با دستگیری محمدرضا سعادتی و انتشار اسناد جاسوسی وی توسط دستگاه قضایی، تشکیلات مجاهدین خلق جنگ روانی و تبلیغی و راه اندازی تظاهرات خیابانی با هوادارانش را برای تحت فشار قرار دادن قوه قضاییه در دستور کار قرار داد. رهبری این جریان بعد از جریان دستگیری سعادتی به این نقطه رسیده بود که خود را […]
با دستگیری محمدرضا سعادتی و انتشار اسناد جاسوسی وی توسط دستگاه قضایی، تشکیلات مجاهدین خلق جنگ روانی و تبلیغی و راه اندازی تظاهرات خیابانی با هوادارانش را برای تحت فشار قرار دادن قوه قضاییه در دستور کار قرار داد. رهبری این جریان بعد از جریان دستگیری سعادتی به این نقطه رسیده بود که خود را برای یک تقابل نظامی با جمهوری اسلامی آماده نماید. در همین راستا آنها با سوءاستفاده از شرایط جنگی حاکم بر کشور به اعزام هواداران به جبهه ها اقدام نمودند. هدف از اعزام هواداران به جبهههای مختلف جنگ نه دفاع از وطن و دفع تجاوز بلکه جمع آوری سلاح از جبههها و ارسال به پشت جبهه و داخل شهرها به منظور رویارویی احتمالی بود.
مجاهدین خلق به بهانه حضور نیروهای کمیته در منزل شخصی پدر مهدی ابریشم چی اقدام به صدور اعلامیه سیاسی نظامی، شماره 25 در تاریخ 28 خرداد 1360 نمود. در متن این اعلامیه آمده بود، مقاومت انقلابی از هر طریق و با ذکر کیفر به زودی و مضاعف آمران و عاملان، و به این ترتیب جنگ تمام عیار بر علیه جمهوری اسلامی را اعلام کرد. مسئولین جمهوری اسلامی هم انتشار این اطلاعیه نظامی را بمثابه اعلام جنگ تلقی کردند. مجاهدین خلق ورود به فاز نظامی را اعلام کرده و بدنبال آن موج ترورها و انفجارات مهیب آغاز شد.
با انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی و دفتر نخست وزیری و ترور هزاران نفر از نیروهای وابسته به انقلاب جو امنیتی و نظامی بر جامعه حاکم شد. از طرف دیگر نهادهای امنیتی بمنظور مقابله با این موج از خشونت اقدام به برخورد قانونی و دستگیری اعضای مسلح تیمهای ترور این تشکیلات نمود. رجوی پیش بینی نمود که جمهوری اسلامی در طی مدت 6 ماه سرنگون خواهد شد. وی استراتژی مسلحانه را در دو مرحله تحلیل کرد. انفجار حزب جمهوری اسلامی ودفتر نخست وزیری که به قتل بسیاری از رهبران بلند پایه جمهوری اسلامی و دهها نفر از مقامات دولتی و نمایندگان مجلس و ائمه جمعه منجر شد را ضربه به رأس نظام و در راستای بی آینده کردن جمهوری اسلامی و ترور پاسداران، نیروهای بسیج مردمی و دیگر هواداران آنها را زدن سرانگشتان جمهوری اسلامی و شکستن طلسم اختناق ارزیابی کرد.
بر اساس تحلیل درونی تشکیلاتی رجوی، با ترور رهبران و نیروهای وفادار به جمهوری اسلامی ترس مردم فرو خواهد ریخت و طلسم اختناق شکسته خواهد شد، و مردم به خیابانها خواهند آمد و کار جمهوری اسلامی را یکسره خواهند کرد. ولی اوضاع و شرایط دقیقا برخلاف پیش بینی های رجوی پیش رفت. خانه های تیمی و پایگاههای مسئولین و فرماندهان مجاهدین خلق یکی پس از دیگری ضربات سختی دریافت کردند و در مدت زمان کوتاهی اکثر نیروهای نظامی مجاهدین خلق در داخل ایران کشته و یا دستگیر شدند.
جالب اینجا بود که اطلاعات فعالیت تمامی این خانههای تیمی توسط خود مردم به دستگاههای نظامی داده میشد، یعنی دقیقا همان مردمی که رجوی ادعا کرده بود با شکستن طلسم اختناق و ترور نیروهای نظامی جمهوری اسلامی در حمایت از اقدام مسلحانه تشکیلات مجاهدین خلق به صحنه خواهند آمد و کار را تمام خواهند کرد. در ادامه بخش باقی مانده نیروهای مجاهدین خلق از ترس دستگیری به کردستان عراق گریختند. مسعود رجوی که وعده سرنگونی 6 ماهه جمهوری اسلامی را داده بود، به همراه ابوالحسن بنی صدر اولین رئیس جمهور در تاریخ 7 مرداد به فرانسه گریختند! تحت چنین شرایطی ارتباط بسیاری از هواداران در شهرهای مختلف با مجاهدین خلق قطع گردید و بخش زیادی از آنها دستگیر یا در شهر های مختلف متواری شدند. رهبران مجاهدین خلق در شرایطی دست به مبارزه مسلحانه زده بودند که هیچ فکری برای بدنه هواداران و محلی برای مخفی کردن آن نکرده بودند. هواداران این تشکیلات شرایط سختی را بعداز اعلام جنگ مسلحانه برای مخفی شدن و جلوگیری از دستگیری تجربه کردند. آنها از خانواده هایشان جدا و گاها برای حفظ جان خود در قبرستانها و یا شکاف کوهها در تلاش برای فرار از دستگیر شدن بودند، در حالیکه مسعود رجوی جان خود را بدست گرفته و با فرار به پاریس در حاشیه امن زندگی می کرد.
ادامه دارد
علی اکرامی

