تلاشهای ضد جداشده ها

مجاهدین قافیه را باخته اند – قسمت اول

« یکی از مزدورانی که توسط وزارت اطلاعات به خارج فرستاده شده، علی پاک نام دارد که خود را عباد معرفی می کند. وی 9ماه بعد از شروع جنگ در عراق برای نفوذ به صفوف مجاهدین به ‏اشرف رفت اما هیچ گاه به داخل مناسبات مجاهدین راه نیافت و تا بهمن84 که به تیف رفت تماماً در قسمت پذیرش بسر برد. زیرا برخلاف اظهاراتش که خود را هوادار به زندان رفته مجاهدین جلوه می داد، معلوم شد که سه بار بخاطر خرید و فروش مواد مخدر به زندان افتاده و به طرز مشکوکی قبل از اتمام دوره محکومیت آزاد شده و به عراق آمده است»

آنچه در خطوط بالا خواندید بخشی از اطلاعیه سازمان مجاهدین مورخه 23 فروردین 1387 می باشد. اما آنچه در ذیل می خوانید بخشی از متن نامه علی پاک به دبیر کل عفو بین الملل می باشد که در سایت های فرقه و شورای خارجه نشین درج شده است.

« اینجانب علی پاک، فرزند حیدر، متولد 1353 در روستای هفت چشمه از توابع استان ایلام در آذرماه سال1382 به اشرف پیوستم ولی به دلیل مشکلات فردی و سخت تر شدن شرایط مبارزه قادر به ادامه راه نبودم. بنابراین در بهمن ماه 1384 از اشرف به تیف (خروجی تحت کنترل نیروهای آمریکایی) رفتم و نزدیک به دو سال در بدترین شرایط در آن جا به سر بردم».

کسی که با فرهنگ فرقه رجوی کمی آشنایی داشته باشد به راحتی متوجه می شود که نامه انتسابی به علی پاک، سطر به سطر توسط فرقه نوشته شده و با دادن مقداری جیره نقدی به آقای پاک که از قضا بر اساس اطلاعیه خود فرقه فرد بسیار ناپاکی نیز هست، امضای او را در زیر این نامه قرار داده اند. اما فرقه که در بن بست سنگین و کمرشکن اخراج عراق گیر کرده و می داند اخراج از عراق به این معنا است که بطور کامل از درون فرو خواهد پاشید و بسیاری از اعضا از آن جدا شده و ماهیت پلیدش را خیلی بیشتر از بیش برای جهانیان رو خواهند نمود و آبروی نداشته اش بیشتر خواهد رفت و حتی اگر جدا نشوند، بدلیل از دست رفتن اهرم های فشار و سرکوب، دیگر قادر به کنترل آنها نخواهد بود و به چند دستگی و آشوب خواهد افتاد، گیج و منگ به هذیان گویی افتاده و قافیه از دستش در رفته است. اولا: با این نامه فرقه اثبات کرد که آنها بصورت کلیشه ای و تنها برای خراب کردن اذهان و لوث کردن حقایقی که جدا شدگان از درون فرقه افشا می کنند، علیه جدا شدگان اطلاعیه داده و آنها را مزدور و نفوذی می خوانند. این امر نیز بر اساس دستور العملی صورت می گیرد که در سال 1380 توسط مهوش سپهری اعلام گردید مبنی بر اینکه به محض فرار افراد از فرقه (در آن زمان بدلیل حکومت صدام و قدرت و امکاناتی که فرقه در عراق داشت، امکان جدا شدن از فرقه مسیر نبود و تنها راه خروج از فرقه به جز رفتن به زندان ابوغریب، فرار از آن بود) علیه آنان اطلاعیه داده و آنها را مزدور خواهد نامید. دوما: فرقه فراموش کرده بر اساس تبلیغات خودش در سال های بعد از اشغال عراق توسط آمریکا می گفت: اشرف شهر با صفایی است که هیچ شهری در دنیا به پای آن نمیرسد و از نظر امکانات تفریحی و صنفی چیزی کم ندارد، بلکه از خیلی شهرهای دیگر اضافه تر هم دارد.
با این اوصاف چرا آقای پاک که به قول خودش 9 ماه بعد از اشغال عراق به اشرف رفته در این نامه گفته است « به دلیل مشکلات فردی و سخت تر شدن شرایط مبارزه قادر به ادامه راه نبودم.». مگر در این سال ها خیری از زندن، شکنجه، اعدام، کار طاقت فرسا، و… بوده است که ایشان بخاطر سخت تر شدن شرایط مبارزه!!! قادر به ادامه راه نبوده اند.
بنابراین باید نتیجه گرفت که بر مناسبات فرقه ای اشرف آنچنان فشار و ظلم و جوری حاکم است که حتی تحمل فضای قسمت پذیرش آن، که برای فریب افراد جدید در آنجا سخت گیری کمتری می شد، نیز امکان پذیر نبود. از اینجا می توان فضای حاکم بر بقیه قسمت های فرقه را خواند.
سوما: فرقه در اطلاعیه 23 فروردین 1387 علی پاک را اینگونه معرفی کرده است «وی 9ماه بعد از شروع جنگ در عراق برای نفوذ به صفوف مجاهدین به ‏اشرف رفت»
اگر وی از طرف دولت ایران برای نفوذ به فرقه فرستاده شده بود پس باید در ازای این کار حقوقی دریافت می کرده است.
حال سوال این است که اگر او مزدور بوده و حقوق دریافت می کرده چرا در نامه خود علت افشاگری های خود را اینگونه بیان کرده که متوجه شده جدا شدگان به دولت ایران وابسته هستند و وقتی هم دقیقا به این امر واقف شده که بحث پول به میان آمده است.
باز هم دست به حماقت زدید و دست خودتان را بهتر رو کردید. زدن مارک نفوذی و مزدور، روشی شناخته شده از طرف فرقه است، اما این بار با دست خودتان به دیگران فهماندید که این روش کثیفی است که می خواهید با آن مانع از رسیدن حقایق درون زندان اشرف به بیرون بشوید.
ادامه دارد…

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا