انجمن های مستقل

گفتگوی کانون فرهنگی- اجتماعی پیام با آقای علی قشقاوی

گفتگوی کانون فرهنگی- اجتماعی پیام با آقای علی قشقاوی نماینده انجمن ایران سبز در دفتر مرکزی کانون پیام در کشور هلند
کانون پیام
لازم به توضیح است که کانون فرهنگی پیام در هلند مستقر می باشد. این کانون از طرف دولت هلند مورد حمایتهای همه جانبه قرار دارد. بخش پناهندگی پیام در رابطه با احقاق حقوق پناهند گان فعالیتهای بسیار چشم گیری انجام داده که اکثر آنها در مطبوعات و جرائد هلند انعکاس وسیعی داشته است. کانون پیام با فعالیتهای ده ساله خود یکی از منابع معتبر اطلاع رسانی و فرهنگی ایرانیان در هلند محسوب می شود.
متن مصاحبه :
با سلام و تشکر آقای قشقاوی از اینکه وقتت را بما دادی تا بتوانیم با هم تبادل نظر کرده و از تجارب و فعالیتهای فرهنگی- اجتماعی، ضد فرقه ای شما هم در آلمان استفاده کنیم.
س: دوست عزیز لطفا ضمن معرفی خودت بطور کلی برایمان بگو که انجمن ایران سبز چه نوع فعالیتهای را انجام می دهد؟
ج: با تشکر از این که این فرصت را در اختیار من گذاشته اید. خدمتتان عرض شود که انجمن ایران سبز توسط تعدادی از اعضای سابق مجاهدین که هم اکنون در خارج از کشور زندگی میکنند به علاوه با تعدادی از هم میهنان در آلمان تاسیس شد که البته آلان مدت 1.5 سال از زمان تاسیس آن میگذرد از آنجایی که همان طور عرض کردم بعضی از اعضای این انجمن از افرادی هستند که دارای تجارب غنی در رابطه با مسائل فرقه و فرقه شناسی بودند، کار اصلی خود را برروی این مقوله متمرکز کرده اند و تا آنجایی که امکانات اجازه بدهد، تلاش خواهد کرد به دیگر مسائل از جمله به مسئله پناهندگان و برقراری ارتباط هر چه بیشتر با هم میهنان هم بپردازد.
س: اما سئوالی که آلان برای من ایجاد شده است اینکه بنظر شما چه لزومی دارد که مردم با کار کرد های فرقه آشنا بشوند؟
ج: قبل از هر چیز اهمیت و جدیت فعالیتهای انجمن بر اساس تجارب و انتقال تجارب شکل گرفته است از این زاویه و همانطور که شما میدانید اعضای این انجمن بعضا بیش از دو دهه در سازمانی فعالیت کردند که در آن سازمان چیزی جز مناسبات و عمل کردهای تشکیلات فرقه و آموزه های یک کارکرد ایدئولوژیک را تجربه نکرده اند امروزه در غرب هم می بینیم که فرقه ها فعالیت دارند و جامعه غرب با این پدیده بصورت بسیار منطقی و علمی در حال برخورد است. اما چیزی که فرقه مجاهدین را با دیگر فرقه ها متمایز میکنند وجه کیش شخصیت در داخل مناسبات و مناسبات تقدیس گرانه است که سر لوحه کارشان با زور تفنگ و سلاح گرم است که با دیگر فرقه ها بسیار متفاوت است. جدا از این که سازمان مجاهدین بعنوان فرقه تروریستی در سراسر جهان شناخته شده اند ما در این راستا با همکاریهای که با سازمان های ضد فرقه داریم بسیار مورد استقبال قرار گرفته است. اما باید به سئوال شما این طور پاسخ دهم وقتی که مردم کار کرد و شیوه های عضو گیر فرقه ها را بدانند، مانند واکسنسیون در برابر این اپیدمی میباشد چرا که خودمان هم از روز اول اگر این تجربه می داشتیم و چنین انجمنهای و سازمان های می بودند و ما را در واقع از فرقه های موجود آگاهی میدانند مسلما ما بیش از دو دهه از عمرمان را در این راه بیهوده سپری نمی کردیم.
س: ببینید سئوالی که آلان برای من پیش می آید این است که ما در طول تاریخ سیاسی کشور مان میبینیم که سیاسیون بندرت از تجارب دیگران استفاده کرده اند و هر کسی خواسته است خودش از صفر شروع کند و تجارب خود را به بوته آزمایش بگذارد که طبعا می بینیم که جواب ندارد در حالی که غرب همیشه از تجارب دیگران و گذشته سیاسیون خود استفاده می کند و می بینیم که موفق هستند حالا شما چطور میتوانید به هم میهنان ما این تجارب را منتقل بکنید در حالیکه استفاده از تجارب دیگران و گذشتگان برای مردم در جامعه ما هنوز نهادینه نشده است؟
ج: ببینید این درست است که جامعه ما در بکارگیری تجارب تاریخی موفقیت چشم گیر نداشته است اما باید در نظر داشته باشیم که در هر زمینه چه سیاسی چه فرهنگی و حتی اقتصادی و مسائلی مثل پرداختن به فرقه حرکت شروع شده است هرچند که آن طور باید ببار ننشسته اما آلان در مسیری هستیم که آینده بسیار درخشان خودش را نشان می دهد هرچند ما هنوز به زمان بیشتر نیازمند هستیم.
س: من فکر می کنم که سازمان مجاهدین در راهی که هستند با دست خود کار خودشان را به بن بست کشاندند و هیچ راه برون رفتی هم هرگز برای شان متصور نیست و پرداختن به این مسئله چه ضروریتی دارد؟
ج: من با شما کاملا موافقم که سازمان مجاهدین بدلیل حضور شان در عراق و همکاری های تنگاتنگ با دیکتاتور عراق و دشمنی با مردم ایران و اقدامات ترورسیتی که بر علیه منافع ملی انجام دادند به لحاظ سیاسی هیچ گونه آینده ای ندارند اما انتقال تجربه از یک فرقه به مردم هیچ ارتباطی حتی با انحلال یک گروه و سازمان ندارد بلکه همانطور که عرض کردم این فرقه بعنوان یک اپیدمی در سرزمین ایران عده ای را بیمار کرد من نمی گویم این فرقه و این بیماری دوباره به سرزمین ما و به ملت ما برمی گردد و عد ه ای دیگر را مبتلا می کند بلکه ما این هوشیاری و تجربه را باید قدر بشناسیم و این آمادگی مقابله درست و منطقی با بیماریهای مشابه و سموم قابل انتقال به بدنه اجتماع را باید داشته باشیم. امروز حرکت ما هنوز با توجه با گذشت سالها میتوان گفت جوان و جدید است و باید برای راندمان اصلی زمان بیشتری طی شود و با آن نقطه خواهیم رسید که سازمان مجاهدین این را بفهمد که حرکات ما زائیده اعمال آنها یعنی فرقه است که مردم را به این چنین بیماری های مبتلا کرده است ولی رشد آن هیچ گونه ارتباطی با وجود و حذف این فرقه ندارد. من برای فهم بیشتر این موضوع مثالی میزنم: در علم پزشکی وقتی که واکسن یک بیماری کشف می شود بعد از بین رفتن آن بیماری این واکسن را برای مقابله با بیماری های مرموز دیگر و جدید کیفیت آنرا ارتقاء می دهند تا همیشه در دست رس برای مقابله با دیگر بیماری های مشابه و غافل گیر کننده باشد.
س: شما برای انتقال این تجارب از چه ابزار و امکاناتی استفاده می کنید؟ و استقبال مردم برای کسب این تجارب چگونه است و با چه معیاری این استقبال را می سنجید؟
ج: ما در درجه اول هنوز در ابتدای راهیم ما در این مدت به تجربه های دست یافیم که حقیقتا بار ارزش است ما بیشتر کارمان را به وسیله ارتباطات و اینترنت و در کنار آن با برگزاری سمینارها، دیدار ها، برنامه ها و با ایجاد رابطه فعال با دیگر انجمن ها و کانون های که در این راه فعالیت میکنند، ادامه می دهیم. تا این جایی کار ما بسیار راضی هستیم مردم هم از این مقوله بسیار استقبال می کنند چرا که ما شروع کننده این راه نبودیم این راه در واقع توسط کسانی که در این راه بودند و زحمت کشیدند و جلوتر از ما به کشور های اروپایی رسیدند آن را باز کردند و ما از تجارب بسیار گرانبهای آنها هم استفاده می کنیم.
س: سوال من از شما این است آیا فشارهای سیاسی- اجتماعی که رژیم ایران بر مردم وارد می کند باعث تقویت نیروهای رادیکال و خشونت گرا(مجاهدین) در موضع اپوزیسیون نمی شود؟
ج: سرکوب و ایجاد فشار بر مردم تحت هر عنوان محکوم است اما این را باید در نظر داشته باشیم که هیچ گروه و هیچ دسته ای و هیچ فرقه ای حق ندارد تحت عنوان مبارزه با رژیم، خودش اعمالی را انجام بدهد که صد بار بدتر و زننده تر و زشت تر باشد. نمی توان به مردم گفت چون من در حال مبارزه با رژیم هستم حق دارم زندان و شکنجه و سرکوب داشته باشم و نمی توان به مردم گفت چون من در حال مبارزه با رژیم هستم خانواده ها را از هم بپاشانم و ارتباط با فرزندان و خانواده ها را تحریم کنم و در درون خود سرکوب را به بالاترین حد افزایش دهم. ببینید حکومت ایران می گوید من با مخالفین خود برخورد می کنم در حالی که سیستم فرقه مجاهدین با افراد خودی به شکلی برخورد می کند که گویا دشمن شماره یک آن میباشند فرقه مجاهدین می گوید اگر کسی یا عضوی خواسته های مرا به اجبار نپذیرد، باید محکوم به نابودی شود طوری که آقای رجوی خود دادگاه درون تشکیلاتی را برای اعضای ناراضی خود اداره می کرد و نقش ریئس دادگاه و قاضی را بازی می کرد و برای مخالفین خود هنوز به قدرت نرسیده حکم صادر می کند. من فکر می کنم ما باید به همه این موارد توجه داشته باشیم.
س: حال بنظر شما برای ایجاد یک پل ارتباطی بهتر بین کانون های فرهنگی و اجتماعی با محافل سیاسی(با توجه به اینکه تفکیک فعالیت های سیاسی اجتماعی، فرهنگی از یکدیگر امکان ناپذیرند) چه پیش زمینه های در نظر دارید؟ و چگونه می توان آن را تقویت کرد؟
ج: در درجه اول نقش فعایت های اجتماعی و فرهنگی انجمن یک نقش بسیار پر اهمیت است فعالیت های اجتماعی و فرهنگی در جامعه ایرانی های که من با آنها در خارج کشور آشنایی دارم بسیار وسیع تر است چرا که فعالیت های این چنینی امکان تماس و ایجاد ارتباط با قشر وسیع از مردم را با خود دارد که طبعا میتوان گفت هر حرکتی که بتوان به واسطه آن با مردم و جامعه ایرانیان ارتباط برقرار کرد و در بین آنها بود و با مسائل و مشکلات آنها آشنایی داشت و به حرف های آنها گوش داد و به پای صحبتهای آنها نشست و همیاری کردن با آنها، خودش سیاسی است.
س: استقبال مردم از فعالیت های انجمن ایران سبز در آلمان چگونه است؟
ج: سیاست انجمن ایران سبز در نقطه فعلی بر روی نجات افرادی که عراق در وضعیت نامعلوم بسر مبرند متمرکز است بخصوص بر روی آن تعداد از افرادی که بعنوان متعرض در داخل فرقه بسر میبرند. انجمن ایران سبز در تلاش است از طریق مجاری بین المللی و حقوق بشری و صلیب سرخ و… برای آندسته از افرادی که بعنوان مخالفین تشکیلات بسته مجاهدین در عراق در وضعیت مبهم بسر میبرند، پیگیری کند و بخش زیادی از کارکردهای آن را میتوان تماس با خانواده های این عزیزان بر شمرد که مرتب برای پیگیری وضیعت فرزندانشان در عراق با ما در تماس هستند و ما را در این راه بسیار تشویق میکنند و ما را مورد لطف و حمایت خود قرار می دهند.
ممنونیم از شما آقای قشقاوی بخاطر این گفتگو. آرزوی موفقیت و روز خوبی برای شما آرزو می کنیم.
خواهش میکنم من هم برای شما آرزوی موفقیت می کنم و من هم با در جریان قرار گرفتن کارهای کانون پیام خیلی چیزها از شما یاد گرفتم و به تجربه ما افزوده شد و مسلما در کار های خودمان آن را بکار خواهیم گرفت.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا