فرقه رجوی و رهبر بازنشسته و در حاشیه

از جمله مرزهای سرخ تشکیلاتی- ایدئولوژیک فرقه رجوی و نداشتن تاریخ مصرف و انقضای آن است، یعنی مجاهد بازنشسته و در حاشیه نداریم، ولی مسعود رجوی به عنوان رهبرعقیدتی از این قاعده مستثنی است، در حالت خواب و بیداری، نهان و آشکار، زیر و رو، بالا و پائین خلاصه هر وضعیت و موقعیتی باشد، عبور از مرز سرخ شامل حالش نمی شود. مسعود رجوی خدای فرقه در چهارراه ایدئولوژیک از چراغ قرمزهای خود ساخته عبور می کند و پاسخگوی اعتراض و انتقاد این و آن نبوده و نیست! کسی نیست از مسعود رجوی بپرسد کجایی؟ چکار می کنی؟ چرا از سوراخ انقلابی که به آن خزیدی بیرون نمی آیی؟ آیا خزیدن و خفتن شما از بازنشستگی به مراتب بدتر نیست؟ پس غیر مجاهد بودن خود را باور کن، فریبکاری، عوامفریبی، سرخلق خدا کلاه گذاشتن حد و مرزی دارد، فکر می کنید اسرای اسارتگاه اشرف از اشرف تا اور به حیله گری شما پی نبرده اند؟ باز به امانت شما اقتدا کرده و منتظر ظهورتان هستند؟
فقط کافی است که چراغ را خاموش و درب های زندان فرقه را باز کنید، خواهید دید که مرید و مراد خواهند گریخت. فقط خود شما و مریم قجر عضدانلو می ماند و حوضتان، تنها و بی رمق، شکست خورده و مقتضح، نه پای پیش دارند و نه شهامت پس رفتن و حاشیه نشینی، در چنین شرایطی نجات یافتگان را در حال جدایی و آزادی و آغاز زندگی نو خواهید دید که جز لعن و نفرین بر فرقه و فرقه ساز حرفی در وصف شما آقای مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو ندارند. سخن از انقراض و انحلال و اخراج و ادامه آوارگی است.
در سیاست یک بام و دو هوای مسعود رجوی، مجاهد بازنشسته و در حاشیه نداریم ولی رهبر فراری، در سوراخ خزیده، بازنشسته و مرده داریم.
آقای مسعود رجوی شما طعمه و بریده هستید و شاخص طعمه و بریده گریز از جمع و گریز از پاسخگویی به جمع است و بریده واقعی می خواهد به اسکان و زندگی عادی برسد و بنابراین از پرداخت قیمت در برابر دوربین ابایی ندارد.
بریده ای که بدون قرص سیانور و سلاح به سوراخ می خزد دیگر رهبر نیست و رهبری را کنار گذاشته و به سوگند خود پشت کرده و قصد مبارزه با رژیم را ندارد.
وقتی به سوگند خود پشت کند به فدا و صداقت یارانش

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.