عملکرد سازمان مجاهدین خلق

ته کشیدن استراتژی رجوی

…این شگردها برای رجوی ها ساده و مثل آب خوردن است، چون آنها سقف بالاتری از ضد انسانی بودن را در مناسبات خود زده اند و پدر علیه فرزند و مادر علیه فرزند و فرزند علیه پدر و مادر و خلاصه کاری کرده که این ها علیه هم سلاح بکشند و تف به صورت هم بکنند و آنچنان علیه هم موضع بگیرند که اعضای فرقه هیچوقت علیه نیروهای رژیم این گونه نکرده اند…

 

فرقه تروریست جناب رجوی با ترفند پناهندگی سیاسی و مرزبندی با رژیم به جنگ با این طیف از ایرانیان خارج از کشور چه سیاسی، چه اجتماعی و جویای کار و مقیم و تابعیت گرفته رفته است. اینگونه سرفصل و فازهای باند رجوی ناشی از ضعف و ته کشیدن استراتژی آنهاست، و با این تاکتیک ها می خواهند شکست محتوم خود را بپوشانند. مجاهدین در سالهای پیش چندین مورد از این سناریوها را اجراءِ کرده و راه به جایی نبردند. هدف اصلی و اساسی آنها این است که خود را به خارج کشور ی ها تحمیل کنند چون آنها در ایران مطلقاً پایگاهی ندارند و منفور و خائن به مردم ایران شده اند.

 

آقای رجوی در سال 72 هم زمان مریم رجوی را به اروپا اعزام کرد و با ترفند همبستگی ملی اعلام کرد ایرانیان خارج کشور خسته شده اند و رژیم آنها را به سمت خود کشیده، لذا باید فضای خارج کشور را تصاحب کنیم برای این کار مجموعه ای تبلیغات هیستریک به راه انداخت و مرزبندی در آن مقطع این بود که هر ایرانی پناهنده اگر با مجاهدین نباشند با رژیم است و علیه او سمپاشی می کردند.

 

در همین راستا و به موازات این تاکتیک طرح سرکوبگرانه دیگری در درون تشکیلات و اعضای خود در اسارتگاهها و مقرهای خود در عراق راه انداخت، رهبری فرقه بحث نفوذی و آلوده شدن مناسبات مجاهدین به عامل رژیمی راه انداخت و در این رابطه برای سرکوب و بستن دهن ناراضیان رژیمی بودن را به میان کشید، به همین بهانه واهی مقوله ی چک و شک امنیتی در تشکیلات راه انداخت و با این ترفند زشت عده ی زیادی را به زندان و شکنجه گاه برد و تعدادی را به عنوان نفوذی به استخبارات صدام فروخت،البته این طیف را از پیش شناسای وبه سمت آنها نشانه روی شده بود و چون از مسئله داران فعال به استراتژی رهبری مجاهدین بودند هدف سر به نیست کردن آنها در چشم انداز برنامه ریزی کرده بودند.

 

قطعاً امروز تکرار همان سناریو بوده و مشکل اصلی در درون اسارتگاه اشرف است.

حرف رهبری مجاهدین با ایرانیان خارج کشور چیست؟ اساساً این فرقه با چه عینکی به این طیف از ایرانیان می نگرد و آنها را چه نوع انسانهایی فرض می کند؟

 

حرف آقای رجوی با خارج کشورهایی که هر کدام به دلایلی و به نوعی در کشورهای اروپایی حضور دارند و یا زندگی می کنند این است که آنگونه که او می خواهد زندگی کنند و آنگونه که او آرزو می کند و ایده آلش هست به دلخواه رجوی مرزبندی و مرز سرخ برای خود مشخص کنند.

 

حرف آقای رجوی این است که هیچ کس حق ندارد سیاسی نباشد و با رژیم دشمنی نکند،(اکتیو بودن طبق ایده آل رجوی) البته اگر دشمنی هم هست باید آنگونه که رجوی می خواهد و در همان کادر و چارچوب باشد. رجوی می خواهد با انواع موانع و ایجاد حائل ها و مکانیزم های کثیف راه هر ایرانی را ببندد که خود انتخاب نکنند و خود تصمیم نگیرند و عده ای را اجیر می کند تا علیه عده ای دیگر موضع بگیرند و مقوله جاسوسی خیانت و اینگونه مارک ها را هم علم می کند تا بدینوسیله آنرا چماقی کند و با آن بر سر ایرانیان بزند.

 

این شگردها برای رجوی ها ساده و مثل آب خوردن است، چون آنها سقف بالاتری از ضد انسانی بودن را در مناسبات خود زده اند و پدر علیه فرزند و مادر علیه فرزند و فرزند علیه پدر و مادر و خلاصه کاری کرده که این ها علیه هم سلاح بکشند و تف به صورت هم بکنند و آنچنان علیه هم موضع بگیرند که اعضای فرقه هیچوقت علیه نیروهای رژیم این گونه نکرده اند.

همایش انجمن نجات مرداد 1400

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا