چند نکته پیرامون آخرین پیام رجوی

روز دهم اسفند در سایتها و رسانه های مجاهدین پیامی منسوب به رجوی منتشر شد. قبل از هر چیز نکته جالبتر از خود پیام همچنان این نکته است که رجوی پس از شش سال از سوراخ موش سر درآورده و علنی پیام میدهد. رجوی حضور خود را در عراق استراتژیک میدانست و رفتن از عراق را نیز به مثابه تغییر استراتژی سازمان قلمداد میکرد، راستی استراتژی سازمان مجاهدین عوض شده است؟

معمولا همیشه سازمان مجاهدین، تحرکات رجوی را با القاب و کلمات قلمبه و سلمبه ای اعلام میکرد القابی مثل «پرواز تاریخساز» یا «پرواز بزرگ» و از اینجور جملات، این بار خیلی آرام و چراغ خاموش سازمان مجاهدین از کنار موضوع گذشت یعنی لازم ندیده است که لقبی برای این جابجایی رجوی بکار بگیرد؟ لقبی مثل «پرواز چراغ خاموش» یا «عقب نشینی به میان توده ها» و غیره.

رجوی در پیام خود چندین جای مختلف از پایداری اشرف یاد کرده است و آنها را بخاطر این پایداری ستوده است. مثلا یکجا گفته است: «اشرف ایستاد و جهانی به ایستادگی برخاست» راستی برای هر شنونده و خواننده این متن این سئوال منطقی پیش می آید که وقتی بقول شما اشرف داشت ایستادگی می کرد جنابعالی کجا تشریف داشتید؟! چرا پس شما و خانمتان در اشرف نماندید تا ایستادگی کنید؟ ایستادگی و مقاومت و از جان گذشتگی فقط برای بدبخت و بیچارهایی است که راه به جایی ندارند؟

در جای دیگری نیز رجوی در پیام خود گفته است: خطاب به دولت عراق «… همان چیزهایی را نقض کند که جامعه بین‌المللی و دولت آمریکا و کاخ سفید و سفارت آمریکا و پارلمان اروپا و اکثریت پارلمانهای کشورهای اروپایی آن را در مورد حقوق ساکنان اشرف مورد تأکید قرار داده‌اند، آن‌وقت تا پای جان می‌ایستیم» بایستی در جواب ایشان گفت اگر قرار بود تا پای جان بایستی که قبل از شروع جنگ صحنه را ترک نمیکردی! باز هم تا پای جان ایستادن نصیب نفرات سطح پایین سازمان که در اشرف قرار دارند می شود و رجوی از آن استفاده تبلیغاتی و سیاسی اش را میکند.

نکته مضحکتر در پیام رجوی سندسازی از درون رژیم است. کسانی که نشریات مجاهد را دیده اند همیشه معمولا ستونی داشت به نام «از درون رژیم» که در آن اخبار و اطلاعات بدست آمده از درون رژیم را منتشر میکرد. جالب است بدانید در سازمان ارگانی هست به نام «اخباری» که کارش تولید و ارائه چنین اخباری هست. همیشه سئوال ما این بود که چرا فرهنگ نوشتن این مطالب که مثلا از درون رژیم بدست آمده با فرهنگ نوشتن مجاهدین یکی هست؟ چرا هرچیزی که مجاهدین نیاز دارند در هر مقطع همان چیزها با همان کلمات در رژیم بدست می آید؟ اینبار هم رجوی قسمت عمده ای از پیامش را به کشف سندی که از «نیروی قدس» بدست آورده، اختصاص داده است. معلوم نیست چرا نیروی قدس تمام محورهای تحلیلی اش را با تحلیلهای سازمان مجاهدین منطبق کرده است؟ اصلا خطاب این موضوع به کیست؟ در کجا این مطالب عنوان شده؟ البته همه می دانند که این مطالب صرفا مصرف داخلی دارد و برای اعضای بی خبرِ اشرف تولید و ارائه میشود.

رجوی در سرتاسر پیام خود اظهار شادمانی می کند و با دم خود گردو میشکند که «ولی فقیه ارتجاع» از آنها در دیدار با طالبانی اسم برده است. و گفته که «بایستی دولت عراق توافقها را عملی کند.» این همه آسمان و ریسمان را بهم بافتن برای همین هست؟ براستی رجوی احساس می کند جدی گرفته شده است. و از همین یک جمله ای که از طرف سران رژیم بیان شده البته تحلیل «رژیم رو به سقوط آخوندی» و «بن بست مرگبار رژیم آخوندی» و غیره را نیز میکند و به خورد افراد اشرف میدهد.

این سئوال جدی همچنان باقی است که اگر فکر میکنید به لحاظ تشکیلاتی و ایدئولوژیک قوی هستید و همه چیز بر وفق مراد هست چرا دریچه اطلاعات دنیای خارج را به روی بچه های اشرف باز نمیکنید؟ چرا به اینترنت وصل نمی کنید؟ چرا روزنامه ها و رادیوها و تلویزیونهای خارج از مناسبات خودتان را در اختیار آنها نمی گذارید؟

قطعا من میدانم که این حرفها به گوش بچه های اشرف نخواهد رسید ولی آنهایی که در خارج بخاطر پول و امکانات از مجاهدین حمایت میکنند و البته زندگی راحت خودشان در اروپا و آمریکا را هم دارند مثل افراد «شورایی» بدانند که بچه های اشرف در ایزوله کامل بسر میبرند و هیچ دریچه ای به دنیای خارج ندارند، تنها راه نفس آنها نشریات مجاهدین و تلویزیون سیمای آزادی است و دیگر هیچ. به همین خاطر است که سازمان می تواند به راحتی تحلیل ها و اخبار خود را به خورد آنها بدهد و آنها نیز به آن باور کنند. و البته همیشه فکر کنند که محور عالم همین اشرف است و تمامی تحولات و اتفاقات جهانی حول آن چیده میشود.

محمد بازیارپور

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.