نقض حقوق بشر

زنان در فرقه مجاهدین؛ بردگان جنسیتی

موضوع نقض حقوق زنان در گروه تروریستی مجاهدین از جمله مسائلی است که هر ساله به بهانه‌های مختلف توسط این گروه تکرار می‌شود. به لطف یادآوری‌های آن‌ها درباره حقوق زنان، جهان هر ساله قادر خواهد بود تا نوع نگاه و رویکرد مجاهدین و سرکردگان آن را به زنان و دختران را به خوبی درک کند.

مریم رجوی سرکرده این گروه که توسط همسرش و برای نشان دادن ژستی حقوق بشری به سرکردگی این گروه منصوب شد هر ساله در مناسبت‌های مختلف تلاش می‌کند تا با فریب افکار عمومی بین المللی، اعتباری برای فرقه خود خریداری و آن را به عنوان یک جایگزین دمکرات و آزاد اندیش برای جمهوری اسلامی ایران معرفی کند.

این ادعاهای مجاهدین ممکن است در خارج از کشور برای کسانیکه با تاریخچه ننگین و سیاه مجاهدین آشنا نباشند تا حدودی کارآمد باشد اما برای مردم ایران که از نزدیک شاهد جنایات فجیع و رفتارهای قرون وسطایی مجاهدین به ویژه در سال‌های ابتدایی دهه شصت شمسی بوده اند، کمترین محلی از اعراب ندارد.

مریم و مسعود رجوی و زنان

فرار صدها تن از اعضای ناراضی مجاهدین از اردوگاه‌های عراق و اخیرا آلبانی به نقاط مختلف جهان و افشاگری‌های آنان نشان داد، زنان در این فرقه تا چه حد در وضعیت اسفبار و رقت انگیزی به سر می‌برند.

اجبار زنان به پوشیدن لباس‌های متحد الشکل و یکدست، طلاق دادن اجباری همه آنان از همسران خود، ممنوعیت ارتباط میان زنان و شوهران جداشده در داخل اردوگاه‌های مجاهدین، جداکردن کودکان از مادران خود در اردوگاه‌های مجاهدین و اعزام آن کودکان به اروپا به ویژه آلمان، ممنوعیت ازدواج دختران مجرد در داخل گروه، عقد اجباری همه زنان عضو گروه با مسعود رجوی، عمل جراحی تعداد زیادی از زنان عضو و عقیم کردن آن‌ها بنابر افشاگری زنان جداشده از این گروه، عدم امکان تحصیل علمی برای زنان و مردان عضو مجاهدین ، ممنوعیت دیدار زنان عضو با خانواده‌های خود که از ایران به دیدار آن‌ها می‌رفتند، بخشی از رفتارهای غیر قابل تحمل و تصور سرکردگان مجاهدین با زنان عضو در این گروه است.

زنان جداشده از گروه مجاهدین بخش قابل توجهی از اعضای منشق از این گروه را تشکیل می‌دهند که موضوعی قابل تأمل است. رجوی در تمامی سخنرانی‌های خود در جمع افرادی که بی اطلاع از رفتارهای ضد حقوق بشری و ضد انسانی گروه متبوع او هستند از حقوق زنان و برابری در خانواده و آزادی انتخاب پوشش می‌گوید. بی خبر از آنکه اصولا هیچ ازدواج و خانواده ای در میان اعضای این گروه وجود ندارد و زنان این گروه بر خلاف زن ایرانی، تنها مقید به استفاده از یک نوع خاص از پوشش است.

زن در گروه مجاهدین موجودی بی اراده است که در ذیل خواسته‌ها و اهداف سرکرده گروه و وفاداری به او تعریف می‌شود. حتی زنانی که به ظاهر در رده‌های بالای نظامی این گروه قرار گرفتند زنانی بدون احساس و اراده هستند که باز هم متعهد به تبعیت بی چون و چرا از سرکرده گروه و همسر او هستند. با این وضعیت، سرکرده گروه مجاهدین ، بی تردید آخرین شخصی است که صلاحیت اظهار نظر درباره زنان و حقوق آن‌ها را دارد.

سیدرضا قزوینی غرابی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا