دلایل شکست شورا و قرار گرفتن نامش در لیست تروریستی

تروریسم30 تیرماه مصادف با بیست و پنجمین سالگرد تأسیس شورای به اصطلاح ملی مقاومت است. شورایی که عنوان یدکی فرقه را بر دوش حمل می کند.

به همین مناسبت فرقه با انتشار اطلاعیه ای پنج صفحه ای تحت نام" تأسیس شورای ملی مقاومت به رهبری مسعود رجوی" به زعم خود خواسته ضمن معرفی شورا به اهداف آن نیز اشاره ای داشته باشد.

در این نوشته شورا را یک ائتلاف سیاسی متشکل از گروه ها و سازمان های مخالف دولت ایران و تنها جایگزین دموکراتیک بر شمرده و آن را دارای پانصد عضو و 5 حزب و سازمان سیاسی دانسته. و بعد به موادی از اساس نامه ی آن اشاره کرده است.

ما قصد نداریم جملات اطلاعیه را به نقد بکشیم. بلکه بر آنیم وضعیت شورا را از ابتدا تا کنون به طور اختصار مورد بررسی قرار دهیم.

اول این که در اطلاعیه آمده شورا دارای پانصد عضو و 5 حزب است.اگر چنین است پس چرا نام آن پنج حزب عضو را ذکر نکردید؟ اسامی آن پانصد عضو را ذکر کنید تا همگان متوجه شوند 95 درصد آن ها اعضای فرقه ی رجوی هستند. پس ادعای وجود افکار و آرا متنوع در شورا کلاً منتفی است و هر تصمیمی گرفته می شود توسط سران فرقه القا و به مورد اجرا در می آید.

اما وارد بحث بررسی وضعیت شورا می شویم. اولاً که این نام یک عنوان پوششی برای فرقه است چنان که در هنگام قرار گرفتن نام فرقه در لیست تروریستی به این مسئله اشاره شده، نام شورا به عنوان شاخه ای از فرقه در لیست قرار می گیرد و در بیانیه ی وزارت خارجه ی آمریکا به تفصیل در مورد آن توضیح داده شده. اما بشنویم از زبان احزابی که فرقه ادعا می کند عضو شورا هستند و می خواهند این گونه وانمود کنند که شورا شامل تمام گروه های مخالف دولت ایران است و مریم رجوی منتخب همه ی نیروهای اپوزسیون خارج کشور است. در ابتدای تشکیل در سال 60 چریک های فدایی به رهبری مهدی سامع، متین دفتری و بنی صدر- رئیس جمهور خلع شده – و حزب دمکرات، خان بابا تهرانی،محمد برقعه ای، علی اصغر حاج سید جوادی و.. به عضویت شورا درآمدند اما دیری نپایید که همگی خروج از شورا را آغاز و از دلایل مهم آ ن خود کامگی رهبری شورا یعنی مسعود رجوی را اعلام نمودند.

دکتر حاج سید جوادی می گوید بعضی از این گروه ها از ابتدا هم ساختگی بودند و نه تشکیلاتی وجود داشت و نه اعضایی که عضو آن گروه خاص محسوب شوند!

بنی صدر که در ابتدا به عنوان رئیس جمهور برگزیده ی معرفی شده بود هنوز مدت زیادی از عمر شورا نگذشته که از آن خارج شد و بدین ترتیب از سال 63 یعنی دو سال و اندی از تشکیل شورا نمی گذرد که اعضای غیر فرقه ای آن بیرون رفته و نابودی شورا شروع می شود.

دلیلش هم آشکار است ؛ اعضای جدا شده گرچه وجود یک آلترناتیو و تشکل را برا ی مقابله با ایران ضروری می دانستند و به همین دلیل ابتدا با شورای رجوی همراه می شوند و لیکن خیلی زود متوجه می گردند که به چند دلیل زیر نمی توان برای این شورا مشروعیتی قائل شد:

1- رفتن به عراق و هم پیمان شدن با صدام در حالی که به خاک ایران تجاوز کرده و بنی صدر در اعتراض به این موضوع از شورا بیرون رفت.

2- دوشادوشی ارتش رجوی با ارتش صدام

3- نبودن وضع مستقل در قبال انقلابات ایدئولوژیکی

4- تنها آلترناتیو خواندن خود و برنتابیدن دیگر گروه های سیاسی دگر اندیش

5- مقابله با انتقادات به صورت فحاشی و ترور شخصیت. در این رابطه بنی صدر می گوید قرار شد هر کس و هر سازمان با هر دید گاهی که مبارزه کند، شورا با او همراه باشد ولی خیلی زود رجوی راه مبارزه را خود انتخاب کرد و هر کس را که تن به هژمونی مطلق سازمان نداد اخراج کرد، آزادی را فراموش کرده و با نقض اصل استقلال به عراق رفت و در خدمت جنایت کارترین رژیم در آمد. و در نتیجه سازمان منفورترین گروه در نزد مردم ایران و اپوزیسیون های خارج کشور شد.

6- وسیله ی دست بیگانه شدن برای گرفتن امتیاز بر علیه دولت ایران.

7- بله قربان گو کردن اعضا و نداشتن موضع مستقل.

8- تأیید عملیات تروریستی توسط شورا (در همین اطلاعیه ای که در اواخر تیر ماه 86 هم آمده رجوی مشی مسلحانه را به عنوان تنها راه حل از سوی شورا اعلام می نماید.)

9- حاکمیت اصول فرقه بر شورا؛ اجلاسیه هایی که آن را مرجع تصمیم گیری می دانند باحضور اعضای فرقه صورت می گیرد و پر واضح است که چیزی جز اهداف رجوی را در پی ندارد.) 10- تشکیل جلسات تروریستی در بغداد که تنها برای برنامه های تروریستی بود. 11- و بالاخره ارتش به اصطلاح آزادیبخش و شورا نام مستعار سازمان می شود. چرا که شورا فعالیتش محدود شد به تأیید عملیات های تروریستی داخل کشور و صحه گذاشتن بر خط مشی مسلحانه ای که بنا بر ماهیت فرقه تعیین شده بود و نه نظر دیگر اعضا.

خان بابا تهرانی درمورد استراتژی شورا می گوید: اصولاً شورا به شورا تعلق نداشت بلکه استراتژی مبارزه ی مسلحانه بود که چگونگی آن را مجاهدین تعیین می کردند.

بنابراین شورا عملاً در سال 63 از بین رفت و آن ها که رفتند شأن خود را حفظ نموده و آن ها که ماندند به افرادی بله قربان گو تبدیل شدند و همه نظاره گر خود تباه سازی شخصیتی و سیاسی بودند و هر که نپذیرفت مورد شکنجه و آزار قرار گرفت. چنان که رجوی در خرداد سال 70 در سالن عمومی گفت: من از این به بعد عضو لم یرتابو می خواهم. به این ترتیب مسئول شورا یعنی مسعود رجوی رکوردار مزدوری، وطن فروشی و خیانت به مردم ایران شد. در وطن فروشی همین بس که به دنبال خوش خدمتی های فرقه به صدام آقای وفیق السامری – فرمانده اطلاعات عراق – می گوید: ما تا قبل از حمله به کویت ماهانه 20 میلیون دینار عراقی به رجوی می دادیم و میلیاردها دلار برای اداره ی سازمان در خارج. و نشریه ی ایران بریف در 8 سپتامبر 1997 می نویسد: مسئول شورا 204/250 دلار به نمایندگان کنگره ی امریکا باج و خراج جهت رسیدن به قدرت داده است.

این ها و صدها نمونه ی دیگر مثل به کشتن دادن افراد زیر 18 سال در عملیات موسوم به فروغ جاویدان و تیرخلاص زدن به این افراد به دستور مهنازشهنازی ثمره ی تأسیس شورایی است که امروز فرقه دربیست و پنجمین سالگرد تأسیس آن از تلاشش برای دمکراسی، تشکیل دولت موقت، انتخاب یک سویه ی مریم رجوی به عنوان رئیس جمهور، دادن طرح صلح در جنگ نابرابر علیه ملت ایران، اطلاعیه می دهد و آن را بازوی مقاومت می داند در حالی که شورا چیزی نیست جز یک پوشش بیرونی برای مشروع جلوه دادن فرقه.

اکنون در سال 2007 میلادی، شورایی که فرقه ی رجوی از پیروزی آن دم می زند و از تصویب سرود ملی و آرم شیر و خورشیدش می گوید نامش در لیست های بالا بند تروریستی دنیا می درخشد و از آن با عنوان نام دیگری برای فرقه یادشده و پرونده ی خیانت بارش از بدو تشکیل، چگونگی فروپاشی اش، خروج اعضا از آن و… هم که روشن است و به طور خلاصه به آن پرداختیم. بهتر است فرقه به جای دادن اطلاعیه در سالگرد شورا به عملکرد سیاهش نظری اندازد و نیم نگاهی هم به جایگاه آن در لیست های تروریستی و دلایل عدیده ای که ذکر شده داشته باشد، شاید از این رهگذر چشمش به حقایق پیرامون شورا و فرقه بیافتد و از خواب زمستانه و طولانی مدت خود بیدار شود.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.