مجاهدین؛ وطن فروشان حرفه ای

در طول تاریخ در دربار حاکمان فرد یا افرادی حضور داشته اند که با حرکات و شکلک های گوناگون باعث تلطیف روح و روان پادشاهان و اطرافیان می شدند. این دلقک ها ی دربار که هر چند پست و مقامی در دستگاه حکومتی نداشتند ولی هرگز کسی جرأت برخورد و… با آنها را نداشت و به همین دلیل سر زده در هر مجلسی حاضر بودند. گذشت زمان و رشد مناسبات بشری سبب شده است که کمتر کسی حاضر به تن دادن به این کار دون و پست باشد.
آقای ابریشمچی در سال 72 عضو و سرکرده گروهی از سرسپردگان و جلادان انتخابی رجوی در قرارگاه اشرف بود
اما متاسفانه در تاریخ معاصر ایران نا شریفانی!!!(همچون مهدی ابریشم چی در فرقه رجوی) وجود دارند که در نزد اربابان شان همانند این دلقک ها و ملیجکان دربار، بطور حرفه ای چنین نقش هایی را بازی می نمایند و بارها بارها افتخار این را پیدا می کنند که اسرار ملت و خلق ایران را هر چند درغین به هراج نزد بیگانگان گذارند تا تکه نانی بزرگتر از قبل، جلوی رجوی و همسر سابقش مریم اندازند. این دلقک که سابقه درخشانی نیز در چاکر منشی و لحاف کشی نزد رجوی دارد، بعد از کلاه گشاد رفتن بر سرش در سی خرداد سال 1364 که مجبور به سه طلاقه کردن همسرش مریم عضدانلو و پیش کش نمودن آن به مسعود رجوی شد، دیگر تعادل روانی درستی نداشته و عقده های به وجود آمده از این ضربه را بر سر اسیران و بیچارگان اشرف، به خصوص افرادی که خواهان جدایی از مناسبات بودند، خالی می نمود. به عنوان نمونه باید یادآور شد آقای ابریشمچی در سال 72 عضو و سرکرده گروهی از سرسپردگان و جلادان انتخابی رجوی در قرارگاه اشرف بود که افراد معترض و خواهان جدایی را از مناسبات بیرون کشیده و مخفیانه آنان را به مکانی نا معلوم در بغداد به نزد رجوی می بردند تا در بیدادگاه ساختگی به جرم عوامل نفوذی از طرف رژیم ایران محاکمه و محکوم به مرگ نمایند تا افراد را زیر فشار گذاشته که از خواسته خودشان عدول کنند و به حضور در مناسبات (حتی اجباری) ادامه دهند و در صورت هرگونه تخطی از تعهد کتبی داده شده بدون چون و چرا محکوم به مرگ و حکم لازم الاجرا خواهد شد. بنا به شهادت افراد جدا شده و کسانی که از این بیدادگاه جان سالم به در بردند این جلاد (مهدی ابریشمچی) به عنوان سرکرده و صحنه گردان و تصمیم گیرنده اصلی در این بیدادگاه حضور داشته است. وجود چنین صفات چاکر منشی و نوکرمابانه در ذات چنین درنده هایی باعث شده که رجوی پوست میش بر تن گرگ نموده و او را به عنوان مسئوول کمیسیون صلح!!! به اصطلاح شورای ملی مقاومت در اروپا معرفی نماید تا در همراهی و همکاری وطن فروشانه و خائنانه نقش بزرگتری را در خفا برای باجناق ایدئولوژیکش ایفا نماید تا خلا نوکر اصلی (رجوی) در نزد اربابانشان احساس نشود.
به همین دلیل این بار دست کثیف رهبری فرقه تروریستی و وطن فروش مجاهدین از آستین ابریشم چی ملیجک همیشگی اش بیرون زده و نقشه ایران و وطن عزیزمان را در پاریس نجس نموده است و دلقک مابانه و با دروغ و سر هم کردن اراجیف داده شده از سرویس های اطلاعاتی غرب و اسرائیل، مدعی افشای دو سایت مخفی دیگر در ایران شده است. یاوه های سرهم بندی شده و جدید او که هیچ ارزشی به لحاظ اطلاعاتی، هم در میزان و نوع و فعالیت و هم از آدرس و مکان این سایت ها ندارد، به گونه ای در نزد رسانه های غربی مطرح می شود که انگار از چندین منبع موثق و عناصر نفوذی شان در داخل ایران که در نقاط کلیدی و حساس کاشته شده اند، دریافت شده است.
البته این هم در حالی است که مسئولین جمهوری سلامی ایران از قبل، اخبار مربوط به تاسیس و میزان پیشرفت مکان ها را به آژانس بین المللی انرژی اتمی اطلاع داده بودند.
پوچی ادعای داشتن نفوذی و هوادار در داخل کشور از بعد از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ایران کاملا برای رسانه ها و مجامع بین المللی و مردم ایران روشن شده است، که مجاهدین به همراه همه دنبالچه های شورایی و… آن نتوانستند حتی چند نفر را در صف تظاهرات و تجمعات بعد از انتخابات جمع آوری کنند و همیشه در چند فاز عقب تر فقط به صدور اطلاعیه و پیام های ضد و نقیض رهبری خود اکتفا می کردند، که البته این موضوع نیز برای تمامی رسانه ها و سایت ها و همه کسانی که اعتراضات انتخابات ایران را دنبال می نمودند کاملا واضح می باشد که بعضا حتی سایت ها و تلویزیون های فارسی زبان غربی نیز به آن اعتراف و با درج و پخش به تحلیل موضوع پرداختند. اما اینکه چرا رهبران فرقه در چنین زمانی به اعلام و افشای دروغین این سایت ها پرداختند باید گفت: اولا – کاملا واضح است که این دلقک بازی های وطن فروشانه در راستا و هماهنگی حساب شده با سرویس های اطلاعاتی صهیونیست ها و دول غربی (که حتی قبلا رسانه های غربی آن را در سایت ها افشا نمودند)، در رابطه با فشار به دولت ایران در نشست گروه 1+5 که در رابطه با برنامه های هسته ای ایران در تاریخ 9 مهر 88 خواهد بود، می باشد.. ثانیا – از یک طرف همنوایی و همسویی اعلام نشده و نوعی همیاری با بسیج گروه های صهیونیستی برای تحت شعاع قراردادن سفر رئیس جمهوری ایران به نشست سالانه سازمان ملل متحد می باشد و از طرف دیگر بر پایی جار و جنجال و به اصطلاح افشاگری می تواند برای کاهش تاثیرات ملاقات های رئیس جمهور و هیئت های همراه با نمایندگان دول غربی و سایر کشور ها و همچنین تغییر و تعویض نمودن موضوع و اخبار باشد.
دریافت اطلاعات و اخبار کذب به همراه نقشه ها و تصاویر ماهواره ای از سرویس های غربی و به خصوص موساد اسرائیل در رابطه با سایت های پنهان هسته ای ایران و افشای آن در رسانه ها و مجامع بین المللی امری کهنه شده است که تاکنون اکاذیب این دست اخبار که به وسیله مسئولین وطن فروش فرقه رجوی (همچون جعفرزاده- سید محدثین –ابریشمچی)پخش می شود توسط مسئولین مختلف بین المللی و از جمله آقای البرادعی رئیس سابق آژانس انرژی اتمی تایید شده است.
صمد نظری

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.