اضمحلال فرقه رجوی

نقشه های سازمان مجاهدین علیه مردم عراق با شکست مواجه میگردند

همانطور که سازمان مجاهدین خلق (با نام مستعار شورای ملی مقاومت) در جریان اعتراضات بعد از انتخابات ماه ژوئن در ایران هیچگونه حضوری نداشت، این بار در 7 دسامبر (16 آذر – روز ملی اعتراضات دانشجویی) نیز این سازمان در جایی نبود که یافت شود. در عوض در روز بعد، یعنی بعد از جستجو در روزنامه های ایرانی برای یافتن لیست اعتراض کنندگان در سراسر ایران، مریم رجوی سخاوتمندانه و مدبرانه (چنانچه گویا نمیدانیم) جهان را از طریق وب سایت هایش مطلع ساخت که بسیاری از ایرانیان مخالفت خود را با دولت ابراز نموده اند. بدون شک عصر رابطه رجوی ها با سیاست ایران به پایان محتوم خود رسیده است. در حقیقت، از سال 2002 سازمان مجاهدین خلق هیچگونه رابطه ای با امور مربوط به ایران به غیر از روایت دست دوم اخبار نداشته است. این گروه هنوز شدیدا فعال است، در پارلمان ها و رسانه ها لابی میکند. ولی روی چه موضوعی؟ پاسخ ساده این است – عراق. وب سایت های سازمان مجاهدین خلق بر روی عراق و موقعیت سازمان در آنجا متمرکز شده اند. آخرین ریسمان حقوقی که گروه به آن چنگ زده است تحریف یک وجه از قانون اسپانیاست که به مسائل بین المللی می پردازد. ولی بدون هیچگونه ارتباط با اسپانیا و بدون هیچگونه ارتباط با جامعه بین المللی به غیر از داشتن یک عنوان تروریستی، در واقع سازمان مجاهدین خلق هیچگونه امید عینی ندارد که قوانین اسپانیا بتوانند جهت اعمال فشار بر دولت عراق که به آنان به عنوان یک گروه تروریستی اجازه اقامت در کشورشان بدهد مورد استفاده قرار گیرند. بدون شک این سرخوردگی عمیقی را برای حامیان سازمان مجاهدین خلق و طرفدارانشان – خصوصا آنهایی که در پارلمان اروپا هستند – به دنبال خواهد داشت. حالا، یک مشکل بزرگ دیگر برای سازمان مجاهدین خلق بوجود آمده است چرا که پارلمان عراق بطور قاطع قانون انتخابات جدید را به تصویب رساند که راه را برای انتخابات اوایل سال آینده هموار میکند. اگر چه گزارش RAND در آمریکا روشن نموده است که سازمان مجاهدین خلق می بایست در سال 2003 منحل اعلام میگردید، ولی آمریکایی ها گروه را برای منظور های خاصی جهت بازگشت نهایی عناصر طرفدار غرب (مانند صدامی های سابق) حفظ نموده و رشد داده اند. از سال 2003، مقر سازمان مجاهدین خلق در اردوگاه اشرف محل دیدار صدامی های سابق، بعثی های شورشی و القاعده در عراق بوده است. ملاقات های بی شماری زیر چشم سربازان آمریکایی در اردوگاه – که 14 نفر از آنان جان خود را برای حفاظت از سازمان مجاهدین خلق از دست دادند – بوقوع پیوسته است. جای تعجب ندارد که در آغاز دوره جدید پارلمان اروپا، لابی کنندگان شناخته شده سازمان مجاهدین خلق، آقای استوران استیونسون و آقای آلخو ویدال کوادراس، از عضویت در گروه ایران خارج شده و در گروه عراق نشسته اند که آقای استیونسون رئیس آن می باشد. یکی از مسائلی که باید به عنوان نگرانی فوری در گروه عراق در اولین نشست آنان در ماه سپتامبر مطرح میشد فاجعه بمب گذاری هایی بود که منجر به آسیب رسیدن به بیش از 31 میلیون عراقی شد و ناامنی که متعاقبا بوجود آمد (بیائید فرض کنیم که این نگرانی ابراز شده باشد) ولی حمایت بارز از خواسته های رهبران سازمان مجاهدین خلق جهت نگهداری از 3400 عضو یک فرقه تروریست ایرانی گرفتار در اردوگاه اشرف در استان دیاله بیش از هر چیز مطرح بود. اعضای گروه عراق در نظر دارند در اوایل ژانویه از عراق دیدار کنند. ولی قبل از اینکه نشست دوم گروه عراق در ماه نوامبر صورت گیرد، رئیس این گروه یعنی آقای استیونسون برای دیدار از اردن دعوت شد جایی که صدامی های سابق و بعثی ها شامل عزت ابراهیم و مسعود رجوی و خانواده صدام حسین پناهنده شده اند – تا به "تبادل نظر در خصوص مسائل مختلف سیاسی مربوط به روند سیاسی در عراق" بپردازند. با آگاهی از اینکه سازمان مجاهدین خلق قادر به ماندن در عراق نخواهد بود و یک پایگاه تروریستی جدید باید برای این فرقه پیدا شود، آقای استیونسون در حالیکه در اردن بود مجددا مسئله استقرار سازمان مجاهدین خلق در عراق را مطرح نمود و اینکه چگونه میشود به آنها کمک کرد. وزیر خارجه اردن جواب داد که آقای استیونسون "میتواند این مسئله را با دادن ویزا به 3400 نفر اعضای سازمان مجاهدین خلق برای زندگی در اسکاتلند حل نماید!". بدون شک این آن نوع کمکی نبود که آقای استیونسون به دنبال آن بود. فعالیت های سازمان مجاهدین خلق در حال حاضر به نقش آنان در عراق مربوط می باشد. گروه مربوطه به عنوان یک پوشش برای دخالت در روند سیاسی عراق و ارتقای نقش صدامی ها – از طریق شورش های خشونت آمیز – در کشور عمل کرده است. این طرح موفقیت آمیز نبوده و افول سازمان مجاهدین خلق برای کسانی که این طرح را یپش می برند غم انگیز ولی محتوم می باشد. باید دید که چه کسی جرأت نجات 3400 عضو فرقه را دارد، کسانی که تا کنون حرفی در خصوص وضعیت خود نزده اند و هیچ راه فراری از شرایط استثماری که در آن گرفتار هستند ندارند. اگر چه بطور جدی انتظار نمیرفت که آقای استیونسون به تمامی اعضای سازمان مجاهدین خلق پناهندگی در اسکاتلند ارائه نماید، قطعا غیر منطقی نیست که به این افراد پناهندگی داده شود و آنان بین بسیار کشورهای اروپائی که اتحادیه اروپا را تشکیل میدهند تقسیم گردند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا