خانواده ها

نامه حسن زنگنه به برادرش رضا زنگنه در کمپ آلبانی

رضا جان سلام
امیدوارم که حال شما خوب باشد. خیلی وقت است که از شما خبری نداریم. از این بابت ما نگران شما هستیم . قبلاً که درعراق بودی امکان تماس را نداشتی الان که در کشور اروپایی هستی چرا با خانواده ات تماس نمی گیری! فکر نکن که خانواده ات شما را فراموش کرده اند. ما همیشه به فکر شما هستیم و دوست داریم مثل گذشته شما در کنارمان باشی. برادرم کمی به فکر خانواده ات باش. زمانی که در عراق بودی ما در کنار پادگان اشرف خیلی تلاش کردیم با شما دیداری داشته باشیم ولی متاسفانه سران فرقه رجوی اجازه ندادند دیداری با هم داشته باشیم و با بد و بیراه از ما پذیرایی کردند. الان هم که در آلبانی هستی راهی برای ما میسر نمی شود که با شما در آلبانی دیداری داشته باشیم .خیلی دلم می خواهد شما را بعد از چندین سال از نزدیک ببینم.

و اما حرف من با شما
رضا جان به چه دلیل خودت را چندین سال در یک حصار بسته زندانی کردی شما در کمپ آلبانی آزاد نیستید. اختیاری از خودت نداری. واقعاً به این می گویند زندگی؟! دنیای بیرون از مناسباتی که هستی خیلی تغییر کرده. خیلی پیشرفت حاصل شده که از آنها بیخبری. چشمهای شما را بسته اند و به شما اجازه نمی دهند با دنیای بیرون آشنا شوید. کمی فکر کن و راهی برای نجات خودت از حصار بسته پیدا کن . آزاد زندگی کن و شاد باش. در محلی که زندگی می کنی همه اش تباهیست. به نتیجه ای نمی رسی .
برادر عزیزم خودت را نجات بده. خانواده ات با آغوش باز پذیرای شما هستند.

برادرت حسن زنگنه

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا