کشورها

نوع متفاوتی از حمله

2 سپتامبر 2007

روزنامه ی ساندی تایمز امروز تبلیغات ناشیانه ای را برای شکل دهی عقیده ی عمومی جهت حمله به ایران به راه انداخته است. سارا بکستر در مقاله ای با عنوان پنتاگون و طرح حمله ی سه روزه به ایران می نویسد که پنتاگون طرح هایی برای حمله ی گسترده علیه 1200 هدف در ایران طراحی کرده است. بنا بر اظهارات یک کارشناس امنیت ملی این طرح ها جهت انهدام توانایی های نظامی ایران ظرف سه روز ، طراحی شده است. سپس بکستر با همکاری کوچک خود جهت هموار کردن راه ادامه می دهد ، به عنوان مثال می نویسد:
آژانس بین المللی انرژی اتمی ، هفته ی پیش ، همکاری مؤثر خود با ایران را درباره ی مسئله ی هسته ای ایران گزارش کرد و گفت که غنی سازی اورانیوم آهسته شده است. تهران قول داده است که تا ماه نوامبر بیش تر سئوال های آژانس را پاسخ دهد ، اما واشنگتن بیم دارد که ایران طفره برود تا از تحریم های بیش تر جلوگیری کند. ایران همچنان بر این که تنها قدرت هسته ای صلح آمیز خویش را گسترش می دهد استوار است.
نه تنها ایران بر عقیده ی خود استوار است بلکه آژانس نیز در گزارش خود همین را ذکر می کند. هیچ شاهدی برای این که ایران در حال گسترش سلاح های هسته ای است وجود ندارد و مطلقاً شاهدی نیز برای انحراف ماده ی هسته ای وجود ندارد. واشنگتن ( یعنی دولت بوش ) نیز واژه ی صحیح را به کار نمی برد ( تایمز می گوید بیم دارد به جای آن که بگوید ادعا می کند که بیم دارد ) هیچ ذکر نشده است که ایران در حال به کار گرفتن حقوق قانونی خویش در چارچوب پیمان منع گسترش سلاح های هسته ای است.
علی رضا جعفرزاده سخنگویی از شورای ملی مقاومت ایران ، که وجود سایت غنی سازی اورانیوم نطنز در ایران را فاش کرد گفت که آژانس فریب خورده است. او گفت شماری از سایت های هسته ای حتی توسط آژانس دیده نشده است.آن ها سند پاکیزه ی سلامتی را به دولتی داده اند که برای کاربرد فریب شناخته شده است.
تایمز مناسب نمی بیند که عنوان کند که جعفرزاده یک خودی واشنگتنی با روابط نزدیک با مجاهدین خلق است. سازمانی که امریکا آن را در فهرست گروه های تروریستی قرارداده است. جعفرزاده رئیس مؤسسه ای با نام خوشایند مشاوره ی خط مشی ایدئولوژیک است ، سازمانی که برخی معتقدند برای دور زدن قوانینی که مانع از وجود سازمان مجاهدین خلق در امریکا می شود ، بنیان نهاده شده است. چنان چه قبلاً نیز نوشته ام ، بنابر گزارشات ABC News ،جعفرزاده به دلیل این که در گذشته اسرار نظامی ایران را فاش کرده است مورد اعتماد است اما مقامات امریکایی برخی از ادعاهای گذشته اش را غیر صحیح تلقی کردند. ( در حقیقت ، ادعای شورای ملی مقاومت مبنی بر افشای نطنز مورد سئوال است )
بنا بر گزارشات ، در حال حاضر امریکا از مجاهدین برای حرکات تروریستی در ایران استفاده می کند ( پس از آن که ظاهراً ، رسماً سوگند به دمکراسی خورد ) به عبارت دیگر جعفرزاده رابطه ی نزدیکی با سازمانی دارد که سابقه ی طولانی ارتکاب به حمله ی مسلحانه در ایران دارد ،سازمانی که اکنون نیز برای امریکا کار می کند. نشریه ی تایمز هیچ احساس نیاز به عنوان کردن این موارد نمی کند تا خواننده بتواند خود در مورد اعتبارش قضاوت کند. چرا که برای هر کسی تداعی کننده ی احمد چلبی است. این نمونه ی کلاسیک دیگری است از آن چه در روابط عمومی با عنوان تکنیک حزب سوم شناخته می شود. – این که پیامت را تا جایی که ممکن است از طریق منابع ظاهراً غیروابسته و بی غرض منتقل کنی.
هفته ی گذشته محمود احمدی نژاد رئیس جمهوری ایران با سوگندی که به پر کردن خلاء قدرت در عراق خورد ، دولت بوش را خشمگین کرد. اما واشنگتن معتقد است که ایران در حال حاضر در حال جنگی (وکالتی) با امریکایی ها در عراق است.
البته واشنگن اظهارات احمدی نژاد را آن گونه که خود خواسته نقل کرده است. در واقع آن چه او گفت این بود : به زودی خلاء قدرت بزرگی در منطقه خواهیم دید. البته ما آماده ی پر کردن این خلاء به کمک همسایه ها و دوستان منطقه ای مان مانند عربستان سعودی و به کمک مردم عراق هستیم. این جمله کم تر تهدید آمیز به نظر می رسد. عقاید واشنگتن بار دیگر بدون هیچ اظهار نظری بیان می شود، حتی آشکارترین آن که هیچ گواهی برای حمایت آن ها وجود ندارد و نیز هیچ اشاره نشده است که امریکا با حمایت از مجاهدین خلق از پیش تر در حال جنگی ( وکالتی ) با ایران و در ایران است.
بوش اشاره کرد که شمار حملاتی علیه پایگاه و نیروهای امریکایی به وسیله ی مهمات فراهم شده توسط ایران در ماه های اخیر افزایش یافته است علیرغم قول های ایران جهت کمک به برقراری ثبات و امنیت در عراق.
بار دیگرگفته های امریکا به عنوان حقیقت!! منتشرمی شود. بوش اشاره نکرد بلکه نقل قول کرد. آن ها برای نمونه اشاره نکردند که حتی وزارت امور خارجه ی انگلستان اخیراً اعتراف کرد که هیچ شاهدی برای دخالت ایران در حملات علیه نیروهای انگلیسی در عراق – که نزدیک ترین نیروها به مرز ایران هستند – وجود ندارد. همچنین هیچ به این نکته اشاره نشده است که آخرین باری که دولت بوش در مارس 2006 این خط مشی را مطرح کرد، خود رئیس هیئت مدیره آمد و ادعا کرد که او هیچ گواهی بر دخالت ایران نمی شناسد. سپس تایمز بر دیدگاه بوش از دنیا با خط بعدی مقاله ، تأکید می کند : این موضوع به قسمی ، کمبود ایمان به دیپلماسی در میان ایرانیان را توضیح می دهد. بار دیگر خطی رسمی همه چیز را می بلعد و حکومت امریکا صادق ، شفاف و در مسیر مستقیم در موضعش نسبت به ایران فرض می شود ، برای نمونه هیچ به عراق ، اشاره نشده است که در گزارش سراسر دروغ و فریب اخیر امریکا هیچ تأثیری بر گفته هایشان علیه ایران ندارد ، به سادگی اصلاً اتفاق بیفتاد. همچنین حتی کوچک ترین نشانه ای وجود ندارد که آن چه حکومت بوش را ظاهراً به خود مشغول کرده است حرکتی دیو صفتانه و سراسر جنایتکارانه است. در عوض ما همان داستان ها ، تحریف ها ، سرکوب ها و کنایه های معمول را دریافت می کنیم. این نوع دیگری از حمله است اما به همان اندازه مرگبار است.

http://manyangrygerbils.typepad.com/many_angry_gerbils/2007/09/todays-sunday-t.html

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا