متن و فیلم مصاحبه با خانم بتول سلطانی و آقای رضا صادقی در پارلمان اروپا – قسمت دوم

متن مصاحبه با خانم بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری سازمان مجاهدین و آقای رضا صادقی یکی از قربانیان این فرقه در پارلمان اروپا را در زیر ملاحظه می کنید.

ایران قلم:
خانم سلطانی می خواستم خواهش کنم اگر نکته دیگری در ارتباط با حضور شما در پارلمان اروپا هست، بفرمایید. خانم بتول سلطانی:
خواهش می کنم، الان که آقای صادقی صحبت می کردند من یاد این موضوع افتادم که سازمان فقط با یک ” چوب ” افراد خودش را می زند، یعنی با یک چوب و روش به افراد خودش حمله می کند، آن هم چوبی که بعد از سالیان برای همه افراد شناخته شده می باشد، آن هم که به همه مهر مامور وزارت اطلاعات رژیم را می زند و با این ” چوب” به خودش این اجازه را می دهد که به همه اینها حمله کند، مخالفین خودش را مورد ضرب و شتم قرار بدهد، برای من جای سؤال و تعجب است که این بی ربط و خیلی تفاوت زیادی با آنچه که در درون این سازمان اتفاق می افتد، ندارد. یعنی در درون این سازمان مجاهدین می بینی به عضو و مسئول خودش می گوید تو مامور وزارت اطلاعات هستی، تو با کجا ارتباط داری، آخه در محیطی که با هیچکس فرد نمی تواند ارتباط داشته باشد و صدایی را جز صدای تلویزیون اینها را نمی تواند بشنود و مستمرا تحت مغزشویی قرار دارد چگونه فرد می تواند با جایی ارتباط داشته باشد. یعنی این ” چوب ” شناخته شده و لورفته ای در سازمان می باشد که این مارک را به همه می زند. آقای رضا صادقی:
من هم می خواستم نکته ای را اضافه کنم. ایران قلم:
خواهش می کنم بفرمایید. آقای رضا صادقی:
من میخواستم به این کوتوله تاریخ ایران بگویم این تو هستی که بعد از سی سال برای بالاترین مقامات رژیم ایران نامه می نویسی، این تو و خانم مریم قجر عضدانلو هست که برایشان نامه می نویسید و تقاضای بازگشت به ایران و عفو می کند، بعد این اسیرانی که بعد از سی سال یک تظاهرات آزاد و مسالمت آمیز (در شهر سرژی فرانسه) برگزار می کنند را مورد ضرب و شتم قرار می دهی! تو نامه به رژیم ایران می نویسی اینها مامور وزارت اطلاعات هستند؟ خانم بتول سلطانی:
یک واقعیت دیگر را هم من می خواستم اشاره کنم، هر چند که در آنجا برایم پشیزی ارزش نداشت و برایم مضحک بود، اینها کارهای شناخته شده سازمان هست که حتی بارها من خودم با آن مواجه بودم. حتی در همین جلسه پارلمان اروپا من می دیدم نفر سازمان به نام باقرزاده دارد اسناد و مدارک جعلی که از پیش آماده کرده بود را به نماینده ای که بغلش نشسته بود می داد و از او می خواست که از من بپرسد آیا تو پاسپورت ایرانی داشتی، یا نمی دانم خللی در میان بحث و سخنرانی من در پارلمان اروپا وارد کند که خوشبختانه نتوانست هیچ غلطی بکند و من خودم از این بابت خیلی خوشحال هستم. ایران قلم:
خانم سلطانی، شما اتفاقا در صحبت هایی که کردید به آقای پائولو کازاکا هم اشاره کردید، آقای کازاکایی که ثمره و نتیجه پشتیبانی و حمایت از یک فرقه تروریستی را با رای منفی مردم پرتقال به خود گرفت و از انتخاب مجدد برای پارلمان اروپا و همچنین شهردار شدن برای یکی از شهر های پرتقال باز ماند. می توانید در این مور بیشتر توضیح دهید که در جلسه پارلمان اروپا چه اشاره ای به وی داشتید؟ خانم بتول سلطانی:
بله، البته متاسفانه فرصت نشد من خیلی کامل به این موضوع بپردازم، ولی من دقیقاً یادم هست که از خود این شخص، مسعود رجوی با لفظ برادر مجاهد کازاکا در عراق و قرارگاه اشرف استفاده می کرد و از وی با این تعبیر یاد می کرد. البته آن چیزی که برای من جای تعجب دارد این هست که چگونه اینها، حالا خواسته یا ناخواسته، با هر شیوه که جذب و به استخدام دستگاه تشکیلاتی سازمان مجاهدین خلق در آمده اند و خط آنها را دارند پیش می برند و به نظر من جنایت می کنند، بخاطر اینکه مشروعیت می بخشند به ادامه فشار تشکیلاتی و حصار تشکیلاتی که سازمان مجاهدین در قرارگاه اشرف در عراق و همچنین دیگر کشورهای اروپایی دارد. من تعجب می کنم چطور افرادی مثل کازاکا یا کوآدراس می آیند نقل قول می کنند که این افراد خودشان می خواهند در عراق و قرارگاه اشرف بمانند، خودشان می خواهند که کشته بشوند، آخه شما چه شخصی را می شناسید، چه انسانی را می شناسید که دلش می خواهد کشته شود، به جز کسی که آنقدر این حصار تشکیلاتی و ستم تشکیلاتی که سازمان به افراد روا داشته، به وی فشار آورده باشد. به جز کسی که دیگر بخواهد از موضع استیصال خودش را بکشد تا از نشست های مغزشویی روزانه و هفتگی تحت عنوان ” عملیات جاری ” و ” غسل هفتگی ” خلاص شود. چون من واقعاً خودم برایم بعضی وقت ها لحظاتی بود که در درون مناسبات تشکیلاتی سازمان و فشاری که روی من می آوردند، فقط بخاطر اینکه آدرس بچه ام را از سازمان درخواست و پرسیده بودم، واقعاً به نقطه ای می رسیدم که می خواستم خودکشی کنم تا دیگر توی این سازمان نباشم، چه رسد به اینکه فرد آگاهانه بخواهد انتخاب کند. از نظر من این افراد باید ابتدا در فضای سالم قرار بگیرند و اکسیژن تنفس بکنند. اول باید اساساً تحت روان درمانی قرار بگیرند. بخاطر اینکه افرادی که چندین و چندین سال تحت مانیپولاسیون و مغزشویی بوده اند، نشست های مغزشویی عملیات جاری که یکسویه به این افراد اطلاعات و اخبار نادرست و یکسویه از طرف سازمان مجاهدین خلق به اینها القا و الینه شده است. پس چطوری میشه گفت الان این فرد می تواند خودش انتخاب کند. ایران قلم:
خیلی متشکر هستم از شما خانم سلطانی و همچنین شما جناب آقای صادقی، امیدوارم در کارهایتان موفق باشید. کانون ایرن قلم

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.