دوری و انتظار دیگر بس است

از: مادرمعصومه بازرگانی (گیلان – رودسر)

به: طاهره بازرگانی

فرزند دلبندم روبی جان. امیدوارم حالت خوب باشد. اگر احوالی از ما بخواهید الحمدالله خوب هستیم. روبی جان خودت بهترمیدانی مدتی ازتوخبری نداشتم پدرت ازغصه ناراحتی قلبی گرفت، عمل قلب کرد وازبین رفت. یک سال بیمار بود همیشه میگفت روبی نمی خواهد بیاید یا دیگراصلا نمی آید؟

خلاصه ازدوری توخیلی ناراحت هستم شب وروزم گریه است. ازناراحتی توازپا عاجزشدم وبا عصا راه میروم تا جایی که خواهرت بتول بچه هایش را جابجا کرده وازمن پذیرایی میکند.

خواهش می کنم دخترم دیگر دوری وانتظار بعدازاین همه سال بس است برای یک یک مادرتورا بخدا بعدازدست دادن پدریک قدری به فکرمن مادرباش. هرچه باشی اخرمن مادرم مثل پدرت ازدوری تووندیدنت دق نکنم حالا که من خبرخیرتورا ازانجمن نجات شنیدم می خواهم از تودخترم خواهش کنم طوری بشود ازتویا ازطریق نامه یا تلفن ازحالت با خبرباشم چون همه خانواده ازدوری توناراحت هستند. درضمن روبی جان همه دوست داریم که توهرچه زودتربه ایران برگردی وهمه با هم مثل گذشته زندگی کنیم.

قربانت مادرت معصومه بازرگانی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.