تلاشهای ضد جداشده ها

اگر حرف منطقی ندارید چرا متوسل به دروغ میشوید؟

جوابیه حسین نصوری درباره برنامه پرونده 87

مدتها بعد از اینکه در مازندران جلسه ای از جانب انجمن نجات برگزار گردید و اینجانب در آن جلسه حضور داشتم سازمان در برنامه پرونده چیزهایی درباره اینجانب گفته بود که لازم دیدم جوابی را به آنها بدهم البته متاسفانه باید بگویم که افراد سازمان به اینتر نت دسترسی ندارند که حرفهای مرا بخوانند اما خود سازمان که مطمئن هستم سایت را چک میکند بخواند.

جالب این است که در برنامه پرونده در قالب واقعیت عنوان گردید که من از بمبارانها ترسیده و تاب و تحمل نیاورده و به تیف رفته ام. و با نشان دادن فیلم هواپیما و بمباران اینطور وانمود میکردند که اینجانب از بمباران هوایی ترسیده ام.

اولا که من چرا بعد از اینهمه سا ل و دیدن بمبارانها ی زیاد و جنگ های طولانی الان باید بترسم.

ثانیا من سال 84 از سازمان جدا شدم و جنگ امریکا با عراق و بمبارانها در سال 82 اتفاق افتاده بود.

ثالثا مسئله من این بود که چرا بعد از اینهمه سال وعده و وعید سرنگونی برای ان اقدام نکردید و اصلا بحث من سر این بود حالا دراین برنامه چون از حضور من در مازندران و صحبت با خانواده ها سوختید این موضوع را علم کردید چون حرف دیگری نداشتید.

بهتر بود حرف نمی زدید زیرا همه میدانند که مریم رجوی قبل از وقوع جنگ به فرانسه فرار کرد ما که همه زیر بمبارانها بودیم مگر اینطور نبود؟

آیا من از بمباران ترسیدم یا برادر مسعود که هنوز هم معلوم نیست کجا پنهان شده لطفا به وی بگویید بیا بیرون بمباران 5 سال است که تمام شده بیا و بنا به مسئولیتی که داشتی و حکم رهبری گروه را داشتی. بگو چرا تا کنون وعده ها و قولها و حرفهایت محقق نشده و تحلیل هایت هیچکدام درست از آب در نیامده است و باقی مانده این سازمان افرادی پیر و داغان شده و متحجر و ارتشی بدون سلاح و ورشکسته با رهبرانی فراری میباشد.

سخن ها بسیار است اما اگر مخاطب برنامه شما افراد سازمان هستند که انها بهتر میدانند و مرا نیز بهتر می شناسند اگر هم مخاطب و بیننده برنامه شما مردم ایران هستند باید به اطلاع شما برسانم که در ایران کسی وقت خود را با نگاه کردن به برنامه شما هدر نمی دهد.پس منظور شما چیست فقط خواسته اید جواب بدهید یا فقط برنامه خود را پر کنید واضح است که تمام کارهای شما در تبلیغات دروغهای بی پایه و اساسی است که سازمان شما روی آن بنا شده است و همان وارونه نمایی که ما از ان فرار کردیم را هنوز رها نکرده اید. راستی واقعیت و راستگویی چه بدی دارد که شما از آن گریزانید؟

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا