خانواده ها…، ریشه هایی که انقلاب رجوی را می سوزانند

(بررسی کوتاه پیرامون پیدایش و زوال انقلاب دروغین مجاهدین) آگاهان سیاسی به یاد دارند که رجوی در سال 1364 برای باقی ماندن در صدر تشکیلات مجاهدین، انقلاب دروغین اش را ابتدا با تهاجم به بنیان خانواده ها شروع کرد و سلطنت تشکیلاتی خود را بر ویرانه های کانون گرم خانواده و به بهای دربدری و یتیم شدن فرزندان آنها بنیان کرد.این فریب تشکیلاتی در صورتی آغاز شد که همان هنگام رجوی سومین ازدواج خودش را ترتیب میداد واین حرکت را دجال گونه سرآغاز انقلاب نوین ایران میخواند.
همان زمان بسیاری از گروههای سیاسی دست رجوی را خوانده بودند و رجوی تنها میتوانست نیروهای در حصار نگاه داشته شده خود را فریب دهد و همین کار را نیز بخوبی انجام داد.ابتداهمگی آنان را با تجمع در خاک عراق محصور وسپس قلعه الموت خود را بنا کرد ودرپناه اتحاد با صدام حسین به قیمت و بهای پیشخدمتی برای دیکتاتور ترین مرد عرب بهتر توانست این پتانسیل عظیم را مهار و از گردونه تاثیرات و تغییرات روی افکار مردم ایران خارج کند. او از این طریق به اهداف زیر راه یافت:
– در اولین گام تمام رقبای درون تشکیلانی خود، از جمله کادرهای باسابقه وبازمانده از مرکزیت سازمان در زمان شاه رااز سر راه خود برداشت.
– در گام دوم مریم رجوی که همسرسوم اش و در عین حال همکار- طراح و مجیز گوی او بود را به عنوان معاون و سپس همردیف و نهایتا رییس جمهور مادام العمر تشکیلات اش برگمارد.
– سپس تلاش کرد یک پز ترقی خواهی که زنان را هدف تبلیغات خود قرار میداده برای سرپوش نهادن بر افتضاحی که پدید آمده بود را برگزیند.
– در نهایت نام انقلاب ایدئولوژیک را برای آن نهاد و بواسطه آن ربع قرن فرزندان مردم ایران را در زندان خود ساخته اش اسیر نمود و اکنون سالیان است که از این افراد تنها برای حفظ جان خود و قربانی کردن برای اندیشه ها و نظریاتش که بطلان آن در صحنه عمل به اثبات رسیده بهره میبرد. حرکت سمبلیک خانواده ها
اما اکنون بعد از 25 سال همین خانواده ها، بنیانی که اولین سنگر فتح رجوی محسوب میشد عملا اقدام به مبارزه جدی وآشکار با وی نموده اند و آتشی که ازخاکستر سالیان برخاسته و عزم جزم آنان بد جوری گلوی رجوی را میفشارد و این چنین است که " رجوی" قبل از همه خطر را احساس کرده و نشست های تشکیلاتی و فراخوان های وی همگی بر روی همین مساله محوری دور میزند و تا آنجا ادامه پیدا میکند که همسر سوم اش مریم رجوی را مامور میکند که برای " اوباما رییس جمهور آمریکا " نامه نگاری کند و این دقیقا از میزان فشار طاقت فرسایی خبرمیدهد که تشکیلات رجوی را در معرض خطر جدی قرار داده است. امروز انتقام سالیان نقض ابتدایی ترین حقوق افراد محصور شده در تشکیلات میرود تا بدست توانای خانواده ها از رجوی و همسر سوم اش باز ستانده شود، البته برای رسیدن به این هدف راه بسیاری در پیش است ولی حرکت نمادین ویرانی انقلاب دروغین رجوی بواسطه حرکت خانواده ها آغاز شده است. این همان بنیانی است که در اولین گام رجوی سعی بر نابودی و ویرانی آن داشت و این همان تکرار و انتقام تاریخ است که در برابر رجوی قبل از مرگ اش احتمالی اش قد علم کرده است و او این را بخوبی و قبل از هر کس میفهمد. به جرات میتوان گفت پس از سرنگونی صدام حسین و از دست رفتن اصلی ترین پشتوانه تشکیلات مجاهدین دردنیای کنونی، حرکت خانواده ها بالاترین فشار را برای آنان به ارمغان آورده و دامنه تاثیرات آن بسا بسا بیشتر از "کمپ تیپف " میباشد جایی که در کنار همین اردوگاه ناراضیان و جداشدگان از این سازمان را در خود جای میداد و بیش از 5 سال حضور آن خاری در گلو و تیغی در چشم رهبری مجاهدین بود. حرکت خانواده ها بدلیل گستردگی تاثیرات روی تشکیلات، قدرت انتشار امواج داد خواهی آن در بیرون از تشکیلات و همچنین مظلومیت و دادخواهی نهفته در آن از جمله عواملی است که خواب را از چشمان رجوی ربوده است. تاکتیک های ساده ولی تاثیر گذار
پخش صدای خنده بچه هاو کودکان
بکارگیری بلندگو برای بیان ابتدایی ترین خواسته خانواده ها
فریاد زدن و پیگیری نام افراد زندانی توسط آنان
عکس ها و صحنه هایی دلخراشی که نشان از مظلومیت خانواده ها دارد
پلاکارد نویسی و شعار نویسی پشت درب قرار گاه اشرف آنچنان کارآیی را داشته که در عین سادگی شیوه ها خشم " رجوی " را باعث شده و تلاش میکند راه چاره ای برای این مشکل پیدا کند و بیخود نیست که تا نامه نوشتن به " اوباما " این چاره جویی طی طریق میکند. اما رجوی خودش میداند که این شیوه ها هر روز شکل جدیدی به خود میگیرند و درمداری بالاتری ادامه پیدا میکنند. قابل پیش بینی است که درصورت ادامه دار بودن حضور خانواده ها پشت درب پادگان اشرف و همپای آن فعالیت های سیاسی و بخصوص مطبوعاتی که از جمله آنان به گزارش تلویزیون بی بی سی و رادیو فردا میتوان به آن اشاره کرد و همچنین تلاش های فعالین حقوق بشرو ناراضیان و اعضای سابق مجاهدین در این حرکت تاریخی علیه رهبری مجاهدین شرایط سخت تری را پیش روی آنان قرار میدهد و از سوی دیگر امکان بیشترو چشم انداز بهتری را برای پیوستن اعضای این سازمان به سمت خانواده ها می گشاید. نتیجه گیری
انقلاب دروغین ای که با ویرانی کانون گرم خانواده ها در سال 1364آغاز شد و سرآغاز برقراری تشکیلات جهنمی بود که ربع قرن تا کنون 1389 با تحقیر آمیز ترین شیوه ها و سانسور وسرکوب بی مانند افکارادامه یافته وقطعا از حافظه مردم ایران و تاریخ معاصر ایران پاک نخواهد شد و با توجه به اینکه شکست سیاسی این انقلاب دروغین پس از پایان جنگ ایران و عراق و شکست استراتژیکی آن پس از سرنگونی صدام حسین در عراق رقم خورده بود،
میتوان حضورخانواده ها درپشت درب آخرین سنگر رجوی در عراق را به عنوان شکست ایدئولوژیکی این اندیشه شاخص گذاری کرد و به قطعیت گفت این انقلاب دروغین مدت هاست که زوال تاریخی خود را آغاز کرده است وجدیدترین شیوه های سرکوب وسانسورهم برای مهار افراد آزادیخواه نیز پاسخ نداده و دور نیست که با این حرکت تاریخی بندهای تشکیلاتی افراد گسسته و رهایی را برایشان به ارمغان آورد. آری اگر روزی رجوی برای ادامه بقای خود لبه تیز تبر خود را بر ریشه های" بینان پاک خانواده ها" نهاد وهزاران خانواده نابود و فرزندان آنان بی سرپرست راهی دیار غربت به یتیمی روان وبه عنوان اولین هدف به آتش کشیده شد، امروز همان ریشه ها دقیقا همان ریشه ها و آه ونفرین همان جگرسوختگان گلوی رجوی را برای باز ستاندن حق فرزندان خود می فشارد وآتش بر خرمن تشکیلات او نهاده است و این همان رمز و راز نهفته در تاریخ است که در بطن خود بسا شگفتی ها نهان دارد.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.