تلاشهای ضد جداشده ها

رجوی: پول و سلاح از من کشتن منتقدان از شما

اصل بد نیکو نگردد چونکه بنیادش کج است این شعر دقیقاً مصداق فرقه رجوی است. فرقه رجوی با حمله های تروریستی به جدا شده ها فقط و فقط شکست خودش را به اثبات می رساند. رهبر فرقه (مسعود رجوی) در نشست موسوم به حوض گفت: (اگر شکست خوردیم، کشتن جداشده ها اولین کاری هست که باید انجام بدهیم. و اضافه کرد پول و سلاح از من و چکاندن ماشه و کشتن جدا شده ها و منتقدان از شما.) در همهمه فروپاشی کاخ پوشالی و خیالی سازمان مجاهدین و در میان این همه بدبختی هایی که از زمین و آسمان به دلیل سیاست های غلط و عدم تطبیق پذیری رهبری مجاهدین با واقعیت های سیاسی، اجتماعی، بر سر آنها فرو می ریزد ولی مجاهدین باز هم بجای حل مسائل و مشکلات و درد بی درمان خودشان، به دنبال جداشده ها و منتقدین خود راه افتاده و به پاچه گیری آنها مشغول می باشند راستی مشکل مجاهدین بر سر چیست؟ شاید فکر می کنند که با فحاشی و تهاجم فیزیکی دهان افراد بسته می شود، اگر اینطور فکر می کنند باید به آنها گفت آن زمان که ما در داخل تشکیلات در حصار و زندان بودیم دهانمان بسته نشد ولی حالا که در دنیای آزاد زندگی می کنیم می خواهی که کسی سخن نگوید و اسرار هویدا نکند؟ باید هم اینچنین فکر کنی چون در ذهن علیل شما عقل و منطق جایی ندارد خانم مریم قجر عضدانلو، مایلم تا در باره ی مفاهیمی چون ترور و اقدامات ستیزه جوبانه به شما و شوهرتان مسعود رجوی نکاتی را یادآوری کنم شاید با تامل در آن، از پارادوکس شگفت انگیزی که ذهنیت شما و شوهرتان مسعود رجوی را بشدت آزار می دهد رهایی یابید و بیش از این به تحرکات نابخردانه، رسوا کننده و حماقت آمیز دست نزنید. ترور (Terror) و ترورگری (Terrorism) در لغت در زبان فرانسه به معنای هراس و هراس افکنی ست. در سیاست به رفتارها، کنش های خشونت آمیز و غیر قانونی برای سرکوبی مخالفان سیاسی و ترساندن آنها ترور می گویند. و نیز کردار گروههای سیاسی که برای رسیدن به هدف های سیاسی خود دست به اعمال و کارهای خشونت آمیز و هراس انگیز می زنند، ترور نامیده می شود. فاشیسم به جریان های و گروههای سیاسی اطلاق می گردد که در آن یک گروه انحصار قدرت را در دست داشته باشد و یک رهبر عقیدتی با ویژگی های فره مندانه یا کاریزماتیک (Charisma) و با قدرت دیکتاتوری بر آن گروه و دسته، رهبری و اعمال قدرت کند. یکی از وجوه فراگیر و عام فاشیسم بهره گیری از خشونت در اشکال گوناگون به ویژه به کار بردن ترور، تهدید و سر انجام حذف فیزیکی مخالفان و منتقدان است. در این میان توهین، حمله و هجوم به عناصر سیاسی منتقد و معترض به کمک دسته های اوباش در خیابانها و تهدید به مرگ آنان از مصادیق عینی رفتار فاشیستی ست. خانم مریم قجر عضدانلو، حال با دقت و تعمق در توضیح مفاهیم سیاسی ذکر شده چگونه می توان رفتار ستیزه جوبان دارودسته ی رجوی در آزار و تهدید به ترور محمد کرمی و جداشدگان را توجیه و درک نمود؟ وقتی شما در مواجه شدن با برخی پارلمانترها و سیاستمداران اتحادیه اروپا از ضرورت رعایت حقوق بشر حرف ها می زنید و شعار عوافریبانه می دهید؟!!! باید باور کنید که،ناخشنودی از رفتار ستمگرانه و ستیزه جویانه ی نیروهای حرفه ای و تبهکار فرقه رجوی در آزار و سرکوبی منتقدین قانونی و منطقی آن هم در جوامع توسعه یافته و در میان بهت و ناباوری شهروندان کشورهای عضو اتحادیه اروپا که بر اساس اصول و ضوابط دموکراتیک اداره می شوند، انگیزه های اصولی و انتقاد از دارودسته رجوی را به مثابه ی یک فرقه ی سیاسی خشن و تروریستی در ذهنیت افکار عمومی، اندیشمندان و سیاستمداران هوادار رعایت حقوق بشر، پایه ریزی می کند. همانطور که اطلاع دارید ما جدا شده ها قربانیان خشونت و تروریسم هستیم و با پشت سر گذاشتن صدها مانع و خطر توانسته ایم خود را به کشورهای آزاد و دمکراتیک برسانیم اما باز هم در اینجا مورد تهدید و آزار قرار می گیریم و این بار فرقه رجوی به نیابت از رژیم جمهوری اسلامی می خواهد حذف فیزیکی ما را به مرحله اجرا در بیاورد. بله فرقه مافیایی در مقابل افشاگری های جدا شده ها هیچ حرفی جز تهدید و حذف فیزیکی ندارد و به همین خاطر اوباش و تروریستهای خود را به صورت افسار گسیخته روانه خیابانهای اروپا کرده تا جداشده ها و قربانیان فرقه که شاهدان زنده جنایت و خیانت سران فرقه رجوی هستند را از صحنه حذف کنند. به همین خاطر و با وجود این تهدیدها لازم می بینم ضمن محکوم کردن این عمل تروریستی در رابطه با حمله به جداشدگان به اطلاع ارگانهای امنیتی کشورهای اروپایی برسانم که با برخورد قانونی با عوامل تروریستی فرقه رجوی اجازه ندهند سران این فرقه از آزادی و دمکراسی کشورهایشان برای پیاده کردن اعمال تروریستی خود سوء استفاده کنند. بی شبهه، بی احترامی و اهانت به حقوق قانونی و ذاتی منتقدین دارودسته ی فرقه رجوی از جمله حق آزادی بیان و انتقاد، از سوی عناصر ستیزه ی جوی فرقه رجوی، حکایت تلخ و درخوری ست از پایمال شدن انسانیت و اهمیت ندادن به مفاد اعلامیه ی جهانی حقوق بشر که در ماده 5 آن ذکر شده است: " هیچکس را نمی توان شکنجه کرد یا مورد عقوبت یا روش وحشیانه و غیر انسانی یا اهانت آمیز قرار داد. و در ماده 19 تاکید شده است: " هر کس آزاد است هر عقیده ای را بپذیرد و آن را به زبان بیاورد و این حق شامل پذیرفتن هر گونه رای و عقیده بدون مداخله ی اشخاص می باشد و می تواند به هر وسیله ای که بخواهد بدون هیچ قید و محدودیت به حدود جغرافیایی، اخبار و افکار را تحقیق نماید و دریافت کند یا انتشار دهد. مگرجداشدگان چه کرده اند که اینطور خانم مریم قجر عضدانلو را بیقرار کرده که ایشان مجبور به کنار زدن نقاب فریبنده دمکراسی خواهی!!!! و ازادیخواهی!!!! خود شدند و دقیقا همان کاراکتر و ماهیتی را که در پادگان اشرف در نشستهای، دیگ،دیگچه،طعمه، عملیات جاری، غسل هفتگی و…………از خود نشان میدادند که شامل ضرب و شتم،توهین، فحاشی، تف کردن، زندانی کردن، و در نهایت به دست مامورین اطلاعاتی صدام حسین افتادن و به ابو قریب رفتن و استرداد به ایران بود را در اروپا الگو برداری می کنند اما ما جدا شدگان همیشه اعلام کرده ایم که اما ده هر مناظره ای هستیم تا مردم قضاوت کنند وتصمیم با مردم است تا تشخیص دهند که خائن واقعی کیست ما برخلاف این فرقه تروریستی خواهان ازادی فکر وعقیده هستیم در دنیای امروز همه چیز قانونمند است وما هم تابع قانون واجرای ان من ضمن محکوم کردن این اقدام بی شرمانه تروریستی معتقد است اقدامات تروریستی و خشونت طلبانه مجاهدین قادر به وادار کردن مخالفان به سکوت و گوشه گیری نیست بلکه باعث هرچه رساتر شدن این صدا ها میشود.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا