مسعود رجوی و پیام های ضد و نقیض

بدنبال اعتراضات مردمی در مورد نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم در ایران فضایی پیش آمده تا گم گشته های سیاسی سر از بوته در آورده تا بار دیگر عرض اندام نموده و پیامهای رنگارنگ و ضد و نقیضی را جهت هدایت و رهبری قیام مردمی بدهند!‍!.
رجوی که بدلیل اتخاذ سیاست های غلط و ضد مردمی اش در طول 30 سال گذشته با موج انقلاب همانند خاشاک به گوشه ای پرتاب گشته است، با استفاده از فضای پیش آمده سعی دارد با ارسال پیام به مناسبت های واهی بار دیگر در صحنه سیاسی ایران خود نمایی نماید که تاکنون به دلیل بی خبری و عقب ماندگی چندین ساله از وضعیت سیاسی و اجتماعی داخل کشور اطلاعیه های ضد و نقیض زیادی صادر نموده است که هیچ نقش و ارزشی برای فرد و گروهی نداشته بلکه همانطوری که از متن پیام ها و نوشتارش بر می آید به نظر میرسد او در محیط های بسته و مخفی فقط به تخلیه فشارهای روانی و خیالات خود می پردازد و چند روز در میان آن را برای افراد از همه جا رانده و بی خبر خود در اردوگاه عراق جدید می فرستد تا هم عطش و داغ دل محرومیت از قدرت خود را فرو نشاند و هم دلگرمی برای نیروهایش شود!!.
به همین دلیل او و مریم در طول دو ماه گذشته با سراسیمگی و دست پاچه گی بیش از چندین پیام که بعضا مطالب آن سرپا کذب و یا در تناقض هم دیگرند صادر نمودند.
نمونه ای از مطالب کذب و دجال گونه رجوی را می توان در پیام 14 مرداد 88 دریافت. او در این پیام با اشاره به اینکه نوجوان 12 ساله بنام علی رضا در 8 مرداد 88 در بهشت زهرای تهران بر اثر اصابت باتون به سرش ضربه مغزی شده به شهادت رسید، سعی در تحریک و تهیج مردم و جوانان و دانشجویان می کند در حالی که بنا به استناد و شهادت والدین علی رضا و راننده ای خودرویی که در رسانه ها پخش شد،بیست روز قبل از جریانات بهشت زهرا (8 مرداد 88)، نامبرده در اثر تصادف به کما رفته و روز بعد فوت می کند.
رجوی و مریم که سالهاست مدعی داشتن ستاد اجتماعی در داخل کشور هستند و مدعی اند که این اخبار موثق را مستقیما از آن ستاد دریافت می کنند اینگونه به فریب جوانان افکار عموم می پر دازند!!
اگر از بزرگ نمایی و هوچی گری و حتی دروغ هویتی ستاد اجتماعی داخل کشور رجوی بگذریم باید یاد آور شد که این خبر مشکوک و جعلی قبل از آن نیز به همراه اطلاعیه مراسم ختم علی رضا در سایر بنگاههای خبر رسانی و وب سایت های خبری پخش شده بود که رجوی آنرا از این بنگاه ها دریافت نموده است.
رجوی در این پیام ها همانند فردی که از ترس در تاریکی سوت می زند با سراسیمگی و هوچی گری سعی در اثبات تحلیل ها و استراتژی پوچ و خارج از واقعیت خود دارد.
او در پیام 9 مرداد خطاب به نفراتش در عراق (که با 3 روز تاخیر نیز نگاشته شده است) یک صفحه را به شعر و شعار توخالی و فریبنده اختصاص داده است و بدون توجه به وضعیت و مصائب و مشکلات آنان در اشرف، با سراسیمگی آن را یک پیروزی بزرگ و حماسه فروغ ایران می خواند و آنان را تشویق به حوادث آفرینی و رویارویی با ارتش عراق می کند که نتیجه اش جز به کشتن رفتن تعداد دیگری از این افراد نخواهد نبود.
او که همانند غریقی که در حال فرو رفتن است دست به هر خاشاکی می برد در همین پیامها تلاش دارد تا آسمان و ریسمان را به هم بافته و برای فرار از پاسخ به خانواده ها که عزیزانشان در حوادث اخیر کشته اند تقصیر را به گردن دولت آقای نوری المالکی انداخته و با حمله به او و مزدور خواندن آن تخلیه اشرف توسط ارتش عراق را در ارتباط با مسئله اعتراضات اخیر داخل کشور دانسته است در حالی که برای همگان روشن است که از سال قبل دولت عراق اولتیماتوم شش ماهه به مسئوولین سازمان در اشرف برای تخلیه این مکان داده بودند.
او در پیام 9 مرداد با سر هم کردن 20 محور تحت عنوان نکات ضروری سعی در توجیه اشتباهات خود و انحراف افکار عمومی و اعضای خودش از عدم اتخاذ تصمیمی درست برای پیشگیری حوادث اخیر می کند، و از حمله به رهبران ایران تا گره خوردن سرنوشت سیاسی دولت عراق با رژیم ایران و تا مقصر دانستن تلویحی دولت آمریکا و تذکر به مسئوولیت سنگین امپریالیسم در مقابل ساکنان اشرفیان ضد امپریالیسم!! را به هم بافته تا اثبات کند زمین اهدایی صدام معدوم (اشرف)از آن آنهاست و هیچ فرد یا دولتی (به جز دولت آمریکا) حق ورود به این مکان را ندارد.
او با ردیف کردن سرتیتر اخبار و انعکاسات خبر تسخیر اشرف و هم چنین ردیف کردن کنفرانسها و اعلام نظر تعدادی از دیپلمات های اروپایی و آمریکایی و حتی اعضای سابق حزب بعث و طرح موضوعات پوچ و بی ربط دیگر، سعی در سفسطه و فرار از ارائه راه حل های اساسی و اعتراف به شکست چندین ساله می نماید تا مانع حوادث احتمالی بیشتر شود
از نکات برجسته همین پیام، حمایت پارلمانترهای اروپایی و آمریکایی از ساکنان اشرف است که رجوی در چند محور آن را یاد آور می شود ولی سئوالی را بی پاسخ می گذارد این است که اگر این افراد این قدر دل شان به حال اشرفیان سوخته است و استقرار ارتش عراق در قرارگاه اشرف را جنایت علیه بشریت می دانند آیا بهتر نمی باشد که بجای دلسوزی آنان را بعنوان پناهنده در کشورهای خود بپذیرند و یا حداقل همانایی که از کشور خودشان به عراق اعزام شدند را به وطن خود برگردانند تا مانع حوادث و فاجعه انسانی بیشتر شوند؟
راستی چه سودی یا زیانی در ادامه حضور باقی مانده افراد فرقه در اشرف برای شما و آقایان سناتور اروپایی وجود دارد که این چنین اصرار بر ترغیب آنان در مقاومت حتی تا پای جان افراد در قرارگاه دارید.
تناقضات آشکار و پشت سر هم رجوی در پیامهای اخیر او را می توان ناشی از عقب ماندگی و سردرگمی چند ده ساله رجوی از واقعیت اجتماعی دانست که امروز بهای آن را باقی مانده فرزندان خلق بایستی با گوشت و پوست و استخوان خود پردازند تا رجوی و بانو بتوانند در خارجه و در مکانهای امن نان سیاسی آن را بخورند و به حیات سراسر خیانت و ننگین خود ادامه دهند.

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن