اعضاء جداشده از فرقه رجوی

سلسله گفتگوهای انجمن نجات با اسیران پیوستی به سازمان مجاهدین خلق – قسمت دوم

سردرگمی هویتی که گریبانگیر اسرای پیوستی به مجاهدین خلق شد

در ادامه گفتگو علی مرادی و علی بیگلری در خصوص روشهای اغفال و فریب اسرای جنگ تحمیلی توسط سازمان مجاهدین در عراق بحث دیگری که مطرح می شود در مورد نحوه استقبال مجاهدین خلق از اسرای جذب شده و عملکرد سازمان در ابتدای جذب و تغییر رفتار تدریجی با ورود اسرا به مناسبات است.

علی بیگلری می گوید با ورود به اردوگاه مجاهدین، وارد دنیای ناشناخته ای از زنان و مردان شده بودیم. در بدو ورود برای جذب حداکثری سعی می کردند احترام بیشتری بگذارند و فشار زیادی به ما وارد نکنند. بیشتر در حد آموزش بود. برای ما که سالها بود آسمان شب را ندیده بودیم همین که شبها بیرون بودیم خیلی جذاب بود.
یک سال از ورود ما به مناسبات می گذشت. دیگر خسته شده بودیم و حس پوچی داشتیم. بحث های انقلاب ایدئولوژیک هم بود. اوایل امتناع کردم اما مرا به زور وارد انقلاب کردند. شکنجه های روحی آنها در این حین بسیار شکننده تر از شکنجه های جسمی بود. حالت دیوانگی به من دست داده بود و این مسئله را در نشستی عمومی مطرح کردم.

خودکشی و انتقال به ابوغریب

این فشارها تا آن جا پیش می رود که علی بیلگری که حالا 28 ساله شده بود را به مرز خودکشی می کشاند: از خلوتی اردوگاه استفاده کردم. لیوانی را شکستم و رگ های دست و گردنم را زدم. علی ابریشم کار که آن موقع فرمانده من بود متوجه قضیه شد و با فریاد بقیه را باخبر کرد. در همان حالت بیهوشی چفیه ای به گردن من انداخته بودند و بدو بیراه می گفتند. بیست تا سی تا برگه امضا کردم. حکم اعدامم را امضا کردم و سپس به انفرادی منتقل شدم.
علی بیگلری حدود 8 ماه در زندان انفرادی سازمان مجاهدین خلق حبس می شود و سپس به ابوغریب منتقل می شود:
شاید باورش سخت باشد اما اوایل ورودم به ابوغریب احساس آزادی میکردم. از بس که فشار روحی و روانی در سازمان زیاد بود.

از چاله به چاه

علی مرادی می گوید مجاهدین هیچ گاه افتخار نکنند که توانستند چند هزار نفر اسیر ایرانی را جذب کنند. زیرا اینها هیچ کدام نه سیاسی بودند و نه هوادار مجاهدین خلق. این ها هوادار نظام و طرفدار ایران و ایرانی بودند که برای طرفداری از میهن به جبهه رفته بودند. این افراد تنها به قصد نجات خودشان به سازمان پیوستند که البته از چاله به چاهی عمیق تر افتادند. بالای 95 درصد از این افراد به روشهای مختلف در مناسبات نماندند و خودشان را نجات دادند که گویای این حقیقت است.

تفاوت تحمل اسارت در اردوگاه عراقی ها و اردوگاه مجاهدین خلق

مرادی و بیگلری هر دو بر این باور هستند که تحمل اسارت در اردوگاه بعثی ها بسیار راحت تر از اسارت در تشکیلات مجاهدین خلق بوده است. بیگلری می گوید: این ها ما را فریب داده بودند. در اردوگاه عراقی ها همه ما اسرای ایرانی با هم همدل بودیم و در مقابل شکنجه های نیروهای عراقی از هم دلجویی می کردیم. اما در اشرف اگر شکنجه می شدیم از طرف سایر افراد هم بایکوت می شدیم و در واقع زیر شکنجه شدید روحی قرار می گرفتیم.

برزخ و بلاتکلیفی

علی مرادی با اشاره به دوران بعد از آتش بس میان ایران و عراق این دوران را دوران سختی برای اسرای ایرانی می داند: در این دوران و وقفه ای که برای تبادل اسرا پیش امده بود، جو ناامیدی بین اسرا حاکم شده بود و انگیزه ها از دست رفته بودند. و دقیقا عوامل مجاهدین از همین شرایط سوء استفاده کردند و با پخش اخبار کذب و دامن زدن به این جو ناامیدی سعی کردند افراد را به سمت خود متمایل کنند.

اردی

مرادی می گوید تشکیلات مجاهدین، تشکیلات مخوف و دیکتاتورمابی بود و فرهنگ اسرا به هیچ عنوان این را نمی پذیرفت. برخی اعضای سازمان میگفتند اسرا تشکیلات ما را شخم می زنند. از اصطلاح اردی برای ما استفاده می کردند! و به همین دلیل بود که اسرای پیوستی هیچ گاه پست و رتبه ای در تشکیلات مجاهدین خلق نگرفتند.
بیگلری می گوید علیرغم همه تهدیدها و علیرغم این که باور کرده بودیم اگر از مناسبات خارج شویم حتما کشته یا اعدام می شویم اما ترجیح می دادیم یک لحظه در مناسبات سازمان نمانیم.

زندگی نوین بعد از رهایی از تشکیلات مجاهدین خلق

بیگلری در پاسخ به سوال مرادی در خصوص زندگی بعد از جدایی از سازمان مجاهدین خلق می گوید: انسان به خانواده نیاز دارد. به کانون آرامش. چیزی که سازمان از همه اعضا گرفته و همه را به ربات تبدیل کرده است. وقتی چارچوب را می شکنی و وارد دنیای جدید و آزاد می شوی و با این عواطف انسانی روبرو می شوی، این ربات از نو متولد می شود و انسان بودن را باز می یابد .

هویت چندگانه

بیگلری و مرادی هر دو براین عقیده هستند که حضور انها در مناسبات فرقه مجاهدین خلق به عنوان کسانی که زمانی خالصانه برای دفاع از مرز و بوم و میهن و ناموسشان پای در جبهه های جنگ گذاشتند، آنها را دچار سردرگمی هویتی کرده است: آزاده ، رزمنده، آزاده ، منافق یا بریده!!

برای دانلود اینجا را کلیک کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا