کلام رجوی ها این است: کشتار مردم و دیگر هیچ

در میانه اعتراضات به حق ولی آرام مردم و بازاریان نسبت به مشکلات اقتصادی، تشکیلات تروریستی مجاهدین خلق زمینه را برای بروز وحشی گری و تروریسم مهیا دید. این تشکیلات که درست چند روز قبل از شروع جنگ 12 روزه و حمله ددمنشانه اسرائیل به ایران، با برگزاری یک کنفرانس و اعلام این که ایران […]

در میانه اعتراضات به حق ولی آرام مردم و بازاریان نسبت به مشکلات اقتصادی، تشکیلات تروریستی مجاهدین خلق زمینه را برای بروز وحشی گری و تروریسم مهیا دید. این تشکیلات که درست چند روز قبل از شروع جنگ 12 روزه و حمله ددمنشانه اسرائیل به ایران، با برگزاری یک کنفرانس و اعلام این که ایران به دنبال سلاح هسته ای است برای این حمله زمینه سازی کرده بود و به این ترتیب مزدوری خود را به صهیونیست ها بیشتر اثبات نمود، اینبار هم، در هماهنگی کامل با اربابان کودک کش صهیونیست ، با هدف به انحراف کشاندن اعترضات به ترویج وحشیانه ترین خشونت ها و کشتار پرداخت تا باز هم نشان دهد که نه در مردم کشی هیچ مرزی را نمی شناسد و نه در مزدوری برای دشمنان ایران از صدام گرفته تا صهیونیست ها حدی برای خود قائل است.

جالب آن که این جریان از زمانی که رهبری آن به دست رجوی افتاد برخلاف وحشیگری های داعش گونه شان که از سال 1360 تا امروز در ایران انجام داده اند و بر خلاف تمامی شعارهای گوش کر کن ضد امپریالیستی ، ضد امریکایی و ضد اسرائیلی که می دادند ، حتی یک عملیات نظامی علیه منافع اسرائیل و آمریکا انجام ندادند. اما وقتی به مردم ایران می رسند، با تمام توان دست به کشتار و توحش می زنند.

توحش و تروریسم این تشکیلات تروریستی بسیار وسیع است به طوری که می توان گفت تروریسم ذاتی این تشکیلات شده است. برخی از اقدامات تروریستی مجاهدین خلق عبارتند از:

– بمب گذاری های تروریستی در مراکز مختلف و کشتار مقامات و مردم غیر نظامی در سال 1360 با خط «بی آینده کردن» جمهوری اسلامی

– ترور های کور که بعضا افراد را فقط بدلیل داشتن ریش یا نصب عکس رهبری نظام در محل کارشان، با خط «زدن سر انگشتان رژیم» ترور می کردند.

– دستگیر کردن و شکنجه وحشیانه افراد تنها به این دلیل که از اطراف خانه های تیمی آنها چند بار رد شده یا آنها فکر می کردند این افراد در حال شناسایی خانه های تیمی شان هستند تحت عنوان «عملیات مهندسی»

– انجام عملیات انتحاری با هدف کشته گیری حداکثری در سال های ابتدایی دهه 60 باز هم با ادعای «بی آینده کردن» جمهوری اسلامی

– همکاری با صدام و تشکیل ارتش خصوص او با عنوان ارتش آزادیبخش و حمله به ایران مرزبان ایرانی از سال 1365 تا 1367

– حمله به ایران با هدف ممانعت از ایجاد صلح و آتش بس در جنگ ایران و عراق (چون زائده جنگ بودند و بدون جنگ ارتش ادعای شان موضوعیت نداشت) تحت عنوان عملیات «فروغ جاویدان» و ادعای این که بیش از 55 هزار تن را کشتند یا مجروح نمودند. (هر چند این آمار دروغ است اما از آن بابت اهمیت دارد که نشان دهنده خوی سفاک رجوی ها است که به آدم کشی افتخار می کنند و از آن لذت می برند).

– کشتار کردهای عراق تحت عنوان عملیات مروارید در سال 1370

– حمله خمپاره ای به مردم ایران در شهرهای مختلف توسط تیم های آموزش دیده تروریستی که در قرارگاه اشرف در عراق آموزش دیده و تسلیح می شدند و با کمک ارتش صدام از مرز عراق وارد خاک ایران می شدند در سال 1377 تا 1380 که منجر به شهادت یا مجروح شدن تعدادی از هموطنان شد.

– همکاری با نیروهای اشغالگر آمریکایی برای مقابله با مردم عراق بعد از اشغال این کشور توسط آمریکا، تحت عنوان مبارزه با بنیادگرایی

– حمایت از داعش و اشغال عراق توسط آنها تحت عنوان حمایت از «عشایر انقلابی عراق»

– همکاری و حمایت از تروریست های سوریه

– دستور آتش زدن و انفجار ساختمان ها و مراکز دولتی و غیر دولتی به کسانی که تحت عنوان «کانون های شورشی» با این تشکیلات تروریستی همکاری دارند.

این است سیمای حقیقی رجوی ها و تشکیلات تروریستی شان که نشان می دهد در افکار رجوی ها تنها چیزی که می گذرد “کشتار مردم و دیگر هیچ”.

ایرج صالحی