دیوار مجاهدین فرو ریخت

عکسهای آقای محمد رزاقی در کمپ آمریکایی ها در نزدیکی اشرف در عراق و نیز عکسهای او در پاریس بعد از تحمل شرایط سخت و طاقت فرسا.

با تشکر از تلاشهای شبانه روزی شما برای افشای جنایت های فرقه رجوی و بطور خاص افشا جنایتکارانی که در اروپا زندگی میکنند ؛ اینها همان گرگهای درنده و خونخواری هستند که در پوست گوسفند از دمکراسی اروپا برای رسیدن به اهداف پلیدشان سوءاستفاده میکنند،اینها به دروغ برای خلق ایران اشک تمساح میریزند، در صورتیکه هر قدمی که برمیدارندفقط برای پر کردن جیب مبارک سردمداران این فرقه است،و همچنین برای در بند و حصار نگه داشتن اعضا در برده گاههای اشرف و اور، بله آنها یک برده داری نوین در برده گاهایشان به راه انداخته اند،یک برده داری تحت نام مبارزه و …… که به تک تک آن خواهم پرداخت.

ولی نکته مهم اطلاعیه ها ی پی در پی سردمداران این فرقه است با نام اسرائیلی و آمریکایی پسند شان یعنی شورای ملی مقاومت صادر میکنند ؛جیغ های پی در پی فرقه حکایت از جدی بودن مسئله ای دارد که لازم است به آن پرداخته شود،اجازه بدهید اول اشاره کنم به حرفهای خود مسعود رجوی که در یکی از نشست ها میگفت: “از واکنش طرف مقابل بفهمید که چقدر جدی هستید”

و اما اصل موضوع … همه جداشدگان از سازمان و اکثر فعالین سیاسی به خوبی میدانند که از سالیان پیش دیوار و مانع بزرگی به بزرگی کشور عراق برای جلوگیری از جداشدن اعضایش درست کرده بود، این دیوار چه به لحاظ مادی و چه به لحاظ ذهنی (شستشوی ذهنی و تهدید به زندان در سازمان یا فرستادن به زندان بدنام ابوغریب و فرستادن به ایران) مانع خروج اعضا میشد ؛ رجوی و سرکردگان فرقه قسم خورده بودند که نگذارند پای حتی یک نفر هم به اروپا برسد، ولی بعد از سقوط پرخوانده شان صدام و آمدن آمریکایی ها به برده گاه اشرف این دیواری که فرقه درست کرده بود ترک برداش و اعضای ناراضی (البته بخش کوچکی از آنها) توانستند به کمپی که آمریکایی ها ساخته بودند فرار کنند و بعد عده ای از آنها درشرایط طاقت فرسا با کار جسمی سخت و طولانی با ساعتی یک دلار دستمزد در گرمای عراق، توانستند بعد از چهار سال پولی جمع کرده و از این کمپ خود ار به اروپا برسانند و به این ترتیب آنها این دیواری را که فرقه فکر میکرد دائمی است فرو ریختند، همه این تاریخ گذشته قابل بحث و گفتگو است و به آن خواهم پرداخت.

بله داد و فغان و بر سر و سینه زدن و جیغ وزوزه و فغان رجوی فقط به این خاطر است که چرا پای ما به اروپا رسیده است و به ایران نرفته ایم و میترسند که پته آنها را روی آب بریزیم ؛

بای به سردمداران فرقه و رهبری آن گفت که: آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت

الان جداشده ها در همه کشورهای اروپایی هستند و این ثابت میکند که دیوار دیگر فروریخته است.

من آرزو میکنم باقی اسیرانی که در اشرف هستند با تلاش و کوشش خانواده هایشان، دوستانشان و مجامع حقوق بشری بین المللی بزودی آزاد شوند و بتوانند آزادانه مسیر زندگی خودشان را انتخاب کنند.

من آرزو میکنم روزی که همه اسیران ذهنی فرقه بفهمند که هر چه رجوی و باقی سردمداران فرقه با نام بحثهای تشکیلاتی، ایدئولوژی و سیاسی و استراتزیک مطرح میکنند جز شارلاتان بازی و فریب و نیرنگ برای تحمیق چیز دیگری نیست.

من آرزو میکنم که سردمداران فرقه و رهبری خداگونه آن نتوانند بساط این برده داری نوین و تحمیق را در اورسوراز در قلب اروپا مستحکم کنند،

و برای همه این آروزهایم تلاش خواهم کرد و تا تحقق آن از پا نخواهم نشست،

از همه دوستان و مجامع بین المللی و حقوق بشری و فعالین سیاسی میخواهم برای آزادی اسیران در برده گاه اشرف و نیز برای تبدیل نشدن گوشه ای از خاک اروپا به محلی برای برده داری تلاش کنند.

با تشکر از همه دوستانی که در این راستا قدم برمیدارند.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.