رهبران سازمان مجاهدین در بن بستی جدید

بعد از انتخاب رئیس جمهور جدید در آمریکا و تاکید وی بر خروج نیروهای آمریکایی و سپردن مسئولیت امنیت این کشور به دولت عراق،آرزوهای سردمداران سازمان مجاهدین برای حفظ قرارگاه اشرف و حضور در عراق نقش بر آب شد. خبر برچیده شدن قرارگاه اشرف توسط نخست وزیر عراق و عوض شدن سیاست رهبران جدید آمریکا دیگر جایی را برای مزدوری و استفاده از این نیروی مزدور باقی نمی گذارد. طی 6 ماه گذشته رهبران فرقه و در راس آن مریم رجوی سعی داشتند تا با دیدارهای سیاسی در اروپا و آمریکا چهره ایی دمکراتیک از خود و سازمان مجاهدین به نمایش بگذارند؛ غافل از آنکه نقش غیر قابل انکار جداشدگان این سازمان و پرده برداشتن از ماهیت واقعی و مناسبات فرقه ایی آن تمامی برنامه های رهبران فرقه را نقش بر آب کرد. مواضع ضد ایرانی سازمان مجاهدین در گذشته و حال، شرکت در سرکوب و کشتار شیعیان و کردهای عراقی در سال 1990 و همکاری با دیکتاتور سابق عراق (صدام حسین)؛ شکنجه و کشتار اعضای ناراضی خود (مسعود و مریم رجوی باید پاسخگوی خون به ناحق ریخته شده قربانعلی ترابی و پرویز احمدی در زیر شکنجه در زندان های 1373 باشند)؛ عملیات های تروریستی علیه مردم غیر نظامی در خاک ایران و… مواردی است که تا کنون سردمداران سازمان مجاهدین و در راس آن مسعود و مریم رجوی از پاسخگویی به آن شدیدا گریزان می باشند. اعضای ناراضی سازمان مجاهدین که توانسته اند بعد از تحمل مرارت های فراوان خود را به کشورهای آزاد برسانند، چه به صورت فردی یا در هئیت تشکل ها و انجمن ها با مسئولیت پذیری فراوان در قبال دوستان دربند خود نگذاشتند که چهره واقعی فرقه رجوی در پشت نقاب ریا و تظاهر مخفی بماند و این همان چیزی است که رهبران فرقه را شدیدا آزارمی دهد و در نتیجه آنان تهدید- شانتاژو ترور شخصیتی اعضا سابق خود را در دستور کار قرار داده اند. اشتباه اصلی که سردمداران سازمان مجاهدین مرتکب شده اند این است که خاک اروپا را با قرارگاه اشرف در دوران حکومت صدام حسین اشتباه گرفته اند. شاید مریم رجوی تصور می کند که با صادر کردن فرمان سرکوب (با نشست های موسوم به عملیات جاری! و فحاشی و زندان و کشتار) می تواند در اروپا هم فریادهای حق طلبانه مخالفان را خاموش کند. رهبران سازمان مجاهدین به خوبی می دانند که با مروری کوتاه به عملکرد این فرقه و با اتکا به مدارک و شواهد موجود؛ باید پاسخگوی عملکرد ضد ملی و ضد انسانی خود باشند و برای فرار از این پاسخگویی تا کنون به درخواست اعضای جداشده برای شرکت در یک میز گرد پاسخ نگفته اند و در عوض سعی نموده با تهمت وافترا به اعضای سابق سازمان مجاهدین آنان را از میدان خارج کنند. سردمداران سازمان مجاهدین از آنجا که میدانند در کشورهای غربی تهمت و افترا میتواند پی گیرد قضایی در بر داشته باشد و از بیم پاسخگویی به مراجع قانونی کشورهای اروپایی و آمریکا ترجیح داده اند مسئولین و خط دهندگان اصلی خود را درگیر این مسئله نکرده و با تاسیس سایت های فرعی مانند آفتابکاران سعی دارند خط شانتاژخود را درغالب مقالات و اطلاعیه ها از زبان هواداران و اعضاء رده پایین خود پیش ببرد. جداشدگان از سازمان مجاهدین در چارچوب قوانین دمکراتیک کشورهای اروپایی و آمریکا به فعالیت خود ادامه داده و شانتاژ و ترور شخصیتی افراد توسط سازمان مجاهدین نمی تواند اندک تاثیری بر عزم جزم جداشدگان در مسیری که آغاز کرده اند بگذارد و بی شک این مسیر تا به پای دادگاه کشاندن رهبران این فرقه (در راس آن مریم و مسعود رجوی) و آزادی اسیران این فرقه در قرارگاه اشرف ادامه خواهد داشت.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.