اعضاء جداشده از فرقه رجوی

داستان زندگی گل مریمی ها شاهد زیاد دارد و قابل انکار نیست

مصاحبه سایت دی تسایت با امین گل مریمی و شرح زندگی او و دیگر کودکان مجاهد را خواندم. به علاوه موضع گیری های سازمان در مورد این مصاحبه را مطالعه کردم و لازم دیدم نکاتی را در این مورد بیان کنم.

اولا آقای گل مریمی در دنیای آزاد با رای و نظر خودش با خبرنگار دی تسایت مصاحبه کرده و نظرش قابل احترام و تقدیر می باشد. به نظر بنده آقای گل مریمی کم گفت که زیاد نگفت مخصوصاً در مورد میلیشیا. در گذشته نیز افراد دیگری مانند آقایان امیر یغمائی، یاسر عزتی و … که ناخواسته کودکی را در مناسبات فرقه ای مجاهدین گذرانده بودند مواردی بیان کردند و از درد و رنجی که در طی سالیان متمادی در داخل تشکیلات بر آنها روا داشته شده سخن گفتند.
باید اشاره کنم که در داخل تشکیلات جهنمی شاهد بودیم همین میلیشیا در اثر فشار روحی و روانی در اعتراض به تشکیلات متاسفانه دست به عمل خودسوزی زدند مثل یاسر اکبری نسب و آلان محمدی، مطلبی را در سایت فرقه از آقای احسان اقبال خواندم که نظرم را جلب کرد و لازم دانستم در این رابطه نکاتی را خاطر نشان کنم.

در داخل تشکیلات با اعضای میلیشیا دو جور برخورد وجود داشت یک عده نور چشمی محسوب می شدند مانند خانواده اقبال به اعتبار پدرشان و هوای آنها را داشتند که احسان اقبال و برادرش از این دست بودند. سئوالم از آقای احسان اقبال این است تو که اینهمه در ناز و نعمت بودی و در واقع از جمله نور چشمی ها محسوب می شدی چرا باید هم دوره ای تو در اشرف دست به خودکشی بزند؟ آیا علت غیر از این است که زیر فشار تشکیلات دست به عمل خودسوزی زد؟ آلان محمدی بالای برج نگهبانی در حالیکه می دانیم هرگز سلاح را مسلح نمی کردیم چرا باید تفنگ را زیر چانه اش بگذارد و خودش را نیست و نابود کند؟ آیا اینها به دلیل فشار تشکیلاتی نبود؟ نتیجه پروژه خوانی و عملیات جاری و غسل هفتگی!

جدا شده ها در آلبانی

موسی برادر یاسر اکبری نسب الان کجا بسر می برد؟ یا دیگر میلشیاها مانند پسر داوری و داوود غراب و تعداد زیادی دیگر که فرصت نام بردن از آنها نیست، تک تک آنها را می شناسید با شما در اشرف حضور داشتند اما به محض این که به آلبانی آمدند در نتیجه فشار و شکنجه های روحی و روانی از فرقه رجوی جدا شدند. الان هر کدام از آنها یا در کشورهای اروپائی یا آمریکا دنبال زندگی خود رفته اند. اگر ظرفی که تو در آن شستشو داده شده ای، پاک بود قاعدتاً اینهمه میلیشیا هم دوره ای شما نمی بایست از فرقه جدا می شدند. بنابراین یک جای کار می لنگد.!

اگر این جریان فکری سالم بود نه میلشیا و نه بقیه اینهمه از مدارها و رده های مختلف تشکیلاتی از رجوی جدا نمی شدند. بحث انگشت شمار نیست بحث هزاران جدا شده است من مطمئن هستم اگر به آقای احسان اقبال همین کرسی گویندگی را نمی دادند مثل بقیه دوستانش از فرقه رجوی جدا می شد. ضمن این که یادآوری کنم مگر مصطفی رجوی توی تشکیلات فرقه کم در ناز و نعمت قرار داشت الان کجاست؟ در حالیکه بعضی وقتها لب باز می کند و حتی به مسعود رجوی هم انتقاد می کند.

به نظرم مطلبی را که آقای گل مریمی بیان کرد دقیقاً به خال زد اگر غیر این بود فرقه به صحنه نمی آمد. اینهمه سر و صدا به پا نمی کرد . پس دقیقاً آنچه که گفته شد درست است . من نمی دانم آقای اقبال چه جوری می خواهد اثبات کند که آقای گل مریمی دروغ گفته است؟! قربانی های زیادی هستند که گواهی می دهند گل مریمی درست می گوید. اگر سرزمین اشرف زمین مبارزه بود اینهمه مبارز که یک قلم نزدیک به هزار نفر به تیف پناهنده نمی شدند. اشرف در واقع سرزمین ریا ، دروغ و فریب و سرکوب آزادی ها و سرزمین مغزشوئی و فشار و ارعاب بود نه چیز دیگر، هرگز قربانیان فشارهایی را که به آنها آوردند فراموش نمی کنند. شکنجه روحی بدتر از شکنجه فیزیکی است. در اشرف هر شب باید افراد شکنجه می شدند به یمن عملیات جاری و غسل هفتگی.

خیلی از این بچه ها را گول زدند به عراق بردند همانطوریکه خیلی از افرادی که از ایران می آمدند به ترکیه یا پاکستان آنها را گول زدند و روانه اشرف کردند. در این رابطه شاهدان زیادی حضور دارند و در هر محکمه ای حاضرند گواهی بدهند که در طی سالیان چه بر سرشان آوردند. افرادی که گول فرقه را خوردند چون خودشان افراد صادقی بودند. فکر می کردند این فرقه هم صادق است دریغ از سر سوزنی صداقت از سوی فرقه! وقتی پا به اشرف گذاشتند فهمیدند سرشان کلاه رفته و فریب خوردند که دیگر راه برگشتی وجود نداشت تا این که النهایه صدام سرنگون شده و راه آزادی آنها هم هموار شد .

البته فرقه همیشه ثابت کرده است هر کس از هر جا علیه آنها دست به افشاگری زد بلافاصله انگ اطلاعات یا دشمن مردم ایران به او می زنند. این فرهنگ کثیف بی وقفه ادامه داشته و اینک هم ادامه دارد. حتی آن روزگاری که ما در داخل تشکیلات بودیم اگر به رجوی ها یا به خط و خطوط سازمان اشکال می گرفتیم انگ مزدور و اطلاعات را می خوردیم حالا چه رسد به این که از فرقه جدا شدیم.

گلی

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا