مسعود رجوی

باز هم سنگ روی یخ شدن مسعود رجوی

آقای مسعود رجوی مرحوم، باز هم در پی برخی اخبار نادرست و شایعه ها، دست به انتشار پیامچه ای زد و گفت:

– همه آماده باش باشید…
– حتی کودکستان ها را ببندید…
– درس را تعطیل و کتاب ها را پاره و پوره کنید!
– همه جا را یکی پس از دیگری آزاد کنید…
– من در هر تابلو و تخته سیاهی، فرمان حمله را صادر می کنم…
– من همه را از زندان آزاد و دوباره زندان ها را پر می کنم…
– تا اطلاع ثانوی ، جلوی تمام مدارس اعم از دخترانه و پسرانه ، گشت ارشاد ها را جمع می کنم…
– پرستاران و معلمان و کارگران و کارمندان و افسران وطن، حافظ جان و مال مردم نباشید!
– الگوی شکست ما در فروغ جاویدان را فراموش نکنید و از آن آموزش ببینید…
– من فرمان می دهم ، من فرمانده هستم، من می گویم به پیش ، به پیش به سمت جهنم . . .

باز هم طبق معمول تحلیل های آبکی منتسب به مسعود رجوی مرحوم ، خیلی زود غلط از آب درآمد و حتی بلافاصله این پیام را از تمامی سایت ها برداشتند و جایش خزعبلات دیگری گذاشتند، تا دیروز تیتر اول تمام سایت ها این پیام بود، اما امروز از آن در ته صفحه ها هم خبری نیست! هزار بار به این رهبر خوشیفته و خودمنتصب گفتند که در تحلیل هایت زمان نده، روی خبرهای غیر موثق مانور نکن، صبر کن، عجله نکن، از هول حلیم توی دیگ نپر. اما کو گوش شنوا . . .

یکی از خصوصیات بارز رهبران فرقه رجوی و شخص مسعود رجوی، راه انداختن بازیهای کودکانه و تخیلی است، در تمامی سرفصل های واقعی و غیرواقعی، این رهبر خودباخته و خودشیفته، شروع به برنامه ریزی های ابلهانه می کند که مرغ پخته را هم به خنده وا می دارد. همه ما که روزگاری در آن مناسبات فرقه ای اسیر بودیم، تجارب متعدد از این بازیهای مسعود رجوی به یاد داریم. هر سال را سال آخر و سال سرنگونی اعلام می کرد، ما در هوای 60 درجه عراق به کیسه کشی تانکها و زرهی ها مشغول می شدیم و صد بار سر کار بی هوش و گرمازده می شدیم و می افتادیم، دوباره سرپایمان می کردند و می گفتند برادر سرفصل اعلام کرده است، کار کنید، کار کنید، جان بکنید، عاقبت هم سال تمام می شد و هیچی به هیچی ! باز هم سال بعد سال آمادگی و سرنگونی اعلام می شد!!!

مسعود و بعدها هم مریم، همیشه از هول حلیم توی دیگ می افتادند، یعنی عجله فراوان برای تصاحب قدرت و حکومت در ایران دارند و در نهایت هم هرگز بدان نرسیده و نخواهند رسید، چرا که تمامی تحلیل هایشان بر پایه های غیر واقعی و شور و فتور و حدت و شدت پوشالی استوار است. اصلا پایه اصلی مناسبات رجوی ها، شور و فتوری و لحظه ای است.

تحلیل تمامی شرایط به نفع خود و شتابزدگی و طمع بیش از حد و بدنبال آن تصمیمات غیرعاقلانه، نه تنها هرگز سودی را عاید این فرقه و رهبران آن نکرده است، بلکه بر عکس هر بار ضرر بیشتری را هم دیده اند.

حال شما اسیران این فرقه را در نظر بگیرید که باید با هر ساز کوک و نا کوک رجوی برقصند، همه در این فرقه به نوعی بازیچه محسوب می شوند و فقط سیاست های چاله بکن و پرکن رجوی را اجرا می کنند که هرگز سودی برای هیچ کس نداشته است. یک نفر نیست از مسعود رجوی سئوال کند که :

چرا سنگین و رنگین، سر جایت نمی نشینی و هر بار بی آبرویی ، رسوایی و بی شرفی به بار می آوری؟ شاید این هرزگی های سیاسی و بی آبرویی ، مد شده است و ما نمی دانیم!

فرید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا