اضمحلال فرقه رجوی

امسال سال پایان برای مجاهدین در عراق و در جهان! چرا؟

دولت عراق پس از سالها این فرصت برایش پیش آمده که مجاهدین در کمپ اشرف را تعیین تکلیف کنند و کرده است. اما این همه اصرار مجاهدین در ماندن در اشرف برای چیست؟

دلایل حفظ اشرف از نظر مجاهدین:
1-      اشرف تنها جائی است که می شود اعضا را در تاریکی و غار نگه داشت.
2-      خروج از اشرف به هر نقطه ای که باشد به معنی متلاشی شدن مجاهدین و مسعود رجوی است.
3-      تمامی خانواده هایی که در حواشی مجاهدین در خارج زندگی می کنند دستاویز خود را از دست خواهند داد.
4-      تمامی کمک های مالی هواداران و خارجی هایی که به عنوان خیریه به بچه های مجاهدین کمک می کنند قطع خواهد شد.

تاثیرات و……
پس محصول متلاشی شدن اشرف موارد زیر خواهد بود:
1-      هزینه های لباسهای گران قیمت خانم مریم رجوی قطع خواهد شد.
2-      هزینه های مهمانی های آن چنانی برای این و آن قطع خواهد شد.
3-      هزینه های مختلف به بهانه اینکه  بچه ها در اشرف گرسنه اند و…قطع خواهد شد.
4-      و….

نتایج: مسعود رجوی و مریم قجر عضدانلو (رجوی) و… از تخت به زیر کشیده خواهند شد و حتی آنها را به پای میز محاکمه خواهیم کشید.
به نظر من امسال سال سقوط رهبری مجاهدین در حرف و در عمل و دادگاهی شدن آنها خواهد بود. در پایان امسال همه چیز تعیین تکلیف خواهد شد و جهان شاهد ویرانی اشرف و محاکمه عادلانه ی مسعود و مریم رجوی و احقاق حقوق اهالی اشرف و خانواده ایشان خواهد بود.

یادم می آید یکی از بچه های تهران به نام مستعار "بهزاد" که خیاطی هم بلد بود از هم دوره ای های ما بود و از تهران آمده بود , در عصر یک روز غمگین بعد از 2-3 سال ورود به اشرف در کنار چاله سرویس تعمیرگاه ترابری یکی از قرارگاهها روی خود بنزین ریخت و خود را به آتش کشید! درست است که آنروز افراد زیادی از آن حادثه مطلع نشدند و تنها ضابطه تردد دو نفره از آن روز به بعد وضع شد و کسی حق تردد و کار تک نفره را نداشت و گفتند بهزاد به ماموریت رفت! اما امروز شعله های آتش زدن بهزاد را من می بینم , که رهبری مجاهدین در آن می سوزند و روز بروز تبدیل به خاکستر می شوند.
یا آن ظهر گرم تابستان سال 77 در قرارگاه العماره در جنوب عراق را بخوبی بیاد می آورم که صدای یک رگبار از نزدیک را شنیدم و بعداً گفته شد شلیک ناخواسته یکی از بچه ها در جلوی اتاق تسلیحات بود که گفتند "عزیز" شهید شد! ولی بعد از سالها در کمپ آمریکایی ها شنیدم که عزیز اسلحه خود را از ضامن خارج کرده و در جلوی سایر همرزمان به مغز خود یک رگبار شلیک کرده و اینطور اعتراض خود را نشان داد!
بله من از نسل شکنجه شدگان خاموش در مجاهدین و در اشرف هستم که اکنون به ادعای خونخواهی بهزاد و عزیز پا در میدان گذاشته و خواهان اجرای عدالت هستم. چه کسی مرا کمک خواهد کرد؟…  
محمد
 

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا