نامه سرگشاده مهدی خوشحال به اولاف شولتس صدر اعظم آلمان

صدر اعظم محترم جناب آقای اولاف شولتس، با درود و خسته نباشید
قبل از هر چیز پیروزی شما را در انتخابات ماه اکتبر و رهبری ائتلاف برای احزاب سوسیال دموکرات، سبزها و دموکرات های آزاد، و سرانجام تایید صدر اعظمی شما توسط بوندستاگ در هشتم ماه دسامبر، را تبریک عرض می کنم.
من نیز مانند بسیاری از شهروندان آلمان و مهاجرین دیگر در انتخابات اخیر آلمان که در ماه اکتبر اتفاق افتاد شرکت داشتم. نتیجه انتخابات در آلمان اتفاق عجیبی بود. خانم آنگلا مرکل به رهبری احزاب محافظه کار چون دموکرات مسیحی و سوسیال مسیحی، با افت زیاد آراء مواجه شده و پس از شانزده سال صدارت بازی را به احزاب ائتلاف معروف به چراغ راهنمایی، باختند.

پیروزی احزاب فوق و با آراء زیاد از میان طبقات فرودست و مهاجرین، بی شک پیامی در خود نهفته دارد و این اقشار از شما و احزاب ائتلافی، مطالباتی دارند که شما به عنوان نماینده و صدر اعظم آلمان، به جوانب امر اشراف بهتری دارید.
توافق نامه ائتلاف شما در 178 صفحه، در جامعه مطرح و شنیده شد. این ها اگرچه کم است، با این وجود مایه مسرت شهروندان فرودست آلمانی است. به عنوان یکی از شهروندانی که خواست اولین نامه را خدمت تان بنویسد، مایل به اعتراف و هشدار به یک فقدان و معضل جدی در جامعه آلمانی هستم.

جناب آقای اولاف شولتس
قبل از همه باید اعتراف کنم که من نزدیک سه دهه در کشور آلمان زندگی می کنم و از مواهب زندگی و آزادی مانند سایر شهروندان برخوردار بودم و از این بابت بی نهایت سپاسگزار و ممنون هستم. اما به عنوان یک شهروند خواستم تذکری را به شما و دولت تازه شما بدهم که سایر شهروندان به این امورات واقف نیستند. یک موضوع امنیتی و در ارتباط با مقوله تروریسم که سال هاست در کشورهای اروپایی جولان می دهد و طی سال های اخیر رشد و فعالیت چشمگیری داشته و بنا بر عملکردش، از دولت ها و شهروندان انرژی گزافی گرفته است.

مجاهدین خلق که من عضو سابق این گروه بودم و هم اکنون منتقد و معترض شان هستم، تا سال 2009 در لیست تروریستی اتحادیه اروپا قرار داشتند. این گروه، حدود چهار دهه در اروپا اطراق دارند و یکی از پایگاه های مهم فعالیت و آمد و شدشان، کشور آلمان می باشد. این گروه، به رهبری مسعود رجوی که او هم اکنون زندگی مخفی را برگزیده و همسر و نماینده اش مریم رجوی، رهبری این جریان تروریستی را به عهده دارند. آن ها بیش از سه دهه در خاک عراق به سر بردند و در هنگام جنگ مابین ایران و عراق، تمام عیار در خدمت جنگ و ترور صدام حسین دیکتاتور عراق، قرار داشتند اما همزمان پشت جبهه و بسیاری از ابزارها و امکانات شان از کشورهای اروپایی به ویژه فرانسه تامین شده است.

گروه نامبرده که در ساختار تشکیلاتی و زندگی جمعی به صورت فرقه ای اداره می شود، به جز فعالیت تروریستی و جنگی در ایران و عراق که منجر به کشته شدن ده ها هزار تن انجامید و در اکثر فعالیت های صدام حسین دیکتاتور عراق، شرکت و سهم فعال داشت همچنین در کشورهای اروپایی نیز فعالیت های تروریستی و نقض حقوق بشر، مرتکب شده است که به چند نمونه اش به اختصار شرح می دهم.

در ابتدای سال 1991 مجاهدین خلق مستقر در عراق به بهانه جنگ نزدیک به 900 تن از کودکان اعضای شان را از طریق کشور اردن به سایر کشورهای غربی اعزام کردند که در این میان حدود 200 کودک را در کشور آلمان و شهر کلن مستقر کردند. مجاهدین خلق، پس از انواع سوء استفاده از والدین و کودکان شان که حتی کمک هزینه زندگی شان را صرف ترور و جنگ، می کردند همچنین آنان را در خانه های امن با تربیت تروریستی پرورش داده و تعدادی شان که زیر سن قانونی بودند به دور از چشم قانون، از کشور آلمان به عراق منتقل کرده و عده ای را به کشتن داده اند.

مجاهدین خلق همچنین سپتامبر سال 2001 که نیروهای القاعده در جنگ انتخاری به ساختمان های دو قلوی نیویورک، حمله کرده و سه هزار تن از شهروندان بی گناه را کشتند، از بابت این خبر، جشن و پایکوبی به راه انداختند و رهبری مجاهدین با مسرت و ابراز شادی به نیروهایش اذعان داشت که این ها منظور گروه تروریستی القاعده، اسلام ارتجاعی بودند که چنین کردند وای به روزی که اسلام انقلابی که خودشان باشند، بخواهد دست به کار شود.

زمان زیادی نگذشت که صدام حسین در مواجه با قوای متحدین در عراق، شکست خورد و یکی از رهبران مجاهدین به نام مریم قجر که خود را مخفیانه به فرانسه رسانده بود پس از انواع و اقسام فعالیت های مجرمانه و تروریستی، در 17 ژوئن سال 2003 در فرانسه، دستگیر شد و متقابلاً در راستای باجگیری از دموکراسی و قانون، فرمان خودسوزی ده ها تن از اعضایش را در خاک اروپا صادر کرد که در این رابطه چندین کشته و وحشت برای مردم اروپا، بر جای گذاشت.

در کنار این ها، رهبری مجاهدین خلق که با اعتراض و انتقاد از سیاست های مخرب خود از جانب شهروندان ایرانی و اروپایی، مواجه شد فتوای حکم اعدام علیه اعضای ناراضی که بضاً هم اکنون جزو شهروندان کشور آلمان هستند را صادر کرد و به نیروهای باقیمانده اش فتوای مرگ منتقدینش را صادر و رو به آنان گفت، پس از مرگ منتقدین خود را به پلیس معرفی کنید چون که زندان های اروپا مانند هتل چهار ستاره هستند و از این بابت نگران نباشید. این گروه با این که سال ها در کشورهای غربی اطراق داشته و از همه امکانات مادی و معنوی شان، استفاده کرده ولی کماکان به استراتژی خشونت، اعتقاد راسخ دارد و هیچگاه ترور و خشونت را نه در ایران و عراق بلکه هم اکنون در اروپا، نیز رد نکرده است.

جناب صدر اعظم
آن چه در بالا اشاره شد، نمونه ای از خروار است که در این نامه مختصر نمی توان به سایر جنایات و نقض حقوق بشر در رابطه با این جریان تروریستی پرداخت. مردم ایران و آلمان، بیش از پنج قرن با هم روابط فرهنگی دارند. حال که در برنامه آتی دولت خود عزم دارید تا حقوق بشر را از طریق خانم وزیر آنالنا بربوک از حزب سبزها، در خارج از مرزهای آلمان سرلوحه اقدامات بشردوستانه خود قرار دهید و کشورهای دیگر را از این بابت تحت فشار قراردهید به پیشنهادم بد نیست اهرم حقوق بشررا قبل از خارج ابتدا به ساکن در داخل آلمان و در ارتباط با گروه های تروریستی و ناقضین حقوق بشر، اجرایی نمایید.

جناب آقای اولاف شولتس
در ارتباط با خطر گروه نامبرده که سال ها قبل جریان داعش را عشایر انقلابی می نامید و پشت پرده به همکاری با داعش متهم است، همچنین می توانید از جداشدگان و کسانی که از لایه های پایین این جریان و طی سال ها اسارت و کار اجباری و زندان و شکنجه و سایر خسارات جانی و مالی و روانی، خود را به دنیای آزاد رسانده اند کسب اطلاع نمایید. تعدادی از منتقدین و اعضای سابق مجاهدین خلق هم اکنون شهروند کشور آلمان هستند که مدام از جانب فرقه مجاهدین مورد تهدید و افتراء و ارعاب به سر می برند.
با آرزوی امنیت بیشتر و اصلاح ساختار کهنه به نفع فرودستان و مهاجرین، پیروزی شما را مجدداً تبریک عرض می کنم و برای شما و ملت آلمان آرزوی سلامتی و بهروزی دارم. موفق و پیروز باشید.

مهدی خوشحال، آلمان

منبع

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا