از مامان مریم برایم می گفت. اما 1 روز تمام برایش اشک ریختم وقتی فهمیدم که او مامان مریمش را هرگز ندیده است و اکنون 10 سال است که برایش اشک می ریزم چرا که او حتی مفهوم مادر را نمی دانست و گمان می برد و به یقینش رسانده بودند که فقط مریم مادرش است! سال های دوستی با او برایم پر از حیرت بود و پر از چیزهایی هرگز نادیده آن روزها در دنیای کودکی ام گمان می بردم او از سیاره ای دیگر می آید.
برچسب ها
هویت فردی در برابر وفاداری تشکیلاتی نگاهی به ممنوعیت عشق در مجاهدین خلق
قطب به چه کسانی می گفتند؟ قطب شدن در مناسبات ممنوع است – قسمت دوم
ابراهیم محمد رحیمی در پذیرش قرارگاه اشرف قطب شدن در مناسبات ممنوع است – قسمت اول
نگاهی به ممنوعیت عشق در مجاهدین خلق
چرا بعضی سازمانهای فرقهگونه یا بسته همچون مجاهدین خلق یا به تعبیر منتقدان “فرقه رجوی” معمولاً با روابط عاطفی/عشق درونسازمانی مخالفت میکنند؟ تحلیل و بررسی تجربیات جداشدگان درباره مخالفت سازمان مجاهدین خلق با عشق و روابط عاطفی در مناسبات درونیشان بر اساس گفتههای افرادی است که سازمان را ترک کردهاند و هدف آن ارائه دیدگاهی […]
قطب شدن در مناسبات ممنوع است – قسمت دوم
آشنائی مختصر با سپهر داستان ما… در قسمت اول، به داستان کسانی پرداختم که در مناسبات، از حقوق انسانی و بدیهی خود و دیگران دفاع می کردند و واقعیت ها را به مسئولین سازمان گوشزد می کردند، اما مسعود رجوی هرگز چنین کسانی را به رسمیت نمی شناخت، همه می دانیم که مسعود رجوی ضعیف […]
قطب شدن در مناسبات ممنوع است – قسمت اول
در مورد انقلاب درونی سازمان، من و سایر دوستانم، مطالب زیادی نوشتیم، همچنین مطالب سایر دوستان را خواندم، اما امروز می خواهم از دریچه ای نو و برای اولین بار از یک زاویه دیگر وارد این موضوع شوم : همیشه بیاد داشته باشیم در مسیر زندگی، انسان هایی در مسیرمان قرار می گیرند که ردپایی […]
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

