اضمحلال فرقه رجوی

تعطیل شدن اشرف و وحشت خانم رجوی

پیشاپیش واضح بود که علیرغم پایکوبی های ظاهری و در بوق و کرنا کردن پیروزی به خاطر در آمدن از لیست تروریستی اتحادیه اروپا، سرتاپای وجود این فرقه را لرزۀ فروپاشی و رسوایی بین المللی فرا گرفته است و تأثیرات و عواقب آن بزودی خود را نشان خواهد داد. واکنش اخیر فرقه برای به وسط کشیدن پای گروهی از وکلا و حقوقدانان به اسم کمیتۀ بین المللی حقوقدانان در دفاع از اشرف، اولین گام جدی این فرقه برای جلوگیری از همین فروپاشی حتمی است.

شگفت آور نبود که خانم مریم رجوی که به شدت برای خود چهره ای مدره و معتدل و آزادیخواه در خارج ارائه داده است، (با پولهای جمع آوری شده از استخبارات عراق و درآمدهای نفتی ناشی از فروش نفتهای عراق به صورت قاچاق به کشورهای همسایۀ و نیز پول شویی هایی که در اروپا به اسم سازمانهای خیریه ای کمک به کودکان عراقی و… انجام داده است)، به بهای اسارت هزاران زن و مرد زندانی شده در اشرف و کشته شدن صدها نفر از دوستان و یاران ما در مرزهای ایران و عراق که به اسم آزادیخواهی به نبرد فرستاده میشدند تا دل صدام حسین بیشتر نرم شده و پول بیشتری در اختیار فرقه گذاشته شود و خانم در فرنگ سفرهایشان را زیادتر کنند و جراحیهای بیشتری روی صورت خود انجام دهند و مردم اروپا را بیشتر بفریبند، اینک به فکر بیفتند که هزاران وکیل را به میدان آورند تا برای اشرفیان اشک تمساح بریزند.

اما راستی بهتر نبود که این پولها صرف رسیدگی به همان اشرفیان می شد تا بتوانند به صورت مستقل مسائل حقوقی خود را دنبال کرده و برای زندگی خود و تصمیم برای ماندن یا خروج از عراق هزینه نمایند؟ در اینجا بهتر می بینم به صورت محوری نکاتی را برای آگاهی هموطنان مطرح کنم تا ترفند جدید خانم رجوی بیشتر افشا شود.

1. با توجه به تشکیل این کمیته هم اکنون هر مجاهد که در اشرف زندگی می کند سه وکیل در اختیار دارد که به صورت انسانی و یا با دستمزدی که از خانم رجوی می گیرند مسائل حقوقی آنها را دنبال نمایند. این نقطه مثبتی است که من هم از آن استقبال می کنم در صورتی که این وکلا به طور خصوصی با هر مجاهد دیدار داشته باشد و به طور محرمانه نظریات آنان را جویا شود.

2. پیش از این هم سران فرقه با وعده و وعید گرفتن وکیل سر افراد را کلاه گذاشته بودند تا منطبق با خواستۀ خودشان، با افراد خارجی دیدار محرمانه داشته باشند. برای نمونه در مارچ و آوریل 2004 که نمایندگان وزارت خارجۀ آمریکا به اشرف آمده بودند به هرکدام از نیروها که میخواستند به ملاقات بروند می گفتند که اگر آمریکاییها سوآل کردند بگویید ما وکیل داریم و یک اسم را هم در اختیارش می گذاشتند که دست خالی نباشد. خود من هنگام رفتن به ملاقات، توسط خانم پروین صفایی توجیه شدم که یک وکیل آمریکایی را معرفی نمایم، در حالی که هرگز چنین وکیلی را ندیده و نمی شناختم. پس این نیز ترفندی است که نیروهای مستقر در اشرف را که کاملاً ایزوله هستند و به جهان خارج دسترسی ندارند بفریبند.

3. اما در رابطه با نکات درج شده در متن نامۀ این حقوقدانان نیز نکاتی را باید به اطلاع هم میهنان و نیز حقوقدانان عزیز برسانم تا اگر اطلاعی از آن ندارند قضاوت نادرست ننمایند:

همچنان که همگان میدانند، صدها تن از خانواده های این عزیزان طی سالهای گذشته به اشرف مراجعه نموده و به آنها اجازه ملاقات داده نشده و یا به عزیزانشان گفته شده که با توهین به پدران و مادران داغدار خود و با ناسزاگویی و تهمت زدن به خواهران و برادران خود یا همسر و فرزندان خود که برای ملاقات آمده بودند، آنها را از خود برانند و به ایران بازگردانند. طی ماههای گذشته نیز تعداد زیادی از خانواده های این عزیزان برای شکایت به دادگاههای اروپایی به کشورهای مختلف اروپا آمده بودند و شکایتهای رسمی خود را به ارگانهای ذیربط داده بودند.

اینها شواهد و مدارکی است دالّ بر اینکه این فرقه اساساً به اکثریت خانواده ها اجازه دیدار مستقل فرزندانشان را نمی دهد و در سال 1382 نیز که من در اشرف حضور داشتم چندین اتوبوس از خانواده ها مراجعه نمود اما در اولین مرحله نتوانستند ملاقاتی داشته باشند و هنگامی که مجدداً با فشار زیاد به آنجا آمدند، سران فرقه تلاش کردند اخبار آنرا از ما که در داخل اشرف بودیم نرسد. آنها نهایتاً به صورت پنهانی، این عزیزان را با کنترل کامل به درب اشرف بردند تا با حضور 2-3 نفر از مسئولینشان بتوانند با خانواده های خود ملاقات علنی کنند. یکی از این نفرات که به طور مستقیم تحت مسئول من بود حامد هاشمی نام داشت که جهت اطلاع هموطنان، بنده به عنوان مسئول این شخص مطلع نشدم که ایشان به دیدار خانواده اش رفته است و او را با همکارم آقای ابراهیم زارع به نزد پدر و مادرش برده بودند و تا آخرین لحظات خانم مهناز شهنازی نیز که فرمانده محور بودند در کنارشان حضور داشتند.

اما نکاتی پیرامون محورهایی که وکلا عنوان کرده اند:

در محور 1 این متن نوشته شده:

(بدون حضور وکلایتان هیچ متن یا پرسشنامه یا توافقنامه مکتوبی را امضا نکنید. دور زدن وکلا و نادیده گرفتن آنها در هیچ کشور دموکراتیکی که قانون بر آن حکومت میکند معمول نیست و حاکی از نادیده گرفتن حقوق پایه ای موکلان میباشد.)

نکتۀ قابل قبول و مهمی است و این وکلا از همین الان باید به طور محرمانه و خصوصی به طور مستقیم با موکلین خود ملاقات نمایند و نکات لازم را از آنها شنیده و مسائل و مشکلات آنان را نیز بررسی کنند. ملاقات جمعی و علنی که فرقه بشدت دنبال آن بوده و هست در هیچ کجای جهان رسمی نبوده و و جنبه قانونی ندارد.

در محور 2 نوشته شده:

(قبل از هر چیز، دولت عراق، هم‌چنانکه پیش از این دولت آمریکا انجام داده است، میبایست حقوق ساکنان اشرف را برسمیت بشناسد و آنرا در یک سند رسمی و مکتوب در اختیار تک تک شما قرار دهد. در این سند میبایست بر این موردها تاکید شده باشد:

الف- شمول اصل نانرفولمان، قانون بینالمللى، قانون انساندوستانه بینالمللى و بویژه ماده سوم مشترک کنوانسیونهای ژنو بر ساکنان اشرف.

ب- منطبق با پرنسیپهای مذکور دربند الف و هم‌چنانکه صلیبسرخ بینالمللى، کمیساریای عالی پناهندگان، یونامی و بسیاری دیگر از مراجع بینالمللى مکررا تاکید کردهاند، هرگونه استرداد، اخراج یا جابجایی اجباری ساکنان اشرف در داخل عراق ممنوع است.

ج- تضمین حفاظت فیزیکی و روانی و صیانت قضایی ساکنان اشرف و نفی پرونده سازیهایی که فقط خواسته رژیم ایران است.)

در این رابطه البته باید تک تک ساکنان اشرف، حفاظت شوند و با اختیار خود به کشور دلخواه خود سفر نمایند. اما این مسئله نمی تواند ناقض حقوق تک تک افراد برای ملاقات خصوصی با هر ارگان ذیربط باشند. سران فرقه نمایندۀ تک تک افراد مستقر در اشرف نبوده و نیستند. آنها زندانی بوده و باید حق داشتن وکیل شخصی و مستقل داشته باشند.

در محور 3 آمده است:

(هم‌چنانکه ما قبلا نیز به شما اطلاع داده بودیم، تنها کشور قابل قبول براى انتقال، چنانچه هر یک از شما تمایل داشته باشید، آمریکاست. زیرا ساکنان اشرف همه سلاحهای خودشان را به نیروهای آمریکایی تحویل دادند، چندین آژانس دولت آمریکا همه ساکنان اشرف را تک به تک مورد تحقیقات قرار دادند و همه افراد تک به تک با آمریکا یک توافقنامه به امضا رساندند.

مقامهای ارشد آمریکایی گفتهاند در جریان تحقیقات طولانی از ساکنان اشرف توسط وزارت خارجه و اف. بی. آی هیچ دلیلی مبنی بر این که بتوان اتهامی علیه هیچ کدام از اعضای این گروه وارد کرد به دست نیامده است.)

این محور بسیار جالب است و همان جاست که دم خانم رجوی و سران فرقه از داخل متن آقایان و خانمهای وکیل بیرون می زند که می خواهند توی زبان ساکنان اشرف بیندازند که اگر در اشرف نباید بمانند باید به آمریکا بروند!

جهت آگاهی هموطنان، طی توجیه های گسترده و مبسوطی که در تاریخ مارچ 2004 در اشرف داشتیم، سران بخشهای مختلف فرقه دقیقاً همین جملات را توی دهان ما می گذاشتند که به نمایندگان وزارت خارجه آمریکا بگوییم یا در اشرف می مانیم و یا ما را به آمریکا ببرید! این موضوع به حدی مسخره شده بود که خود نمایندۀ وزارت خارجه تا این سوآل را از من پرسید خودش جواب داد: میدانیم شما یا در اشرف باید بمانید و یا باید به آمریکا بروید!

متأسفانه خانم رجوی که خود قربانی فرقۀ رجوی است، متوجه نمی شوند که این سخنان را لااقل در متون علنی به وکلای حقوق بگیر خود دیکته نکنند و همان پنهانکاری همیشگی کافی است و اینطور که در معرض عموم مردم اینرا دیکته می کنند این شبهه را بین مردم به وجود می آورد که اگر ایشان معتقد به انتخاب آزاد هستند چرا حتی در ملأعام هم می خواهند به دوستانشان چیزی را به لحاظ روانی تحمیل کنند؟ در اینصورت در خفا با اعضای خود چکار میکنند و چه کلاهی سر آنان می گذارند تا خط خود را به پیش ببرند؟

اما لازم است که به سران این فرقه گفته شود:

1. اولاً شما تلاش کنید از لیست تروریستی ایالات متحده خارج شوید. رفتن نیروهایتان به آنجا پیشکش.

2. دوم اگر آمریکا خوب است چرا خودتان در فرانسه خیمه زده اید؟ مگر میشود یک رهبر و فرمانده از نیروهای خود دور باشد و روی این پافشاری کند؟

3. راستی چه ریگی در کفش دارید که نمی خواهید حتی اعضای خود را به نزد خودتان بیاورید؟

4. اگر آمریکا سلاحهای شما را گرفته است آیا می خواهید نیروهای خود را با همان اونیفرم نظامی به ایالات متحده ببرید تا سلاحها را پس گرفته و آموزش ببینید و توسط پنتاگون به ایران تهاجم کنید؟

5. آیا در اروپا با اینهمه وسعت جای کافی برای شما نیست؟ شما که قبلاً می گفتید باید ما را به یک کشور امن و دمکراتیک منتقل کنند، آیا اروپا غیر دمکراتیک است؟

6. آیا مسعود رجوی همیشه تأکید نداشت که عراق جای کار سیاسی نیست؟ پس الان که سلاح ندارید با چه هدفی می خواهید اشرف را سرپا نگه دارید؟ آیا اروپا برای کار سیاسی و پیشبرد خط سوم شما مناسب تر نیست؟

7. اگر قرار است در اشرف بمانید و شهر بسازید، آیا این شهر با همین ویژگیهای کنونی است؟ یا مثل تمامی شهرهای جهان باید بدون برج و بارو و حصار باشد و دارای شهرداری و شهربانی و دادگاه و تلفن و اینترنت و لباسهای متنوع و خانواده و خانه های شخصی باشد؟ خانم رجوی لطفاً ذکر کنید کدام شهر مورد نظرتان هست، با توجه به اینکه ما اینک در دوران حسن صباح (که قابل قیاس با شما نیست و هرگز کسی را مجبور به طلاق اجباری نمی کرد و نیروهای داوطلب را برای اینکار انتخاب می کرد) نیستید که قلعه داشته باشید.

خانم رجوی، شما باید در این رابطه پاسخگوی عموم مردم ایران باشید و نمی توانید از زیر این سوآلات به حق فرار کنید و به ترفندهای خود ادامه دهید. رسوایی شما در چشم انداز است و شما از همین موضوع در هراسید.

از هموطنان عزیزی که مطالب مرا می خوانند نیز درخواست دارم برای افشای این نیرنگ جدید خانم رجوی اقدام کنند و از مجامع حقوق بشری بخواهند که به این مسئله رسیدگی نموده و راه را برای ملاقات سازمانهای جهانی با تک تک افراد مستقر در اشرف هموار کنند. سران فرقه تنها از همین در هراسند که ورود این عزیزان به اروپا و در نزدیکی پادگان اور، رسوایی و فروپاشی آنها را تکمیل کند. آنها هرگز به فکر سعادت و خوشبختی و راحتی آن عزیزان نبوده و نخواهند بود.

باور کنید اینرا از تجربۀ 20 سالۀ حضورم در اشرف می گویم که اگر خانم مریم رجوی و همسر مخفی شدۀ ایشان امکان اینرا داشتند تمامی آن اعضای خود را نابود می کردند تا پایشان به خارج نرسد. من اینرا در بمباران شدید آمریکاییها به عینه دیدم. آنها می خواستند تمامی ما را نابود کنند و بعد برای ما عزا بگیرند که اینان شهید شده های فرقۀ ما برای آزادی هستند! آنها به همین خاطر ما را زیر بمباران رها کرده و فرار نمودند. من در هر دادگاهی حاضر به اثبات این سخنانم هستم.

به هرحال به خواست خدا این توطئه اجرا نشد ولی اینک خانم رجوی دست به ترفند دیگری زده است و یکبار از زبان مهدی سامع می گوید ما بنگاه مسافرتی نداریم و سرنوشت آن عزیزان دست ما نیست، و امروز که از لیست تروریستی اتحادیۀ اروپا بیرون آمده اند بحث آمریکا و ماندن در اشرف را مطرح می کنند که برای هر ایرانی آزاده چیزی جز یک تمسخر بدنبال ندارد.

باور بفرمایید اگر راه آمریکا هم باز شود که نخواهد شد و سنگ بزرگ علامت نزدن است، باز هم ترفند دیگری بکار خواهند برد تا این افراد به آمریکا نرسند…

پس اینک وظیفۀ ما هموطنان و خانواده های عزیز است که با نوشتن نامه و تجمع در کنار مجامع حقوق بشری و انجمنهای مربوطه، از آنها بخواهیم که فوراً به ملاقات ساکنان اشرف رفته و به گونۀ محرمانه نظریات آنان را جویا شوند.

حامد صرافپور

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا