خانواده ها

مادر رسول ترکمان در بستر بیماری است و همچنان چشم انتظار دیدار فرزند

خانواده مهدلو یکی از صدها خانواده ای هستند که سالهاست برای رهایی عزیزشان و یا کسب خبر از او تلاش می کنند و سالهاست در حسرت شنیدن صدایش و دیدن تصویرش لحظه شماری می کنند. رسول مهدلو دهه هاست که اسیر تشکیلات مجاهدین خلق است و بی ارتباط و بی خبر از دنیای بیرون و از خانواده.

خانواده رسول مهدلو ترکمانی بارها و بارها درخواست خود را از طریق مجامع بین المللی حقوق بشری پیگیری کرده اند تا شاید بتوانند از وضعیت جسمی و روحی رسول مطلع شوند که متاسفانه سران ضد انسانی مجاهدین خلق مانع از این درخواست انسانی این خانواده شده اند.

” خانواده ” خط قرمز و مرز سرخی که سران فرقه رجوی بشدت از ارتباط گرفتن آن با اعضای دربند خود واهمه دارند و دائما آدمها را چک و بررسی میکنند که مبادا کسی به فکر خانواده و یا خبر گرفتن از آنها باشد.

اکنون مادر رسول در بستر بیماری است و همچنان چشم انتظار دیدار فرزند. اما در این روزهای سخت هم همچنان سران فرقه اجازه دیدار و یا حتی شنیدن صدای فرزند را به او نمی دهند.

برادر رسول مهدلو ترکمانی
برادر رسول مهدلو ترکمانی

روز سه شنبه ، 8 آذرماه به دیدار برادر رسول رفتم تا حال مادر را جویا شوم. ایشان که خبر رهایی حمیدمحمد آتابای را شنیده بود ، رهایی برادرم را به من تبریک گفت و آرزو کرد که برادرش رسول هر چه زودتر از چنگال فرقه دست ساز رجوی رهایی پیدا کند.

در ادامه با درخواست آقای مهدلو ترکمانی با حمید محمد آتابای ارتباط تصویری برقرار شد. آقای مهدلو ضمن تبریک آزادی به حمید محمد جویای وضعیت برادرش شد. حمید محمد که قبل از رهاییش از تشکیلات مجاهدین خلق رسول را دیده بود به او اطمینان داد که وضعیت رسول از نظر جسمانی مطلوب بوده و به حمدالله سالم و سلامت بوده است. حمید محمد آتابای در ادامه از شرایط اعضای حاضر در مناسبات مجاهدین خلق توضیحاتی داد. او گفت بچه ها شدیدا تحت فشار مغزشویی هستند. او گفت اعضای درون سازمان هیچ گونه آمار و اطلاعات درستی از خانواده هایشان ندارند.حمید محمد آتابای توضیح داد که چگونه سران فرقه، اعضا را از احساسات خانوادگی تهی می کنند و جسم شان را در جهت امیال خود به کار می گیرند.

آقای مهدلو ترکمانی با اشاره به این که تا پای جان برای رهایی برادرش تلاش خواهد کرد، آرزو کرد که رسول را هر چه زودتر از چنگال مجاهدین نجات دهد.

در حین صحبت و تماس تصویری ، بغض آقای مهدلو را می دیدم که چگونه با یادآوری خاطرات برادر ترکید و اشک از چشمانش سرازیر شد. باران اشک هایی که در حسرت دیدار برادر پایانی ندارند.

این صحنه ها، برای من که با خانواده های چشم انتظار زیادی در ارتباط هستم ، صحنه هایی آشنایی هستند. سران مجاهدین خلق در دشمنی با خانواده ، همه کار کرده و می کنند. از تفتیش عقاید و تابو اعلام کردن خانواده در مناسبات و میان اعضا. تا مزدور و وزارتی و کانون فساد نامیدن پدران و مادران چشم به راه و دلشکسته ای که جز کسب خبری و یا دیداری کوتاه با عزیزانشان خواسته دیگری ندارند. سران مجاهدین خلق به خوبی درک کرده اند که قدرت خانواده بالاترین قدرتی است که توان متلاشی کردن تشکیلات جهنمی شان را دارد. همانگونه که اهتمام این عزیزان،باعث اخراج این فرقه از عراق پرآشوب شد.
امیدوارم هر چه زودتر شاهد نابودی این سازمان ستمگر باشیم که این گونه خانواده ها را متلاشی کرده و حسرت به دل نگاه داشته است.

محمد آتابای

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا