پدر عاجزانه از تو و دیگر اسیران در بند می خواهم که خودتان را به دستان خدای مقتدر، پروردگار مهربانمان بسپاری و یکبار برای همیشه به او توکل کنی و با تمام وجودت از او بخواهی که نجاتت دهد واین راه نیز حرکتی به خودت بدهی و سعی در فرار و گریز فکری وعملی داشته باشی که:«لیس الانسان الا ماسعی» و ما نیز در اینجا در ایران عزیز، هر کمکی که از دستمان بر می آید برای شما می کنیم تا بلکه هر چه زودتر شما را به آغوش خانواده باز گردانیم.
برچسب ها
سبک بلاغی مجاهدین خلق ادبیات بیادبی در سازمان مسعود
او را با فریب به اشرف آوردند سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت پنجم
ادبیات بیادبی در سازمان مسعود
مجاهدین یکی از جنجالیترین و ساختارمندترین جنبشهای اپوزیسیون در تاریخ مدرن ایران است. در حالی که این گروه تصویری بسیار آراسته، دموکراتیک و سکولار را به سیاستگذاران غربی ارائه میدهد، فرهنگ داخلی آن و ادبیاتی که خطاب به منتقدان، جداشدگان و رقبای سیاسی خود به کار میگیرد، داستان بسیار متفاوتی را روایت میکند. محققان سیاست […]
عصیان کادرهای تشکیلاتی زن در مجاهدین خلق
هربرت مارکوزه فیلسوف، جامعه شناس سیاسی و از اعضای اصلی عضو موسسه تحقیقات اجتماعی (مکتب فرانکفورت) معتقد است انسان تک ساحتی موجودی است که در فضای آزاد پرورش نیافته و سیستمی بازدارنده و سرکوبنده به بهانه تامین حوائج و تدارک به زیستی او، بی رحمانه گرفتارش ساخته است. رهبران تشکیلات ستیزه جوی رجوی دیدگاه ایدئولوژیک […]
سرگذشت تلخ جوان فریب خورده کرمانی توسط مجاهدین – قسمت پنجم
محمود آسمان پناه در خاطراتی که در چند قسمت درج شد به جوانی کرمانی پرداخت که آز آلمان به اشرف آمده بود… آقای محمودآسمان پناه در ادامه خاطره نویسی خود، نوشته است: روز بعد به دوستم زنگ زدم که از او بپرسم که آیا با او هم همین طور است؟ دوستم گفت مگر خودت در […]
ثبت دیدگاه
- دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
- پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
