آرمیک جاسمیان مسیحی 94 درصد غنی شده

جابرزاده انصاری چماقدار، مسئول غنی سازی هواداران از1 درصد به 94 درصد (یا مجاهد مدل 86) هستند و با اسامی مختلف از قبیل آرمیک جاسمیان، ساسان محمودی، آ.ج. و…

این چماقدار سعی میکند نشان دهد که چگونه یک باصطلاح مسیحی غنی نشده، که هر روز هم برای دعا کردن به کلیسا می رود را می توان در باتلاق مجاهدین غنی کرد که حتا کلمات مجاهدین را بتواند کلمه به کلمه بکار ببرد و همچنان از مسیح هم سخن بگوید و روحیه بگیرد!.

آرمیک جاسمیان، مسیحی کذایی سابق و غنی نشده ای است که که هر روز قبل از رفتن به سرکارش به کلیسا می رود تا دعایی کرده! شمعی روشن بکند! و به چهره مسیح نگاهی بیاندازد! تا خود را برای کسب و آغاز روزی جدید با آرامش روحی آماده بکند. حال بعد از غنی شدن به عنصری تبدیل می شود که حتا کلماتی را بکارمی برد که مو به مو استفراغات ایادی تروریستهای مجاهدین است. تصورش را بکنید اگر این آرمیک جابرزاده جاسمیان غنی شده، روزی به آن کلیسای کذایی برود و تنها یک درصد از این کلمات را در آن کلیسا بالا بیاورد، آیا بار دیگراو را به کلیسا راه خواهند داد.

به نمونه هایی از کلمات غنی نشده آرمیک جاسمیان دقت بکنید:

هر روز قبل از رفتن بر سر کارم، سر راه به یکی از کلیساهای قدیمی می رفتم

شمعی روشن کرده ودعا می نمودم.

به نمونه هایی هم از کلمات غنی شده آرمیک جاسمیان دقت بکنید:

سیمای مجاهدین ومقاومت ایران پیام آزادی، رحمت ورهائی و وحدت

ستون فقرات استراتژی راه حل سوم

دجالیت آخوندی و ماموران آنها چه تحت نام مسیحی و چه اجاره ای وچه زن کش و چه آبدارچی و…

تزریق "گازمزدوری"

ماموران اعزام شده است بخارج که گویا اتیکت مسیحی هم دارد

"سانتریفوژ دنائت و دجالیت"

"شام آخر" تواب سازی

شام آخر اضمحلال وسرنگونی

خواب وخیالهای ضد بشری هیولای تروریستی مذهبی ملایان

فاشیسم آخوندی

اینها نمونه هایی ست که جابرزاده ازیک عنصر غنی شده انتظار دارد اگر کسی به این درجه غنی نشده باشد نباید او را هوادار نامید.

در سال 1370، آقای سعید شاهسوندی بعد از تحمل 3 سال زندان به آلمان آمده بودند، من درانجمن این باند در نروژ- اسلو مسئول صنفی بودم. یک روز هاله پورکرامتیان عضو شورای رهبری رجوی و مسئول وقت انجمن نروژ، مرا به دفترش خواست و گفت که این شاهسوندی تیرخلاص زن و مزدور با رادیو آمریکا برعلیه سازمان مصاحبه کرده و من از تو می خواهم که به رادیو آمریکا زنگ بزنی و وانمود بکنی که از خانواده شهدا هستی و همچنین وانمود بکنی که از ایران تماس می گیری روی این دو مورد تاکید داشت. من به اتفاق او به اتاق دیگری رفتیم. هاله شماره تلفن رادیو آمریکا را گرفت و گوشی را به من داد از آنطرف کسی جواب داد بفرمائید و من نیز طبق برنامه ریزی قبلی خودم را با یک اسم جعلی معرفی کردم وگفتم از خانواده شهدا هستم و اعتراض خودم را به مصاحبه با شاهسوندی بیان کردم. در مقابل کسی که با من صحبت می کرد به من گفت: ببین من می دانم تو از ایران زنگ نمی زنی ولی نظرت را بگو و همچنین از من سئوال کرد که به کدام قسمت از مصاحبه شاهسوندی اعتراض دارم. من با عصبانیت و اصرار به او می گفتم که من از ایران تماس می گیرم دراین لحظه هاله پورکرامتیان مکالمات ما را گوش می داد با اشاره به من گفت که به او فحش بدهم! و من نیز با اشاره به هاله فهماندم که از اطاق بیرون برود تا من چند فحش آبدار به او بدهم. دریک لحظه بخود آمدم که چکار دارم می کنم. من که اصل مصاحبه را نشنیدم و به دروغ وانمود می کنم که هم از اعضای خانواده شهدا هستم و هم از ایران تماس می گیرم. گوشی تلفن را گذاشتم و به اتاق هاله رفتم. از هاله سئوال کردم که آیا خود او مصاحبه شاهسوندی را گوش داده یا نه؟ او گفت اولا گوش ندادم و ثانیا احتیاجی به گوش دادن حرفهای یک مزدور نمی بینم و در ادامه رو به من کرد و گفت چرا حقش را کف دستش نگذاشتی؟ آن مزدور برعلیه سازمان لجن پراکنی می کند و تو به راحتی از حق رهبری می گذری. تو باید آنقدر به او فحش می دادی تا او تلفن را قطع بکند نه تو و درادامه به من گفت: جعفر توهنوز مجاهد نشده ای!

هاله پورکرامتیان راست می گفت من نیز در آن زمان هنوز به درجه ای که آنها نیاز داشتند غنی نشده بودم و به دلایل مختلف ازآنها فاصله گرفتم و خواستم انسانیت و شرافتم را حفظ بکنم و آرمیک جابرزاده غنی شده نباشم.

نگاه نو، بیست و هشتم آوریل 2007

http://www.negaheno.net

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.