عملکرد سازمان مجاهدین خلق

سازمان مجاهدین کجاست و در چه جایگاهی قرار دارد

از ابتدای گسترش کرونا و تا پایان تلویحی آن و بلافاصله بعد از شروع جنگ اوکراین مسایل جهانی کاملا در هر زمینه ای زیر و رو شدند. از اقتصاد و سیاست گرفته تا نان و آب و آزادی و قلم و تحصیل و البته دموکراسی و حکومت . مهمترین بخش این داستانها موضوع سیاست و اقتصاد است که میتواند همه زندگی انسانها را تحت تاثیر قرار دهد.

اگر توجه کنیم دنیای غرب و یا کشورهایی که در آنها دموکراسی و حکومت مردم تا حدودی برقرار است همه در صدد تغییر نگاه خود به همه این مسایل هستند .

این مساله بسیار زیاد و روزانه دارد خودش را نشان میدهد و برای مثال در انتخابات فرانسه که مکرون پیروز شد و با این انتقاد روبرو بود که مکرون نماینده قشر ثروتمند جامعه است و مکرون در سخنرانی پیروزی خود اشاره کرد که میدانم خیلی ها به من رای دادند بخاطر اینکه جناح راست افراطی پیروز نشود. و گفت من مثل پنج سال گذشته نخواهم بود و دوره جدیدی آغاز شده است و سعی میکنم آنها را از رای خودشان پشیمان نکنم. البته که برای کشوری مثل فرانسه و با سابقه دموکراسی و حکومت مردم چنین جمله ای فراخور مردم و رییس جمهورش هست حتی اگر همه وعده ها محقق نشود. مهم بیان این کلمات است.

نگاهی به صفحه اصلی صدای سازمان مجاهدین و ایران افشاگر بیندازیم . مجاهدین در زمان کنونی کجا قرار دارند. نیرویی که خودش را هر روز تنها آلترناتیو می داند . این کلمه را هم که معنی اش دیکتاتوری مطلق است بعدا مفصل خواهیم گفت .
فقط به پیام آخر رهبری یک تشکیلات به عمر پنجاه سال که حدود شانزده سطر است توجه کنید تا بتوانیم ببینیم ما در جهان سوم در چه وضعی هستیم .

کلمات ایشان در پیامی که شما اگر صد بار آنرا بخوانید نمیدانید انتقادی است یا اختلافی است یا دشمنی است یا دوستی است یا آگاهی بخش است یا حاوی اخبار یا اطلاعاتی برای کسانی که اهل رسانه هستند یا اصلا چی هست من لغات بکار گرفته ایشان را بازنوشته میکنم :

گنده گویی / خلیفه / ارتجاع / جاهلیت / تمساح / کشتی به گل نشسته / حرمله / فرتوت / یک جفت معاون اجرایی/ لاف و گزاف / سیسمونی قالیباف/ ابن ملجم/ لاف/ ابن سعد/ ابن زیاد/ جلاد و … توجه کنید که این نه یک هشتک در شبکه اجتماعی توسط یک جوان ده هفتادی است و نه یک دست نوشته از یک فرد ضد رژیم یا یک عضو ساده مجاهدین . این نوشته به گفته خود سازمان مجاهدین رهبری عقیدتی و تشکیلاتی و فرمانده کل ارتش آزادیبخش ملی داخل پرانتز فقط تنها آلترناتیو ایران است. چون این القاب که می آید با خودش یک هویت یا تفکر و ایدئولوژی را می آورد که ایشان رهبری عقیدتی اش است . صحبت دعوای دو نفر در سر کوچه و بازار نیست.

چرا ایشان نمیتواند یک پیامی بدهد که حاوی جزییاتی از انقلاب فرهنگی در ابتدای دهه شصت باشد و به ترتیب روشنگری کند و همه کسانی که آن ایام نبودند یا حتی متولد نشده بودند به چالشی کشیده شوند و بروند تحقیق کنند که داستان چه بود و چه شد و به کجا تا به امروز ختم شده است.

بر میگردیم به ابتدای بحث که صحبت از تحولی بزرگ که در دو سال پیش رخ داد. بخوانید صفحات سایت های مجاهدین و محتویاتش مملو از فحش و تحریف تاریخ و خود بزرگ بینی . این سایت ها حقیقتا بجز برای مصرف هواداران و اعضا که البته اگر دسترسی داشته باشند به اینترنت هیچ مطلبی ندارد که بشود از آن نکته ای آموخت یا یادداشتی برداشت. سراسر خشم و کینه و تهمت و دریدگی و دروغ و خود بزرگ بینی . در جایی که مجاهدین میگویند ما تنها آلترناتیو هستیم دیگر چه صحبتی باقی می ماند. یعنی در ایران هشتاد میلیونی هیچکس نیست که فکر گزینه بهتری برای جایگزینی هست. یعنی در ایران همه یا باید به مجاهدین رای بدهند یا اگر مخالف هستند بگذارند بروند. شاید همین الان هزاران نفر به حکومت پادشاهی یا غیر دینی فکر میکنند . مشکل این جماعت این است که چهل سال است در درون چهار دیواری تغییر ناپذیری به نام تشکیلات خودشان را حبس کرده اند. مشکل این جماعت این است که هرگز نمیتوانند بجز منافع فردی و سازمانی به هیچ چیز دیگر فکر کنند. مشکل این جماعت این است که فکر میکنند عقل کل هستند. مشکل مجاهدین است که نمی دانند علت جدا شدن این افراد از آنها و تبدیل یک شبه آنها به دشمن فشار و کارزاری است که علیه افراد خودشان طی سالیان در درون تشکیلات راه انداخته اند. اینها فکر میکنند اگر سایتی راه اندازی کنند و شماره پاسپورت کسی را در آن بنویسند از نگاه اعضا یک تشکیلات مخوف و پیچیده است و نمیدانند همین کارها باعث میشود فردی که از آنها خارج میشود بلافاصله با یک دنیای کاملا متفاوت از فرقه مواجه میشود.

این افراد نه فقط به لحاظ روحی و روانی و مالی بلکه با یک تناقض بزرگ که چگونه توانستند نیم بیشتر عمرشان در این میزان از دروغ و دغل زندگی کنند روبرو میشوند. و روزانه با این سوال که چرا من ندیدم و نتوانستم متوجه میزان این همه حرفهای ساختگی قرار بگیرم. حال یک بار دیگر بروید پیام رجوی را بخوانید در سایت مجاهدین! این پیام اگر با دقت خوانده شود تمام آنچه او و سازمانش هست را بیان میکند. یک پیام روشنگر از لحاظ سطح سیاسی و فرهنگی و علمی و قلمی رهبری عقیدتی و سیاسی و تشکیلاتی و فرماندهی و الی آخر .. است .

وقتی که اپوزسیون یک ملت چنین است یا به قول خودشان نسل پیشتاز یک خلق باید فهمید چرا این مردم هنوز بعد از هشتاد سال هیچ دستاوردی نداشته اند و البته چنان چه در ابتدای مطلب گفتم جایگاه این گروه در خارج کشور هم مشخص میشود. برای مثال تلویزیون آلمان در چند هفته گذشته واقعا جالب توجه بود و بسیار البته آموزنده .تلویزیونی که با خرج مردم و دولت اداره میشود و شبکه های مختلف خبری و فرهنگی دارد صدراعظم این کشور را برای سیاستش در قبال نوع کمک به اوکراین چنان توسط انواع خبرنگاران خودش به چالش میکشید که آدم متعجب میشد. صدراعظم و همه معاونان و وزیرانش هم البته خودشان را پاسخگو میدانستند. این را از این بابت گفتم که وقتی در چنین کشور قدرتمند اقتصادی رهبران این چنین هست نتیجه اش میشود کشوری که امروز یک پانزدهم جمعیت چین است در پله چهارم اقتصاد جهان ایستاده است و یکی از بالاترین کارنامه های درخشان سیاسی و اقتصادی و آزادی را دارد. دولت کنونی آلمان همان دولتی هست که حدود دو دهه در موقعیت اپوزسیون بود.

مهرداد ساغرچی – وبلاگ روشنگران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا