اعضاء مجاهدین خلق

قربانی دیگر در دام رجوی به کام مرگ رفت

نورمراد کله جویی هم درگذشت

نورمراد کله جویی، لرتبار و اهل اندیمشک در سال 59 در آغاز جنگ، بعنوان راننده ماشین آلات جهاد به کمک نیروهای خط مقدم نبرد میرود تا برای مدافعان میهن سنگر احداث نماید، وی در آن زمان حدودا 60 ساله بود و حتی سواد خواندن و نوشتن نیز نداشت، تنها قلبی پاک و زلال و دلی سراسر احساس داشت که صادقانه برای دفاع از میهن و کمک به رزمندگان میهن گذاشت و به اسارت نیرو های صدام در آمد .

نورمراد کله جویی با آن سن و سال اما مردی قوی هیکل و با استقامت بالا 9 سال اسارت را با تمام مشقات تحمل کرد، هر گاه صلیب سرخ به اردوگاه می آمد و نامه های اسرا را به آنها تحویل میداد، نورمراد منتظر نامه از طرف خانواده اش بود، همانطور که اشاره کردم او سواد خواندن و نوشتن نداشت و سایر همشهریانش نامه ها را برایش میخواندند و مینوشتند، علاقه مندی نورمراد به خانواده بخصوص دخترانش خیلی زبانزد بود و همواره تاکید داشت تا سلام گرمش را در آن نامه های چند خطی به خانواده و دخترانش برساند.

وی هیچ گونه علاقه و ارتباطی با سیاست نداشت و تا آخر عمر نیز همینطور بود، او تنها بخاطر رهایی از بند اسارت و روش های حیله گرانه فرقه رجوی و فریب و نیرنگ و وعده های دروغین موجب شد تا خود را به دام رجوی گرفتار نماید .

نورمراد کله جویی

سران تشکیلات رجوی و مسعود و مریم که خودشان در راس تفکرات ضد انسانی و ضد حقوق بشر بودند همواره نورمراد را در جلسات متعدد خطاب قرار میداند تا از احساسات او سوء استفاده نمایند و میدانستند که خیلی به خانواده اش وابسته است، لذا زیرکانه مواظب بودند که نورمراد تسلیم احساسات خانوادگی نشود و او را با جنگ افزار و مسئولیت های پوشالی پشت میکروفون می آوردند و سعی میکردند با شانتاژ کردن همواره او را سرپا نگهدارند .

در دوران پس از صدام، خانواده او بخصوص دخترانش بارها برای دیدار پدر به عراق آمدند و بارها در اطراف پادگان پدر را فریاد زدند. اما سران تشکیلات رجوی با خوی ضد بشری، با کشتن احساس و عاطفه پدری در درون نورمراد و با فریب دادن او با این ترفند که اینها خانواده نیستند بلکه مزدوران رژیم ایران هستند و هرکس به ملاقات برود جزء پاسداران نظام محسوب میشود اجازه دیدار با خانواده را به نورمراد ندادند تا اینکه نورمراد ناکام و دلسوخته حسرت دیدار با دختران دلبندش را به گور برد .

نورمراد از اشرف به لیبرتی و از لیبرتی به آلبانی منتقل شد و بنا به اطلاعات و به نقل از افراد جداشده ای که در کنار نورمراد بودند، او همواره دیدن ایران و دیدار خانواده را یکی از بزرگترین آرزوهایش ذکر میکرده و با توجه به کهولت سن میدانسته که بالاخره روزی دار فانی را وداع خواهد گفت. بنابراین همواره زمزمه میکرده که ایکاش ایران و خانواده را میدیدم و میمردم .

حال بنگرید این فرقه رجوی زنده کش و مرده پرست را که نیرو هایش تا زنده هستند همواره گناهکار و در مضان اتهام هستند که روزانه باید در نشست ها بعلت آلودگی و بقول خود رجوی “رجس”، روزانه باید گزارش زشتی ها و پلیدیها و آلودگی های خود را بنویسند تا تطهیر شوند، اما همینکه در حسرت دیدار خانواده جان را به جان آفرین تسلیم میکنند به قهرمانان و فداکاران سلحشور، مبارزان نستوه و رشید و دلاور و پاکباز تبدیل میشوند .

و خطاب به فرقه رجوی باید گفت :
تف بر مرام این مردم پست        این طایفه زنده کش و مرده پرست
تامرد بود زنده، کشندش            به جفا وانگه که بمیرد، برندش سر دست

بله نورمراد و نورمراد ها تا زنده و در اسارت فرقه هستند همواره سرکوب میشوند و تحت عناوین مختلف در نشست ها و جلسات مورد هجوم و انواع تهمت ها و افتراعات رجوی ساخته، مزدور، بریده و منحرف، غرق در مسائل جنسیت و ….. نامیده می شوند اما وقتی می میرند مانند نورمراد به قهرمان تبدیل میشوند .

حال ببینید در وصف این قربانی که در حسرت دیدار خانواده اش دق کرده چه الفاظ و القابی در نشریات و سایت هایشان نوشته اند .

“نورمراد یار و غمخوار مسعود!!”
مسعود رجوی که بیش از بیست و اندی سال است میدان نبرد و مبارزه را ترک کرده و نیروهایش را به امان خدا رها کرده و خود را به آمریکا تسلیم کرده ، چطور نورمراد به یار و غمخوارش تبدیل گشته ؟!

در سایت ایران افشاگر از تاریخ مبارزات نورمراد نوشه اند !!!
از تاریخ مبارزات نورمراد در طرفداری از مصدق در کودتای 28 مرداد و حبس و سابقه زندانی در آن دوران نوشته اند!

بهتر است که در مورد این مرحوم که دستش از دنیا کوتاه شده کمتر قلم فرسایی کنیم و برایش طلب مغفرت نماییم. اما صرفا جهت جلوگیری از سوء استفاده فرقه رجوی بصراحت اعلام کنیم که تمام نوشته ها و القاب و تعاریف سایت افشاگر کذب محض است و برای صحت و ثقم این مطالب بهتر است به خانواده وی مراجعه نماییم.

نورمراد یک مرد پاک و صاف و ساده، یک کشاورز و کارگر زاده بوده که به کشور و میهنش علاقه مند بوده و بهمین خاطر در جبهه های جنگ شرکت نمود و متاسفانه با حیله گری رجوی و فریب کاری هایش مانند صد ها نفر دیگر قربانی مطامع رجوی گردید.
مجددا برایش طلب مغفرت الهی داریم و برای خانواده اش که حسرت دیدارش را داشتند صبر مسئلت داریم.

یک دیدگاه

  1. لعنت بر رجوی که انسانها را به ربات تبدیل نمود .تا اعضای اسیر آزاد نشوند اوضاع چنین خواهد شد و ما هرروز شاهد مرگ اسرا خواهیم بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا