و رفتار‌های وحشیانه رو آوردند که نتیجه آن از بین رفتن تعداد زیادی از مردم ایران بود.» «آنجل» تصریح می‌کند: «برای مجاهدین خلق بقا به هر شکل ممکن ضرورت دارد. به همین دلیل خطوط قرمزی ندارند و با هر کسی که از آن‎ها حمایت مالی کند، همکاری می‌کنند.»
این موضوعی است که در گزارش «جرمی گولکا» و همکارانش نیز، بازتاب دارد: «در آوریل سال ۲۰۰۳ (بعد از اشغال عراق توسط آمریکایی‌ها) مجاهدین خلق به کاخ سفید پیشنهاد دادند که زیر پرچم ائتلاف و برای آن‎ها بجنگند و واشنگتن نیز با این امر موافقت کرد. این در حالی بود که تا پیش از آن، سازمان مجاهدین متحد درجه اول صدام محسوب می‌شد و به همین دلیل در فهرست سازمان‌های تروریستی قرار گرفته بود.»

تروریست هستند؟ نه! تروریست نیستند!
بخش مهمی از بررسی‌های مربوط به ماهیت سازمان مجاهدین و عملکرد آن‎ها که توسط رسانه‌ها و موسسات پژوهشی غربی تهیه شده، مربوط به دوران اشغال عراق توسط آمریکا و متحدانش است. در سال ۲۰۰۳ میلادی و زمانی که جرج بوش، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده، لشکرکشی به خاورمیانه را آغاز کرد، همه چیز می‌بایست در راستای منافع کاخ سفید طراحی می‌شد. طبق گزارش «جرمی گولکا»، آمریکایی‌ها از مدت‌ها قبل از آن و در واقع از زمان حمله صدام به کویت در دهه ۱۹۹۰ میلادی، تقریباً هر گروه یا فردی را که با صدام ارتباط داشت، در فهرست گروه‌های حامی تروریسم یا تروریست‌های خطرناک قرار می‌دادند.

در سال ۱۹۹۷ میلادی، سازمان مجاهدین رسماً در این فهرست قرار گرفت، چون نیروهایش به نفع صدام می‌جنگیدند؛ اما اقدامات آن‎ها علیه ایران نیز، از چشم کاخ سفید دور نماند؛ «ریچارد آنجل» می‌نویسد: «شاخه نظامی مجاهدین در سال‌های پایانی جنگ ایران و عراق به ایران حمله کرد. آن‎ها در آخرین حمله بزرگ صدام علیه کرد‌های عراق در سال ۱۹۹۱ نقش ویژه داشتند و به سرکوب وحشیانه صدام علیه کُرد‌ها پیوستند. در همان حال، آن‎ها مسئول طیف وسیعی از حملات خشونت‌آمیز در ایران بودند که غیرنظامیان فراوانی را قربانی کرده‌است.»

آمریکایی‌ها می‌دانستند که با توجه به رویکردشان علیه جمهوری اسلامی ایران، دیر یا زود دوباره باید به سراغ سازمان مجاهدین بروند و از آن‌ها برای تداوم فعالیت‌های خرابکارانه، ترور و دیگر اقدامات ضدایرانی بهره ببرند؛ تحلیل‌گران ان. بی. سی نیوز نوشتند: «وزارت خارجه آمریکا در سال ۱۹۹۷ مجاهدین خلق را یک گروه تروریست معرفی کرد و یک گزارش طبقه‌بندی نشده حدوداً ۴۰ صفحه‌ای را برای اثبات این مسئله در اختیار اعضای کنگره قرار داد. این گزارش مربوط به سال ۱۹۹۴ بود و نویسنده‌اش وندی شرمن، معاون سیاسی و دستیار وزیر خارجه آمریکا، مادلین آلبرایت.»

کاخ سفید بعد‌ها مدعی شد که اطلاعاتش درباره سازمان مجاهدین ، محدود به همین برگه‌ها بوده‌است؛ ادعایی که قویاً از سوی کارشناسان رد شد و از آن به عنوان یک ادعای «احمقانه» یاد کردند. دولت آمریکا اطلاعات دقیق‌تری درباره ماهیت فعالیت‌های تروریستی مجاهدین در سراسر دنیا داشت؛ دولتمردان آمریکایی از ارتباط اعضای سازمان مجاهدین با تروریست‌های سعودی مطلع بودند؛ همان افرادی که بعد‌ها ادعا شد در انفجار برج‌های دوقلو و حوادث ۱۱ سپتامبر نقش اصلی را ایفا کردند.

«ریچارد آنجل» می‌نویسد: «مقامات کاخ سفید به ان. بی. سی نیوز گفته‌اند که سازمان مجاهدین در سال ۱۹۹۴، یک‎ سال بعد از ماجرای بمب‎گذاری در مرکز تجاری منهتن نیویورک، با رمزی یوسف تروریست معروف ارتباط داشتند. یک مقام آمریکایی که خواست نامش فاش نشود گفته‌بود که یوسف یک بمب یازده پوندی ساخت که عوامل سازمان مجاهدین خلق در ۲۰ ژوئن ۱۹۹۴ (خرداد ۱۳۷۳) آن را در یکی از بزرگ ‎ترین زیارتگاه‌های شیعیان در مشهد کار گذاشتند؛ حداقل ۲۶ نفر که بیشتر آن‎ها زن و کودک بودند در این ماجرا کشته و ۳۰۰ نفر مجروح شدند.» این ارتباط تا بعد از حوادث ۱۱ سپتامبر و افتادن دوباره نام رمزی یوسف بر سر زبان‌ها فاش نشد؛ یعنی آمریکایی‌ها با علم به موضوع، حاضر نبودند اصل ماجرا را نقل کنند؛ تا این‌که «سیمون ریوْ»، نویسنده کتاب جنجالی «The New Jackals» (شغال‌های جدید) در متن کتاب خود و با ارائه اسناد، از این راز پرده برداشت؛ هرچند که در هیاهوی آن روز‌ها و بحبوحه جنگ خاورمیانه، کسی حواسش به انتشار این اطلاعات نبود؛ بنابراین قرارگرفتن سازمان مجاهدین در فهرست گروه‌های تروریستی، فقط یک فرایند برای وصل شدن آن‌ها به اربابان جدیدشان محسوب می‌شد. «آرون مرات» می‌نویسد: «به فاصله چند سال، در ۲۰۰۹، انگلیس آن‌ها را از فهرست گروه‌های تروریست خارج کرد و در سال ۲۰۱۲ دولت اوباما نیز، چنین کاری انجام داد؛ اما مجاهدین خلق آشکارا مشی خود را تغییر نداده بودند؛ آن‎ها همچنان فعالیت‌های تروریستی گسترده‌ای داشتند».

«ریچارد آنجل» تصریح می‌کند: «سازمان مجاهدین خلق در جریان ترور دانشمندان هسته‌ای ایران نیز، به همکاری با اسرائیل پرداخت. دو مقام ارشد آمریکایی در گفتگو با ان. بی. سی نیوز این همکاری را تأیید کردند و یکی از آن‎ها تأکید کرد: همه آن‌ چه گفته می‌شود، درست است. اسرائیلی‌ها اما، واکنشی به این گزارش نشان ندادند، با این حال، دکتر یوزی رابی مدیر مرکز مطالعاتی دایان در دانشگاه تل‌آویو به ما گفت: این یک تصادف نیست، ارتباط موساد و مجاهدین اقدامی کاملاً منطقی محسوب می‌شود؛ ما قبلاً هم با هم همکاری داشته‌ایم. در واقع اسرائیل مجاهدین خلق را با همان شیوه‌ای به خدمت گرفت که پیشتر صدام از آن‎ها استفاده کرده‌بود.

به نظر می‌رسد که مجاهدین خلق مشکلی با این رویه نداشته باشند.» در سال ۲۰۱۱ میلادی، سازمان مجاهدین یک آگهی تمام صفحه در روزنامه نیویورک تایمز منتشر کرد که در آن، تعدادی از سیاستمداران آمریکایی مانند جان بولتون و لوئیس فری (رئیس سابق اف. بی. آی)، خواستار خارج کردن نام این فرقه از فهرست گروه‌های تروریست شده‌بودند؛ اتفاقی که کمتر از یک ‎سال بعد محقق شد؛ اما واقعیت آن است که کمتر کسی در میان پژوهشگران غربی، اصل قضیه، یعنی رویکرد اولیه آمریکایی‌ها نسبت به سازمان مجاهدین را باور می‌کند.

منبع: خراسان

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا