تروریسم فرقه مجاهدین

فروغ جاویدان یا درس و ذلت ابدی

بسیاری از بهترینهای سازمان که در آن زمان هم با انقلاب ایدولوژیکی سازمان مخالف بودند و هم با جنگ آزادی بخش و حضور در عراق و هم پیمان شدن با دشمن ایران و ایرانی به خط اول صحنه فرستاده شدند تا از بین بروند و باز برنگردند.

به بسیاری از اسیران جنگی که در عملیاتهای مختلف به اسارت این فرقه در آمده بودند مهدی ابریشمچی خائن گفته بود که کلید آزادی شما دست خودتان است با ثبت نام در این عملیات و با شرکت و همکاری همه جانبه با فرقه ما میتوانید بعد از سر نگونی رژیم حاکم بروید دنبال زندگی خودتان.

اما این عملیات با بر جای گذاشتن بسیاری کشته و زخمی و با شکستی فراموشی ناپذیر و با فرمان رجوی خائن وطن فروش به اتمام رسید و فرمان عقب نشینی داده شد و نیرو ها دست از پا دراز تر به داخل خاک عراق عقب نشینی کردند تازه در بسیاری از موارد بود که فرماندهان عراقی دستور آتش داشتند بر روی این نیرو ها از طرف صدام ملعون تا هرچه امکان دارد نیرو های سازمان کمتر به داخل خاک عراق بر گردند.

زمانی که نیرو ها به خاک عراق برگشتند، همه مجروح و از پای در آمده بودند و بعد از یک بسیج نیروئی تمام عیار مجددا رجوی شروع به حیله گری و مکاری به شیوه های خاص خودش کرد و به نیروهای از هم پاشیده و سر در گم با دادن وعده وعید آنها را کمی سرپا کرد به آنهایی که زن های خود را از دست داده بودند دوباره زن داد به آنهای هم که شوهر از دست داده بودند شوهر داد آنهایی هم که دیگر توان ماندن در عراق را نداشتند و یا نیرو های اعزامی قرار دادی بودند را به خارج از عراق فرستاد تا به قول خودش برای فرقه در پشت جبهه کار کنند.

اما همیشه و در همه جا رجوی خائن از شکست سنگین این عملیات انتحاری فراری بود و همواره این عملیات را بیمه نامه ایدولوژیکی سازمان معرفی میکرد و بااین ترفند میخواست خود خائنتش را از مهلکه به در برد و بعد هم که گند موضوع در آمد و خیلی در درون نیروها به موضوعی جدی تبدیل شد که چرا و به چه دلیل وارد این عملیات شدیم و اینجوری شکست خوردیم. رجوی خائن زمانی که دید گند موضوع دارد گریبان گیر او میشود برای سر پوش گذاشتن بر این عمل ننگین خود اول آمد. مریم قجر را به عنوان مسئول اول سازمان معرفی کرد و بعد هم آمد به همه گفت چرا مریم باید رئیس باشد و بعد هم آمد داستان انقلاب به اصطلاح ایدئولوژیک را علم کرد و برای همه انقلاب را امری حیاتی و جدی در مسیر مبارزه فرقه گرایانه خود رغم زد و بعد هم گفت که شما خودتان به دلیل اینکه انقلاب نکرده بودید و از زن و زندگی دست نکشیده بودید پشت تنگه چهار زبر ماندید این تنگه تنگه ایدئولوژیکی بود و نه استراتژیکی و شمایان خودتان باعث شکست و برگشت به داخل خاک عراق شدید و تمامی شکستها و خفتها را انداخت دو دستی بر گردن نیرو های وارفته و جامانده از انفلاب خار مریم قجر و همش مریم مریم کرد تا به امروز که هنوز که هنوز هست شکست خفت بار در تهاجم به نیروها و اعضای جدا شده از سازمان و منتقدین در پاریس را همش در لجن نامه هایشان توسط شکنجه گرانشان نوشتار میکنند و تلاش مذبوحانه میکند تا این شکست پاریس و این رسوایی سیاسی را هم به پیروزی برای هواداران در ابهام متانده خود تبدیل کند.

اما واقعا راه عاقلانه تر برای رجوی چه بود؟ رجوی در بعد از شکست سخت نظامی در عملیات باصطلاح فروغ که همان شکست استراتژیک سازمان مجاهدین بود می باید در پیشگاه مردم ایران عذر خواهی میکرد و بن بست ایدئولوژیکی و استراتژیکی خود را اعلام میکرد تا باعث به هدر رفتن خون بیشتر و انرژی بیشتر نمی شد. امروز بعد از گذشت 20 سال از ان واقعه، شکست استراتژیک سازمان مجاهدین، بهتر از هر زمان دیگر خودنمایی میکند رجوی مغرور با آن غرور کودکانه خود در لوای صدام حسین جنایت کار چنان این تازه به دوران رسیده مقهور چند کلاشنکوف شد که توان دیدن واقعیت های دنیای بیرون از سیم خاردار های اشرف صدامی را نداشت.

باشد تا روزی که تاریخ بیشتر از جنایت های فرقه رجوی پرده بردارد و این جانیان را بیشتر و بیشتر افشا و لجنمال کند.

سید امیر موثقی، انجمن ایران سبز، بیست و ششم ژوئیه 2007

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا