عملکرد سازمان مجاهدین خلق

رجوی قبح دم جنباندن برای دشمن را ریخته است

در تمام دنیا و در طول تاریخ، استانداردهایی وجود داشته و دارد که تخطی از آن ها خیانت به ملت و کشور محسوب شده و در انظار عمومی شدیدا قبیح و مذموم است و احساسات ملی را برمی انگیزد و عواطف ملی را خدشه دار می کند. معمولاً بالاترین مجازات ها نیز در خصوص خیانت به عالی ترین مصالح ملی اجرا می شود. حتی کشورهایی که حکم اعدام را لغو کرده اند یک استثنا قائل شده اند و آن در قبال جاسوسی و همکاری با دشمن یا هرگونه اقدام به نفع دشمن است.

همکاری علنی، گسترده و مداوم اطلاعاتی، نظامی و تبلیغی مسعود رجوی با رژیم متجاوز صدام حسین علیه ملت ایران و مدافعان و مرزبانان میهن در خلال جنگ ایران و عراق یکی از نادرترین خیانت های ملی شناخته شده در جهان است که تاکنون به این شکل در طول تاریخ رخ داده است. فرقه رجوی البته همچنان خدمات اجاره ای خود را به دشمنان ایران و ایرانی عرضه می دارد.

خیانت های ملی فرقه رجوی که با تبلیغات مسموم و گسترده و با بودجه های کلان تأمین شده از جانب دشمنان همراه است، تأثیرات امنیتی و سیاسی و اقتصادی و اجتماعی بسیار بالایی داشته و هزینه گزافی را بر ملت ایران تحمیل نموده است اما از تأثیرات روانی و اخلاقی آن نیز نباید غافل ماند که آثار آن را می توان به شکل های متفاوت در حال حاضر در جامعه مشاهده نمود. مسعود رجوی اشلی از خیانت ملی را به ثبت رسانده و سقفی از وطن فروشی را بنا نهاده که هر دم جنباندنی برای دشمن در مقایسه با آن کوچک می نماید.

مهم ترین تأثیر روانی و اخلاقی خیانت های ملی فرقه رجوی، ریختن قبح همسویی با دشمن ملت و اقدام علیه عالی ترین مصالح ملی است که بعضا به اشکال ریز و درشت همچنان اتفاق می افتند. گویی اقدام علیه منافع کشور به نفع دشمن و همسویی با خصم امری عادی است و متأسفانه در زیر چتر خیانت بزرگ رجوی، حساسیت های جامعه نسبت به آن کم شده است.

علاوه بر فرقه ضد ایرانی رجوی که ماهیتش را سال های سال است آشکار کرده، مشاهده می شود که افرادی که جایگاهی به عنوان مثلاً سلبریتی، ژورنالیست، فعال مدنی، سیاستمدار، جامعه شناس و حقوق دان و غیره دارند و به نوعی مورد توجه مردم هستند به راحتی بر منافع ملی پا گذاشته و با دشمن همسو و هم کلام می شوند و به نفع دشمن وارد عمل می گردند. مثلاً فلان بازیگر وقتی یک تریبون بین المللی را در اختیار می گیرد به جای این که از این فرصت که متعلق به ملت ایران است استفاده کرده و به تأثیرات تحریم های ظالمانه دشمنان علیه ملت ایران بپردازد، که گزارشگر ملل متحد نیز اخیراً در بازدیدش از تهران به وضوح علیه آن ها موضع گرفت، برعکس بر زخم مردم نمک می پاشد. این متأسفانه همان فرهنگ نفاقی است که مسعود رجوی پایه گذار آن بود و با صرف هزینه کلان آن را تبلیغ کرد و در شرایط بی توجهی متولیان فرهنگی، تبلیغی و تربیتی اشاعه یافت و لذا حساسیت ها کمرنگ شد و الان آن غیرت ملی که باید در برابر همسویی و همکاری با دشمن وجود داشته باشد و به جوش و خروش بیاید مشاهده نمی گردد.

آمریکا و کشورهای وابسته، ملت ایران را صرفا به دلیل این که می خواهد مستقل باشد دشمن می دانند و به هر شکل ممکن دشمنی خود را بارز می کنند و شدیدترین تحریم های فلج کننده را علیه ملت ایران اعمال می نمایند و حتی اجازه برگزاری یک مسابقه دوستانه فوتبال با تیم ملی ایران را هم نمی دهند، و در این میان افرادی که خود را ایرانی می نامند همسو با این اقدامات وارد عمل می شوند و برای دشمن دم می جنبانند، بدون این که احساسات ملی برانگیخته شود و رگ غیرت کسی بالا بیاید و نشان داده شود که چقدر کارشان قبیح و ناپسند و از نظر ملت ایران محکوم بوده است.

بی تفاوتی عمومی در قبال دهان کجی های دشمنان و دشمنی آشکار در محافلی که متأسفانه افراد شاخص ایرانی هم حضور دارند به یک اپیدمی تبدیل شده است که سر منشأ آن نفاق مسعود رجوی و عدم پرداختن کافی به این پدیده خیانتبار و شوم در رسانه ها در سطح ملی است.

عاطفه نادعلیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا