امروز شنبه 18 بهمن ماه 1404، پس از روزهای متوالی تبلیغات رسانهای و محلی، تشکیلات مجاهدین خلق بنا دارد که در شهر برلین در آلمان تظاهراتی برپا کند. درحالی که رسانههای تبلیغاتی مجاهدین خلق در تلاش هستند که با تکرار جمله “انتظار میرود صدهزار نفر در این تظاهرات شرکت کنند”، عدد صدهزار نفر را در […]
امروز شنبه 18 بهمن ماه 1404، پس از روزهای متوالی تبلیغات رسانهای و محلی، تشکیلات مجاهدین خلق بنا دارد که در شهر برلین در آلمان تظاهراتی برپا کند. درحالی که رسانههای تبلیغاتی مجاهدین خلق در تلاش هستند که با تکرار جمله “انتظار میرود صدهزار نفر در این تظاهرات شرکت کنند”، عدد صدهزار نفر را در اذهان عمومی و رسانه ها جا بیندازد، واقعیت مرسوم در تظاهرات مجاهدین خلق گویای حقیقت دیگری است.
حقیقتی که از یاد مخاطب ایرانی نمیرود و آن اینکه مجاهدین خلق در میان ایرانیان پایگاهی ندارند و هر بار هیاهوی تبلیغاتی برای گردهماییهای نمایشی مجاهدین خلق برپا میشود، با ترند کردن هشتگ #MEKTerrorists ، پاسخ درخوری به عوامل این تشکیلات در شبکههای اجتماعی میدهند.
در این مواقع، کاربران شبکههای اجتماعی با انتشار محتواهایی درباره ماهیت فرقهای، تروریستی و خیانتکار مجاهدین خلق برای روشنگری و آگاهسازی مخاطبان ایرانی و غیرایرانی تلاش میکنند.
برای نمونه، در آستانه برگزاری تظاهرات 7 فوریه (امروز) مجاهدین خلق، هم زمان با تبلیغات گسترده رسانهای و پخش آگهی و تراکت محلی، حنیف حیدرنژاد عضو پیشین مجاهدین خلق و روزنامه نگار حرفهای، در وبلاگ شخصی خود و رسانه کیهان لندن، جزئیات دقیقی از ماهیت، هدف و چگونگی جذب و استخدام جمعیت، در گردهماییهای مجاهدین خلق ارائه میدهد.
حیدرنژاد هدف مجاهدین خلق از به راه انداختن این تجمع را “نه در پیوند با حمایت از مردم داخل ایران، بلکه به مناسبت چهلوهفتمین سالگرد انقلاب اسلامی برگزار میشود” میداند. واقعیت این است که مجاهدین خلق انقلاب 57 را “انقلاب ضد سلطنتی” میخوانند و هر ساله تجمعی به مناسبت پیروزی آن برگزار میکنند که سال گذشته نیز در برلین برگزار شد و در سالهای پیش از آن به تناوب در برلین، پاریس یا بروکسل برگزار شده است.
حنیف حیدرنژاد به درستی بر این باور است که این بار، هدف اصلی تظاهرات مجاهدین خلق رقابت سیاسی و صفآرایی در برابر رضا پهلوی و تقویت “جبهه ضد پهلوی” است.
اما مسعود و مریم رجوی برای چنین صفآرایی در مقابل طاق براندنبرگ برلین، نیاز به تظاهراتی با جمعیت قابل توجه دارند. در روزهای پیشین عوامل مجاهدین در سرمای زیر صفر خیابانهای برلین تلاش کردند بدون ذکر نامی از سازمان مجاهدین خلق با سوءاستفاده از اعتراضات مردم ایران نظر شهروندان را جلب کنند اما تنها از سوی ایرانیان ساکن برلین مورد ابراز نفرت و انزجا قرار گرفتند که تصاویر آن در شبکه های اجتماعی موجود است.

تبلیغات مجاهدین خلق در برلین
حیدرنژاد در این باره چنین مینویسد: “سازمان مجاهدین سالهاست که در میان بخش بزرگی از ایرانیان خارج از کشور با انزوای گسترده روبهرو است. با این حال، این سازمان میکوشد با استفاده از روشهایی خاص، تجمعات خود را پرشمار و نماینده «ایرانیان» جلوه دهد.”
بافتار و چیدمان جمعیت در تجمعات مجاهدین
این روزنامه نگار محقق که ساکن آلمان است، بر اساس مشاهدات میدانی خود و گزارشهای متعدد درباره دیگر تظاهراتهای مجاهدین بافت شرکت کنندگان و چیدمان آنها در این نمایش را چنین میداند: ردیفهای ابتدایی به اعضا و نیروهای سازمان اختصاص دارد؛ در بخشهای بعدی، افراد غیرایرانی قرار داده میشوند تا حجم جمعیت افزایش یابد.
این چیدمان در تمام تجمعات مجاهدین خلق یکسان است. به طوری که نفرات صفهای اول با تصاویر مسعود و مریم رجوی و پرچم مجاهدین خلق در دست و با هیجانی درچهره که به آنها ابلاغ شده است، هواداران تشکیلاتی به نظر میرسند اما امان از پرچمهای اوکراین و سوریه و …در صفوف بعدی. حیدرنژاد شرح میدهد که جمعیت غیرایرانی چگونه و از کجا فراهم و گسیل میشوند:
در کشورهای مختلف، نیروهای مرتبط با سازمان مجاهدین با مراجعه به کمپهای پناهندگی، با وعده سفر رایگان (از جمله به برلین)، پرداخت هزینه رفتوآمد و اقامت در هتل، شماری از پناهجویان را به شرکت در تظاهرات ترغیب میکنند.
این که پناهجویان چگونه اقناع میشوند که در تظاهرات یک گروه ایرانی شرکت کنند را حنیف حیدرنژاد بر اساس شهادت برخی پناهجویان شرکت کننده شرح میدهد. به نوشته او، به آنان گفته میشود که “سخنرانان شناختهشدهای از سراسر اروپا در این تظاهرات حضور دارند که در پارلمانهای ملی یا پارلمان اروپا نفوذ دارند. هرچه جمعیت بیشتر باشد، امکان تأثیرگذاری بر سیاستهای پناهندگی هم بیشتر میشود. اگر میخواهید زودتر از کمپ خارج شوید، شرایط بهتری داشته باشید یا اخراج نشوید، در این تجمع شرکت کنید.”
در تجمعات پیشین حضور پناهجویان عرب زبان بسیار چشمگیر بود، یکی از رانندگان اتوبوسهای حامل اعراب پناهنده از کشورهای اسکاندیناوی گزارشی تصویری از سفرشان برای شرکت در گردهمایی مجاهدین در شبکههای اجتماعی منتشر کرد. حیدر نژاد به این موضوع نیز اشاره ای دارد: “پیش از سقوط بشار اسد نیز، گزارشهایی از جذب پناهجویان سوری با استدلال مخالفت مشترک با جمهوری اسلامی منتشر شده بود.”
به نوشته او، تأمین کامل هزینههای سفر و جذابیت خروج موقت از فضای سخت کمپهای پناهندگی، برای بسیاری از پناهجویان فرصتی برای نفس کشیدن و بیرون آمدن – هر چند موقت – از شرایط سخت کمپ پناهندگی است.
به پناهجویان اوکراینی شرکت کننده نیز وعدههای مشابهی داده میشود: “که این جمعیت میتواند بهعنوان اهرمی برای فشار بیشتر بر دولتهای اروپایی و افزایش کمکها به اوکراین استفاده شود؛ حتی اوکراینیها تشویق می شوند با پرچم اوکراین در تجمع حاضر شوند. اینگونه، مجاهدین میخواهند ادعا کنند حتی در بین غیرایرانی ها آلترناتیو محسوب میشوند.”

روایت یک اوکراینی از حضور در تظاهرات مجاهدین خلق
چگونگی جذب جمعیت محلی
این عضو پیشین مجاهدین خلق در خصوص روشهای جذب جمعیت محلی مینویسد:
برای تظاهرات ۷ فوریه در برلین، مجاهدین تراکت و پوسترهای کوچکی به دو زبان فارسی و آلمانی با گرافیک یکسان تهیه کرده اند. نسخه آلمانی این تراکت ها در دبیرستان ها یا باشگاه های ورزشی و در محله هایی که مهاجرتبارها بیشتر در آنجا زندگی می کنند پخش شده است. از برلین و دو ایالت شمالی در آلمان، نمونه هائی از این تراکت ها گزارش شده است.
تراکت ها هیچ نام یا نشانی از مجاهدین ندارد. در گرافیک تهیه شده دختران جوانی بدون حجاب و با آرایش دیده می شوند. تراکت “نوجوان پسند” طراحی شده است و در آن نوشته شده “در حمایت از قیام مردم ایران” و نامی از برگزار کننده تظاهرات دیده نمی شود. سازمان مجاهدین خوب می داند که تا کجا در بین مردم منفور است، از همین رو از نوشتن نام خود نیز خودداری می کند.
به یکی از جوانان در یکی از ایالت های شمالی آلمان گفته شده اگر با خودش پنج نفر را بیاورد ۲۵۰۰ یورو دریافت میکند. در ازاء هر یک نفرِ بیشتر، ۵۰۰ یورو بیشتر خواهد گرفت. گفته شده اینکه او خودش به افرادی که همراه میآورد چقدر پول می دهد، به خودش مربوط است. به او گفته شده به دلیل نزدیکی شهر محل زندگیاش می تواند همان روز به شهرش برگشته و نیازی نیست در هتل بخوابد.
نیروهای واسط مجاهدین خلق در محل
به نوشته حنیف حیدرنژاد در بسیاری از موارد، سازمان مجاهدین از “افراد واسطِ” شناختهشده در میان ملیتهای مختلف استفاده میکند. این افراد، در ازای دریافت پول، مأمور جذب شرکتکننده هستند و پیامهای سازماندهندگان را به شرکت کنندگان منتقل میکنند. هرچه تعداد افراد جذبشده بیشتر باشد، دریافتی آنها نیز افزایش مییابد. برخی شرکتکنندگان نیز مستقیماً از همین واسطهها پول دریافت میکنند تا صرفاً در تظاهرات حضور داشته باشند.
چگونه جمعیت اجارهای مجاهدین را تشخیص دهیم؟
بنا به مشاهدات و شواهد در دسترس این روزنامه نگار، اتوبوسهای حامل شرکتکنندگان، پلاک کشور مبدأ را دارند. به شرکتکنندگان معمولا جلیقه و کلاه زرد داده میشود تا ظاهر جمعیت یکدست شده و تشخیص غیرایرانی بودن افراد در عکس و فیلم دشوارتر شود.
توصیههای حیدرنژاد برای مستندسازی و روشنگری میدانی
به توصیه حنیف حیدنژاد، برای شفافسازی ترکیب واقعی این تجمعات – و رسوا کردن فریبکاری سازمان مجاهدین در مورد ایرانی بودن شرکت کنندگان- میتوان بهصورت خلاقانه و بدون درگیری با آنها- فیلم برداری و مستند سازی کرد، از جمله از طُرق زیر:
حضور چندنفره در محل پارک اتوبوسها و ثبت پلاک اتوبوس ها
گفتوگو با رانندگان یا مسافران
ورود کنترلشده به صف جمعیت و ثبت تصاویر از افراد غیرایرانی
گفتوگوهای کوتاه، دوستانه و غیررسمی با شرکتکنندگان در مورد انگیزه شرکت و اینکه از کجا می آیند
توجه به حاشیههای پایان تجمع (معمولاً افراد غیرایرانی از سخنرانیهای فارسی خسته شده و در حاشیه محل سخنرانی پایانی می نشینند)
حیدرنژاد توصیه میکند که در صورت امکان – برای ارزیابی میزان شرکت کنندگان- تصویربرداری از جمعیت از بالای ساختمانهای بلند، بویژه در محل پایانی. “مجاهدین همیشه با اغراق، جمعیت شرکت کننده را چندین برابر اعلام می کنند. اما با داشتن عکسهای واضح از بلندی، می توان به کمک برنامه مخصوص یا هوش مصنوعی، تعداد جمعیت را با میزان خطای کم محاسبه کرد.”
همچنین، حیدرنژاد به مخاطبانش هشدار میدهد که درگیر حاشیه سازیهای عوامل مجاهدین خلق نشوند. او مینویسد: “سازمان مجاهدین سابقه طولانی در مظلومنمایی و بزرگکردن حاشیهها دارد. هرگونه درگیری لفظی یا فیزیکی میتواند به ابزاری تبلیغاتی علیه مخالفان تبدیل شود. تحریک عمدی، از جمله با فحاشی یا رفتارهای توهینآمیز از سوی مجاهدین دور از انتظار نیست. حفظ خونسردی و ثبت تصویری وقایع، مؤثرترین پاسخ است.”
چگونه فریب مجاهدین را مستندسازی کنیم؟
حیدرنژاد بر این باور است که باید فرض را بر این گذاشت که مجاهدین – از طریق افرادِ واسطه- به شرکتکنندگان توصیه کنند از گفتوگو یا مصاحبه خودداری کنند. بنابراین، مستندسازی باید متنوع، منعطف و متناسب با وضعیت صحنه انجام شود؛ از گفتوگوی رسمی با شرکت کنندگان گرفته تا مشاهده و ثبت غیرمستقیم.
او در پایان اذعان میکند که باید اصل را بر این گذاشت که حتی همین مطلب ممکن است از سوی مجاهدین مطالعه شده و آنها نیروهای خود را برای جلوگیری از مستند سازی ملیت و انگیزه شرکت کنندگان، توجیه کرده و تلاشهایی برای جلوگیری از ثبت واقعیت انجام دهند. در چنین حالتی ابتکار فردی و آمادگی قبلی میتواند بسیاری از موانع را کنار بزند. هدف افرادی که برای مستند سازی وارد صفوف تظاهر کنندگان مجاهدین می شوند باید نه درگیری، بلکه روشنگری، مستندسازی و افزایش آگاهی عمومی باشد.
مزدا پارسی
