پایان هیاهو و جنجال مجاهدین

از روزهای قبل و شاید هم از ماههای قبل بویژه بعد از واقعه انتخابات دهم ریاست جمهوری در ایران و حتی قبل از برپایی انتخابات پروژه ای کلید خورد مبنی بر بحران حداکثر در ایران بصورتی که کشور را به ورطه ای از بحران ها و آسیب ها و صدمات جبران ناپذیر پیش ببرد که چه بسا توان ایستایی و برپایی دیگر نداشته باشد. تا بعد بشود سر فرصت آب رفته از جوی در سال 57 دوباره به باتلاق امریکا بازگردانند.
کاملاً مشخص است این پروژه عظیم طرف های خاص خودش را می طلبید. از آمریکا گرفته تا برخی کشورهای اروپایی مثل انگلیس و فرانسه و غیره هر چه امکان داشت این یارگیری بیشتر انجام بشود شد. در این میان نقش فرقه خیلی واضح و مشخص بود و همه دستورات از قبل نوشته شده بود و طبق سناریو پیش میرفت فقط طبق معمول حساب مردم در این سناریو ساخته و پرداخته نشده بود و آنطوری که شایسته است مورد ارزیابی قرار گرفته نبود و یا شاید هم طبق برآورهای غلط فرقه برعکس ارزیابی شده بود.
طبق این سناریو فرقه رجوی هر چه در توان داشت انجام داد.از سوءاستفاده از احساسات مردم تا فریب دادن جوانان تا به اغتشاش کشاندن اعتراضات آرام و منطقی تا به آتش کشیدن اموال عمومی و تمام آن فضیحت های روز عاشورا.
این فرقه از هیچ چیز فروگذار نکرد از ترور افراد در خیابان هم روی گردان نشد. خلاصه همه چیز مهیا شده بود تا 22بهمن به زعم طراحان آن و مجریانش در فرقه رجوی روز "سرنگونی" باشد اما این نشد.
آن اتفاق بزرگ البته افتاد اما بر ضد این دسیسه چینان. به این سناریو سلسله آموزشهایی که در سایت های فرقه رجوی انبوه انبوه گذاشته شده را نیز باید اضافه کرد. اما این استراتژی فرقه نیز به آرشیو سایر استراتژهای این فرقه که روز 30 خرداد 60 به بعد یکی بعد از دیگر می آمدند و شکست خورده باز می گشتند منتقل شد، به یک دلیل ساده؟ یعنی شکست خورد و مضمحل شد و دود شد و به هوا رفت تا نوبت بعدی که استراتژی چهارشنبه سوری ببینیم چه می شود! این سریال شکست ها را حتماً دنبال کنید.
حال بر اساس یکی از قوانین نیوتن بازتاب این ضربه، خود فرقه را فرا گرفته است. بطوری که آثار آن را از حمله خانواده هایی که عزیزانشان در فرقه رجوی به اسارت گرفته شده اند را بخوبی می شود دید. آخر دیگر کاسه صبرشان به سر آمده است و هیچ مانعی در برابر خود، نه می بینند و نه به رسمیت می شناسند و نه آداب دیپلماتیک به خرجشان می رود. آخر دیدند هرچه سازمان بین المللی است در جهت عکس خواسته های مشروع و قانونی آنها حرکت می کند و در راستای کمک رسانی به فرقه رجوی بیشتر حرکت می کنند و عمل می کنند تا احقاق حقوق انسانی آنها.
خواسته، خواسته ساده ای است. دیدار با عزیزانشان در خارج از سیطره فرماندهان حاکم بر کمپ اشرف و خارج از تبلیغات فرقه و فضای مغزشویی. این خواسته عجیب و غریبی نیست و خیلی هم ساده و در دسترس است و معقول. اگر فرقه اجازه این کار را نمی دهد و آمریکا هم پشتیبانی می کند، فاتحه سازمان های حقوق بشری هم از پیش مشخص است. سازمان بین المللی که آلت دست آمریکا شد که دیگر بین المللی نیست. به همین خاطر است که خانواده ها دیگر صبرشان به سر آمده است. و البته لازم است یادآوری کنیم، بدور از هرگونه خشونت بهترین راه حل برای همه طرف های درگیر یا ذینفع ایجاد فضایی خارج از کمپ اشرف برای دیدار آزادانه خانواده ها و فرزندان اسیرشان در کمپ اشرف است. آگر ریگی در کفش هیچ طرفی در آنسوی آبها نیلگون خلیج فارس نیست عمل به این خواسته خیلی ساده است. تصمیم بگیرید، می شود.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.