استراتژی خشونت طلبانه

مجاهدین تروریست باقی خواهند ماند

سازمان مجاهدین خلق ادعا دارد از سال 2001 تا کنون مشی مسلحانه را کنار گذاشته است و بر طبق گفتار مریم رجوی از آن تاریخ – پس از ترور تیمسار صیاد شیرازی – در ترور هیچ شخصیتی دست نداشته است. مجاهدین خلق در فاصله سال 2001 تا 2003 به دلایل مختلف از بیان رسمی فعالیت های تروریستی خود امتناع ورزیدند.

اول آنکه پس از قرار گرفتن سازمان در لیست تروریستی امریکا از اواخر دهه ی 90 میلادی سازمان در سال 1999 دست به ترور صیاد شیرازی زد و این ترور یکی از علتهای اصلی قرار گرفتن سازمان در لیست گروه های تروریستی اتحادیه اروپا نیز بود. به همین دلیل بود که سازمان فعالیت های تروریستی خود را از سال 2001 تا 2003 در خفا انجام می داد یا حداقل از بعد رسانه ای کمتر به آن پرداخت.

خلع سلاح اجباری سازمان در سال 2003 توسط نیروهای ائتلاف نیز تا کنون نتوانسته از عطش عملیات های تروریستی توسط مجاهدین کم کند زیرا سازمان هیچ گاه به صورت رسمی در نوشته و یا گفته های خود اعلام نکرده است که دیگر در هیچ عملیات تروریستی علیه ایران یا عراق شرکت نخواهد کرد. امری که بر طبق قانون اساسی عراق به آن تصریح شده اینکه به گروه هایی که تعرض به خاک کشورهای همسایه عراق را دارند اجازه فعالیت داده نمی شود. در جهتی که باید گفت نظام سلسله وار فعالیتهای تروریستی سازمان فقط شامل ترور نمی باشد و فعالیتهای تروریستی و فرقه ای سازمان در جهت و ابعاد گوناگون همچنان وجود دارد و این سازمان کمافی السابق در شانتاژ، شستشوی مغزی، القای باورهای کانالیزه شده و حتی حمایت از گروه ها و افراد تروریست فعالیت پر و پیمانی دارد. از دیدگاه نظامی ذات سازمان با هیاهو و جنجال و خشونت نظامی است که آرامش می یابد و " آرامش " به معنای واقعی آن دقیقا وجهی معکوس در سازمان دارد. بنابراین سرسپردگان رجوی همچنان تشنه فعالیت نظامی، ترور و اقدامات تفرقه افکنانه و کشتار غیر نظامی می باشند.

داشتن سلاح به همراه طرح و برنامه ای برای حمله به ایران، کشتار، حمایت از تروریستها و انجام آنچه که خود آن را " عملیات نظامی " می نامند دقیقا روح از بدن جدا شده ی سازمان است زیرا سازمان تنها با اینچنین فعالیتهایی است که به قرار و آرامش می رسد. دقیقا باید به این نکته اشاره نمود که سازمان برای اثبات اپوزیسون بودن خود آخرین و زبون ترین راه را برگزیده آنهم نه در تقابل با نظام حاکم بر ایران بلکه در برابر یکایک ایرانیان.

امروز که سازمان همان حداقل توان نظامی خود را نیز از دست داده به اشاعه و بازتولید تروریسم در صورتهای دیگر روی آورده است که جدای از موارد اشاره شده، تقویت خشونت رسانه ای را نیز در دستور کار خود قرار داده است. کاربرد الفاظ رکیک، تهدیدها و تحلیل های عصبی،نشان دهنده اوج فشاری است که سازمان از بسته بودن دستش برای این عملیات نظامی تحمل می کند و این گونه جلوه نمایی ها هم در حکم مسکن موقتی است که بر تن زخم خورده قرار می دهند زیرا جراحات و لطمه های شدید روحی ناشی از خلع سلاح نیروهای سازمان به حدی است که با هتاکی، بزرگنمایی، فحاشی و موارد مشابه روی درمان به خود نخواهد دید.

واضح است برای سازمانی که ذره ذره وجودش را خشونت و تروریسم فرا گرفته چنانچه یکی از ابزارهای ابراز وجود را نداشته باشد کارکرد سیستمی خود را بعنوان یک نظام تولید تروریسم از دست خواهد داد.

ناصر متین

نمایش بیشتر

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا