قتل فجیع حمیدرضا رجبزاده، مداحی که بنا بر گزارشهای منتشر شده ابتدا ربوده شد و سپس پیکر بیجان او با آثار خشونت شدید پیدا شد، موجی از واکنشها را در پی داشت. فارغ از اینکه عاملان این جنایت چه کسانی بودهاند و انگیزه آنان چه بوده است، چنین جنایتهایی نشان میدهد چگونه فضای نفرت، انتقامجویی […]
قتل فجیع حمیدرضا رجبزاده، مداحی که بنا بر گزارشهای منتشر شده ابتدا ربوده شد و سپس پیکر بیجان او با آثار خشونت شدید پیدا شد، موجی از واکنشها را در پی داشت. فارغ از اینکه عاملان این جنایت چه کسانی بودهاند و انگیزه آنان چه بوده است، چنین جنایتهایی نشان میدهد چگونه فضای نفرت، انتقامجویی و تحریک میتواند به خشونتهای غیرقابل بازگشت منجر شود.
در این میان، برخی جریانهای سیاسی از جمله هواداران و رسانههای وابسته به سازمان تروریستی و متوحش مجاهدین خلق، با انتشار تصاویر افرادی که آنان را “عامل سرکوب” معرفی میکنند، بار دیگر موضوع خطر تبدیل فضای تبلیغاتی به زمینهای برای تهدید و خشونت را مطرح کردهاند.
انتشار تصویر افراد با برچسبهایی مانند “سرکوبگر”، بدون ارائه مدارک معتبر و روند قضایی مشخص، میتواند پیامدهای خطرناکی داشته باشد؛ زیرا در فضای هیجانی و خشمآلود، چنین اقداماتی ممکن است برخی افراد یا گروهها را به سمت اقدامات خودسرانه، انتقامجویانه و حتی جنایت سوق دهد.
نگرانی زمانی بیشتر میشود که برخی از این جریانها برای اثرگذاری بیشتر بر مخاطبان، از فناوریهای هوش مصنوعی نیز استفاده میکنند. تولید تصاویر و ویدئوهای جعلی که در آن افراد بهصورت ساختگی در حال تهدید مردم، حمل سلاح یا بیان سخنان توهینآمیز نسبت به عواملی مانند آنان که صحنه های هولناک 18 و 19 دی را رقم زدند نشان داده میشوند، میتواند ابزاری برای تحریک احساسات، ایجاد نفرت و تخریب شخصیت افراد باشد.
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که انتشار اتهامهای اثباتنشده در فضای مجازی میتواند عواقب جبرانناپذیری داشته باشد. وقتی فردی پیش از هرگونه رسیدگی قانونی در فضای عمومی “مجرم” معرفی شود، زمینه برای شکلگیری خشونت خیابانی و اقدامات خارج از قانون فراهم میشود.
عناصر جنایتکار و تروریست موسوم به مجاهدین خلق از فضای احساسی جامعه برای ایجاد دوگانههای خشونتآمیز استفاده میکنند؛ بهگونهای که تصویرسازی دشمن، نفرتافکنی و تحریک مخاطب به بخشی از جنگ تبلیغاتی تبدیل میشود.
قتل حمیدرضا رجبزاده، فارغ از اختلافات سیاسی و دیدگاههای مختلف درباره مسائل کشور، یک جنایت انسانی است که نیازمند شناسایی عاملان و رسیدگی قضایی است؛ نه تبدیل شدن به ابزاری برای تسویهحساب سیاسی یا ایجاد موج جدیدی از تهدید علیه افراد.
مقابله با خشونت، تنها با محکوم کردن یک جنایت خاص پایان نمییابد؛ بلکه نیازمند مقابله با فرهنگ نفرت، حذف فیزیکی مخالفان، انتشار اطلاعات جعلی و تحریک مردم به مجازاتهای خارج از قانون است. جامعهای که در آن تصویر یک فرد بتواند بدون اثبات جرم، حکم تهدید و مجازات را به همراه داشته باشد، در معرض چرخهای خطرناک از خشونت قرار خواهد گرفت.
سالاری














