جلوگیری از ملاقات خانواده ها

انقلاب مریم، چهره مجاهدین را به خانواده ها شناساند

این که خانواده ی اعضای مجاهدین روزهای متمادی در پشت اردوگاهی در عراق در انتظار دیدار فرزندانشان نشسته اند و اجازه دیدار نمی یابند یکی از مظاهر و اثرات انقلاب ایدئولوژیک مجاهدین است. بگیر و ببند رهبری مجاهدین برای جلوگیری از ملاقات اعضاء با خانواده هایشان در خارج از اردوگاه، ‌بر اساس یک بخشنامه‌ی صادره که ملاقات را غیرقانونی اعلام می کند نیست، بلکه از سالها قبل با تمهیدات روانی و عاطفی به تزریق مواد ِ انقلاب ایدئولوژیک به نیروها زمینه آن فراهم آمده است. در طول این سالها که زمینه ی مادی و امکان عملی ملاقات و ارتباط با خانواده ها وجود نداشته است، رهبری مجاهدین به اشکال گوناگون و به حد کافی در این مورد سمپاشی کرده اند و ارتباط های خانوادگی و خویشاوندی (حتی بین اعضای مستقر در اردوگاه) ولو به صورت ذهنی را از نشانه های مهم ضدانقلابی و عامل پشت کردن افراد به رجوی و جدا شدن آنها از مجاهدین معرفی کرده اند؛‌ تا آنجا که بخش عمده ی اعترافات اعضاء به خطور رؤیای خانواده در ذهن و خیال و حتی خوابشان اختصاص داشته است.
‌لذا اکنون که زمینه ی عملی دیدار با خانواده ها پیش آمده، با دادن کُد مناسب، افراد را وا می‌‌دارد تا به اختیار خود از دیدار با خانواده هایشان امتناع کنند و فضای تشکیلاتی را به گونه‌ای می سازند که اجازه و جسارت چنین اقدامی را از اعضاء سلب و همگان آن را یک دشمنی آشکار و مستحق سرکوب تلقی و برای مقابله با آن احساس وظیفه نمایند.
چنین مزایایی است که رجوی را بارها و بارها برآن داشته است تا اعلام کند انقلاب ایدئولوژیک مهمترین عامل ِ ماندگاری مجاهدین است. این ادعا تا آنجا که به حفظ ساختار مجاهدین که لازمه ی تأمین جایگاه تشکیلاتی رجوی و تشخص رهبری وی است، البته حرف درستی است، اگرچه که پس از این رجوی خواهد گفت این هم اذعان دشمن به حقانیت انقلاب مریم!
رجوی با شور و شعف در ستایش سیستم ایدئولوژیکی که ساخته است اظهار میدارد چه کلیت تشکیلات، چه تک تک نیروها، ثانیه و دقیقه ای بدون انقلاب نمی توانند سرپا بمانند و حفظ آن تنها وظیفه ی نیروها است. بالمآل گردانندگان تشکیلات مجاهدین مسئولیت نظارت بر حسن انجام چنین وظیفه ای از سوی اعضاء را بر عهده دارند.
اقرار ِ مفتخرانه ی رجوی به کارکرد انقلاب ایدئولوژیک، نه تنها اعتراف به عدم آزادی و اختیار در میان اعضاء است، بلکه دفاع از سرکوب هر آنچه از نظر وی غیرانقلابی و حمایت از برقراری و تعمیق اختناق ِ تشکیلاتی در راستای انجام وظیفه برای زنده نگهداشتن انقلاب ایدئولوژیک است.
رجوی حق دارد در چارچوب منافع حقیر شخصی و تشکیلاتی اش، انقلاب ایدئولوژیک را معجزه ای بداند که برایش 3400 نفر نیرو باقی گذاشته است و بنا به گفته ی خودش در جهت شکرگذاری، هرچه بیشتر آن را گسترش داده و الزام آورتر سازد؛ اما حقیقت این است که مزایا و منافع انقلاب ایدئولوژیک رجوی، ‌برای رقبای مجاهدین و کلیه ی آزادیخواهان و فضای سیاسی و اجتماعی ایران به مراتب بیشتر از آن چیزی بوده است که نصیب رجوی شده است.
رجوی با کودتا علیه ساختار شورایی مجاهدین و رهبر خواندن ِ خودش، عملاً از دو جنبه ی سیاسی و تشکیلاتی این گروه را بی اعتبار و عقیم ساخت. بی اعتباری مجاهدین در عرصه سیاسی و روبه اضمحلال رفتن و پاک شدن از صحنه ی اجتماع و محدود شدن به دو اردوگاه در عراق و فرانسه، ماحصل و نتیجه ی انقلاب ایدئولوژیک است که از عهده ی یک مبارزه سیاسی برای شناساندن چهره ی یک گروه فاشیستی و تلاش برای انزوای آن خارج بود.
تحمیق و تحقیر مستمر نیروها که از الزامات انقلاب مریم است باعث شده تا سانسور خبری و کانالیزه کردن اخبار مورد نظر بر تشکیلات مجاهدین حاکم شود و بر اساس آن مالیخولیا و توهمات مجاهدین عیان و عقب ماندگی و پرت افتادگی آنان همه کس فهم شود.
تلاش برای سلب فکر و اندیشه از اعضاء که از اصلی ترین لوزام رهبری رجوی است باعث نشده است تا نیروها از درک ناتوانی و سردرگمی رجوی و تاکتیکهای محکوم به شکست و استراتژی ورشکسته ی وی عاجز باشند و از این رو وضعیت شکننده تشکیلاتی همواره پابرجا بماند، حالت فوق العاده ی امنیتی حاکم و نزاع و درگیری در لایه لایه تشکیلات مجاهدین وجود داشته باشد.
علاوه بر اینها با چه وسیله ای بهتر از حرکت مجاهدین برای عدم اجازه ملاقات به خانواده با فرزنداشان می توان اثبات نمود که فرزندانشان فریب خورده و اسیر تشکیلات مافیایی رجوی هستند و حتی اجازه فکر کردن ندارند؟!
بنابراین در شرایط کنونی که حصارهای تشکیلاتی از ذهن به عین رسیده و نیروها حتی از دیدار با خانواده هایشان محروم شده و هیچگونه ارتباطی با دنیای خارج ندارند، بایستی امیدوار بود که رجوی هرچه بیشتر بر اجرای انقلاب ایدئولوژیک اصرار بورزد و وضعیت کنونی را حفظ نماید – که البته به نظر میرسد چاره ی دیگری نیز جز این ندارد – چرا در چشم انداز نهایی همین انقلاب و آیین فرقه ای فروپاشی تشکیلاتی باند رجوی را محقق می‌سازد.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا