یکی از سرفصل های سخت و زجرآور در تشکیلات مجاهدین خلق که طی سالها حضورم در این گروه تجربه کردم، ماه مبارک رمضان و رویکرد دوگانه رهبران مجاهدین خلق و بخصوص مسعود رجوی با این ارزش عقیدتی که جایگاه ویژه ای در امر خودسازی و تزکیه نفس در مکتب اسلام دارد، می باشد. هر سال […]
یکی از سرفصل های سخت و زجرآور در تشکیلات مجاهدین خلق که طی سالها حضورم در این گروه تجربه کردم، ماه مبارک رمضان و رویکرد دوگانه رهبران مجاهدین خلق و بخصوص مسعود رجوی با این ارزش عقیدتی که جایگاه ویژه ای در امر خودسازی و تزکیه نفس در مکتب اسلام دارد، می باشد. هر سال با شروع ماه مبارک رمضان مسئولین و فرماندهان مجاهدین خلق اعضا را اجبار به روزه گرفتن می کردند بجز اعضایی که به تشخیص و گواهی پزشکان مجاهدین بیمار تشخیص داده میشدند. بر همین اساس بسیاری از اعضا که در ماه مبارک رمضان بخصوص در فصل تابستان توان جسمی روزه گرفتن نداشتند مجبور میشدند با توجه به اینکه در بسیاری موارد ضعف بدنی آنها از طرف پزشکان سرسپرده تشکیلات مورد تایید قرار نمی گرفت اقدام به روزه خواری غیر علنی در تشکیلات کنند که از این بابت خودشان هم متناقض میشدند.
روزه اجباری بخصوص در فصل تابستان و کار سنگین اجبار و جسمی و کمبود زمان استراحت فشار مضاعف و خستگی روحی و روانی در اعضا ایجاد می کرد. من در تشکیلات مسئولیتم کارهای سنگین تاسیساتی بود و همیشه بخاطر اینکه از نشست های سرکوب گرایانه موسوم به عملیات جاری فرار کنم از حجم کارهای سنگین فیزیکی استقبال می کردم و ساعت های طولانی علیرغم اینکه دیگر اعضا برای استراحت و یا شرکت در نشست می رفتند من زمانبدی کار را طولانی تر می کردم و به همین دلیل به من فشار مضاعف فیزیکی وارد می آمد.
در مقابل این فشارهای جسمی و روحی که به اعضا اعمال می شد، مسئولین رده بالای تشکیلات در آسایش و راحتی مطلق بودند. هر کدام از آنها در اتاق های کارشان کمدهایی داشتند که انواع تنقلات و مواد غذایی را در آن جا داده بودند، بسیاری از این فرماندهان اهل روزه گرفتن نبودند و صرفا در حضور اعضا تمایل به روزه گرفتن می کردند. بعنوان مثال فرماندهی بود بنام سیامک که فرمانده قرارگاه ما و به اصطلاح برادر مسئول تشکیلات بود، کمدی داشت که انواع و اقسام تنقلات در آن نگهداری میشد و هر بار که به اتاق کارش مراجعه می کرد، درب اتاق را از پشت می بست و مشغول روزه خواری میشد. و یا مسئول دیگری بنام سید رحیم که در ماه مبارک رمضان سهمیه تغذیه ویژه داشت. از زنان مسئول هم اقدس نایب اسماعیل پور و فهیمه ماهوزی در عین تظاهر به روزه داری در خلوت روزه خواری می کردند.
برای خودم اوایل جای تعجب بود تشکیلات مجاهدین که این چنین روی اعضای ساده و رده پایین خود برای روزه گرفتن فشار می آورد در قبال فرماندهان و مسئولین بالای تشکیلات چرا بی تفاوت است؟! بعدها با گذر زمان فهمیدم که مسعود رجوی سرکرده این سازمان هم از شعائر و ماه مبارک رمضان استفاده ابزاری می کند و تمامی ارزش های دینی را در خدمت افکار خود بکار می گیرد تا با بکار بستن این شعائر بعنوان وسیله اهداف نامشروع خودر ا توجیه نماید. رجوی با تکیه برهمین تفکر التقاطی گاها روزه خواری را بسود عملیات نظامی ترویج کرد. او که خود را رهبری عقیدتی می دانست، خود را مجاز می دانست که برخون و نفس اعضا مالکیت داشته باشد و دین خدا را به سود اهداف خود تفسیر به رای نماید. برای رجوی در یک کلام شعائر مذهبی و قران و مقدسات در جهت دست یابی به اهداف نامشروع و قدرت طلبانه خود معنی و مفهوم پیدا می کرد.
رستم آلبوغبیش



































