خانواده ها

نشست خانواده های عضو انجمن نجات گلستان با افشین فلاح

در روز شنبه (11/7/1388) تعدادی از خانواده هایی که فرزندانشان در اشرف می باشند درمحل دفترانجمن نجات استان گلستان با آقای افشین فلاح قره تپه که بتازگی از چنگال رجوی خونخوار رهایی یافته، دیدار و گفتگو کردند که بسیار مفید و مثمرثمر بود.

در روز 11/7/1388 تعدادی از خانواده هایی که فرزندانشان در اشرف می باشند درمحل دفتر انجمن نجات استان گلستان با آقای افشین فلاح قره تپه که بتازگی از چنگال رجوی خونخوار رهایی یافته، دیدار و گفتگو کردند

در این نشست ابتدا یکی از مسئولین انجمن نجات در مورد درگیریهای اخیر که میان عوامل جنایتکار سازمان و دولت عراق انجام گرفت مختصر توضیحی دادند و گفتند که در مرداد ماه امسال مسئولین دولت عراق برای تسلط کامل به خاک کشور خود اقدام به ایجاد پاسگاه پلیس در پادگان نظامی اشرف نمودند که با مقاومت عوامل سازمان روبرو شدند.البته سران ظالم سازمان در این درگیری تعدادی از افراد ناراضی خود را به عنوان دیوار گوشتی در برابر نیروهای پلیس قرار دادند که تعدادی از آنها کشته و یا زخمی شدند و عده ایی نیز دستگیر شدند.
از دیگر نقشه های سازمان که استفاده های جانبی از آن می کنند اعتصاب غذای افراد گول خورده آن می باشند که فکر می کردند با این کار می توانند نظر کشورهای دیگر را به خود جلب کنند و کشورهای مانند فرانسه و امریکا باعث شوند تا دولت عراق عقب نشینی کند ولی هیچ کشوری اعتنایی به آنها نکردند و این نقشه سازمان نیز نقش بر آب شد.
در ادامه نشست افشین فلاح عضو جدا شده از مجاهدین با معرفی خود که یکی از افراد تحصیل کرده استان بوده و برای کار کردن به کشور ترکیه رفته بود آغاز کرد و گفت که در آنجا با فردی بنام شهرام آشنا شده و تحت تاثیر حرفها و وعده های پوچ و خالی او و سازمان قرار گرفته و برای کسب پول بیشتر با او همقدم می شود البته آن فرد که خود را شهرام معرفی نموده به افشین گفته که کار آسان با درآمد عالی در یکی از کشورهای اروپایی است ولی مدتی را در قرنطینه ایی در کشور عراق باشید و افشین قبول می کند که این چنین ناخواسته وارد سازمان می شود.
آقای فلاح می گوید که با وجود مخالفتهایی که در همان ابتدا با سازمان داشتم آنها مرا تهدید کردند که اگر ساز مخالف بزنم مرا تحویل نیروهای عراقی داده و برچسب جاسوس بودن را به من می چسبانند و اگر به ایران بازگردم بلافاصله اعدام خواهم شد که من نیز ترسیده و مدتی را ساکت شدم ولی با ادامه روند پوچی در آن بیابان بر اعتراضات خودم افزودم که نهایتا مرا به کمپ امریکائیها تحویل دادند و حتی در آنجا نیز به سربازان امریکایی از من به عنوان یک جانی نام بردند و از آنها خواستند که مواظب من باشند، اما بعد از مدتی که کمپ تعطیل شد به داخل عراق رفتم و با خانواده ام تماس گرفتم و از ان طریق با انجمن نجات آشنا شده و به کنسولگری ایران خودم را معرفی نموده و از آن طریق به داخل کشور بازگشتم و اکنون که در خدمت شما هستم بتازگی ازدواج کرده ام و مشغول زندگی می باشم. در خاتمه خانواده های عضو انجمن نجات بیانیه ایی را امضاء کردند که متن آن چنین است:
1 – ملاقات با فرزندان در فضای آزاد و بدون حضور سران جنایتکار رجوی و با حضور نمایندگان صلیب سرخ
2 – اخراج هر چه سریعتر سازمان توسط دولت عراق و حمایت کشورهای دیگر از این تصمیم دولت عراق
3 – امکان تماس تلفنی خانواده ها با فرزندان با حضور صلیب سرخ و بدون دخالت سازمان خانواده های شرکت کننده در این نشست:
1 – اقای حسین علی ریگی برادر براتعلی ریگی (عضو سازمان مجاهدین)
2 – محمد آق آتابای برادر حمید محمد آق آتابای (عضو سازمان مجاهدین)
3 – سخید سعیدفر برادر سعید سعیدفر (عضو سازمان مجاهدین)
4 – احمد سلیم نیا (روزرخ) برادر شیر احمد روزرخ (عضو سازمان مجاهدین)
5 – عبدالحلیم کلوی عموی عبدالحمید رئوفیان (عضو سازمان مجاهدین)
6 – ناصر رحیم اربابی برادر احمد رحیم اربابی (عضو سازمان مجاهدین)
7 – محمد قزل قارش برادر علی قزل قارش (عضو سازمان مجاهدین)
8 – محمد دولتی نوده ایی برادر جانعلی دولتی نوده ایی (عضو سازمان مجاهدین)
9 – محمدعلی قزلسفلو برادر نورالله قزلسفلو (عضو سازمان مجاهدین)

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا