اضمحلال فرقه رجوی

دستپاچگی رهبری مجاهدین در آستانه فروپاشی

اتفاقات روزهای اخیر و شمارش معکوس برای اخراج سازمان مجاهدین از عراق که به دنبال اظهارات مقامات عراقی ابعاد تازه ای به خود گرفته است، سازمان مجاهدین را دچار سردرگمی، تناقض گویی و استیصال نموده است. مکاتبات مریم رجوی با دبیر کل سازمان ملل و همچنین باراک اوباما و تلقی محدودیت و فاجعه بشری به خاطر اعمال یک سری قوانین و محدودیت های مرسوم و معمول از سوی یک دولت قانونی بر روی یک گروه سازمان یافته و متشکل و البته تروریستی از یک طرف، و همچنین درخواست وی مبنی به واگذاری مجدد کنترل قرارگاه اشرف به نیروهای آمریکایی بخشی از استیصال و سردرگمی ایشان را نمایندگی می کند. مریم رجوی و مسعود رجوی که تا همین چند روز پیش تلاش داشتند قرارگاه اشرف را به عنوان یک شهر و ساکنین آن را در زمره مظلوم ترین شهروندان معرفی کنند، ناگزیر شده صراحتا نسبت به جلوگیری دولت عراق از پوشیدن اونیفرم های نظامی شکوه و شکایت کنند و همچنین از اعمال پاره ای محدودیت ها و کنترل های امنیتی پیراهن عثمانی برای جریان سازی های تبلیغاتی و مظلوم نمایی های کلیشه ای بسازند. این در حالی است که مریم رجوی در نامه به دبیر کل سازمان ملل صراحت دارد اعمال کنترل و محدودیت ها به هیچ وجه شامل مواد غذایی و دارویی و مایحتاج یومیه ساکنین اشرف نیست.

معلوم نیست ساکنین قرارگاه که در عین حال داعیه شهر بودن اشرف و پناهجویی و پناهنده گی دارند، جز تامین امنیت و مایحتاج یومیه خود به چه چیزی نیاز دارند که کمترین اعمال کنترل اینگونه اسباب نگرانی خانم مریم رجوی را فراهم کرده است. حال آنکه اگر تا کنون چنین کنترل هایی اعمال نمی شده، به معنی غیر قانونی نبودن آن نبوده است. در همین رابطه می توان به واکنش سران مجاهدین به جابجایی ساکنین قرارگاه اشرف و انتقال آنها از استان دیالی به نقطه ای دیگر نیز اشاره کرد. سماجت رهبری مجاهدین مبنی بر اینکه تحت هیچ شرایطی از قرارگاه اشرف تکان نخواهد خورد نیز در نوع خود حائز اهمیت و حاکی از این است که مقوله پناهنده گی و شهر اشرف از اساس برای سران مجاهدین جز حربه ای برای بقا ظرف ایدئولوژیک آنها یعنی قرارگاه اشرف نبوده و نیست. والا اگر چنانچه مجاهدین ادعا می کنند که می خواهند حقوق پناهده گی شان به رسمیت شناخته بشود، دلیلی ندارد که این حقوق تنها با ماندن و استقرار در اشرف حفظ بشود.

اگر چنانچه مجاهدین ادعا می کنند مشمول کنوانسیون های بین المللی می باشند تفاوتی نمی کند در کدام طرف از خاک عراق این حقوق رعایت و ملحوظ بشود. همچنانکه این تصمیمات نیز در زمره حقوق ملحوظ شده یک دولت است که بر اساس منافع و تشخیص خود در هر کجا که صلاح می داند به پناهندگان خود امکان استقرار بدهد. گو اینکه مجاهدین قرارگاه اشرف به دلیل نداشتن هویت فردی و حقیقی، و اصرار رهبران آنها برای به رسمیت شناختن شان به عنوان یک گروه و سازمان و حضور نام شان در گروه های تروریستی از اساس زیر سوال و اتهام هستند. و موضوع وقتی با مزه تر می شود که در این میان مجاهدین رسمیت و مشروعیتی هم برای دولت عراق قائل نیستند و مدام بر طبل بازگرداندن کنترل قرارگاه اشرف به دست نیروهای آمریکایی می کوبند.

البته درخواست مریم رجوی مبنی بر واگذاری کنترل قرارگاه اشرف به نیروهای آمریکایی را می توان یک فرار بجلو و فرافکنی مبتدیانه و ناشیانه تعبیر کرد. چرا که خانم رجوی به خوبی می دانند نه تنها چنین بازگشتی امکان پذیر نیست، که بر اساس اظهارات اوباما نیروهای آمریکایی عنقریب نه تنها از شهرهای عراق که در آینده ای نزدیک از خاک این کشور بیرون خواهند رفت. با چنین روندی درخواست مریم رجوی مبنی بر بازگرداندن قرارگاه اشرف به وضعیت تحت کنترل نیروهای آمریکایی پیش از اینکه از ساده لوحی و ساده انگاری ایشان حکایت بکند، به نوعی رندی کودکانه ایشان را تداعی می کند. اما به هر حال سوای این که آمریکایی در آینده ای نزدیک قرار است خاک عراق را ترک کند و حتی با فرض اینکه دولت عراق با سعه صدر و خویشتن داری مجاهدین را در خاک خود تاب بیاورد، اگر قرار باشد در این راستا استمدادی از کسی صورت بگیرد، خانم رجوی پیش از هر کس باید از دولت عراق درخواست استمالت و مماشات بکند و نه دولتی که در شکل کنونی اش بیشتر به یک میهمان ناخوانده شبیه است.

خانم رجوی عامدانه فراموش می کنند که نیروهای آمریکایی به هر حال و در زمان مقتضی از خاک عراق خارج خواهند شد، و درخواست ایشان آشکارا به این معنی است که چندان مایل نیستند عراق و مردم این کشور روی پای خود ایستادن را تجربه کنند. و الا چه دلیلی دارد که ایشان خواستار ادامه حضور نیروهای آمریکایی در خاک عراق باشند. اگر چنانچه مریم رجوی بارها ادعا کرده است متحد استراتِژیک مردم عراق است، باید بداند مردم عراق بیش از هر چیز به خارج شدن نیروهای آمریکایی و اعاده استقلال تمام عیار خود به مثابه یک هدف استراتِِژیک نگاه می کنند و نه اشغال در سایه کشورشان توسط نظامیان آمریکا را.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا