نامه به آقای ویلیام ویلفرت – نماینده مجلس کانادا شهر ریچموند هیل

سمیه و محمد محمدیآقای ویلفرت

پیرو ملاقات حضوری و سوالات شما در روز جمعه 25 ژانویه 2008 در مورد وضعیت پدر و مادرم و خواهرم سمیه که در عراق هستند شک دارم که بتوانم سوالت شما را بخوبی پاسخ بدهم از آنجا که دچار مشکلات روحی می شوم. خود من که قربانی وضعیت بیرحمانه این سازما ن هستم همانطور که خواهرم سمیه در حال حاضر در این شرایط بسر می برد.

از 1998 خانواده من اقدام به بر گزاری کمپین برای بازگرداندن سمیه به کانادا شدند. ممکن است در جریان باشید که تا سال 2003 و سقوط صدام حسین عدم موافقت با مجاهدین به صورت عمومی ممکن نبود. شما می توانید تصور کنید زمانی که مجاهدین خواهرم سمیه را وادار میکنند که از خانواده اش اعلام بیزاری می کند و پدرم را عامل جمهوری اسلامی می خواند تنهابه این دلیل که خواستار انتقال وی از منطقه جنگی و کمپ سازمانی شده اند که در لیست تروریستی بیشتر کشورهای غربی منجمله کانادا هست.

شما می توانید درک کنید که در زمانی که آنها از حمایت کامل صدام حسین بر خورد ار بودند هر حادثه ای می توانست برای سمیه اتفاق بیفتد بدو ن اینکه آنها پاسخگو باشند.

خود من بعد از بازگشتم در سال 2004 همچنان نکران جان خود هستم و به همین دلیل تا چندی پیش تصمیم به بیرون آمدن و حمایت از خانواده خود رانداشتم.

علیرغم اینکه این گروه در تحت کنترل آمریکائیان هستند ولی چنان خطرناک و جانی هستند که سفارت کانادا به خانه ما تلفن کرده و نگرانی خود را از تهدید جان مادر و پدرم در عراق توسط مجاهدین ابراز داشتند. حال شما می توانید تصو رکنید مجاهدین در دوران صدام حسین را.

در آن دوران تنها را ه توسط پدر ومادرم نوشتن نامه به رجوی و خواهش از وی برای انتقال سمیه بود. شما می توانید این مدارک را از وکیل ما خانم پاملا باردواج خواستار شوید.

علت اینکه من در سال 1999 به عراق فرستاده شدمسک تلاش بی فایده ای بود که بتوانیم سمیه را بر گردانیم.

من هم تا سال 2004 در عراق به اجبار ماندم و به من اجازه بازگشت به کانادا راندادندتا اینکه رژیم عراق عوض شد. بنابر توصیه نزدیکان من مجبور شدم که خود را در مورد مجاهدین راضی نشان بدهم تا سمیه آزاد شود ولی به محض اینکه مجاهدین از نیت من د رمورد رفتن از اشرف آکاه شدند مرا با بدترین شیوه ها مورد اذیت و آزار قرار دادند..

از انجا که تبعه کانادا هستم به کمک نیروهای آمریکائی توانستم از اشرف خارج شوم. ولی سمیه از آنجا که موقعیت مهاجرت خود را از دست داه بود به توصیه مقامات نظامی به سمیه در مورد اینکه سکوت اختبار کند تامقدمات خروج وی فراهم شود.

در 5 سال گذشته هر کسی از مجاهدین خارج شده است به آنها اتهام وابستگی به جمهوری اسلامی زده شده است. از شما تقاضا می کنم که بادید باز به خانواده ما کمک کنید.

محمد محمدی، ششم فوریه 2008

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.