مریم رجوی، گردهمایی تاورنی و هیاهو برای هیچ

26 ژوئیه وقتی مجاهدین پس از آن همه تبلیغات و هیاهو در استادیوم ژان بوئن شهر کوچک تاورنی جمع شدند مریم در سخنرانی طولانی خود جز تکرار مکررات چیزی برای گفتن نداشت. او حتی از ارائه ایده های نو و تازه برای مجاهدین نیز ناتوان بود، راهکاری برای برون رفت از باتلاقی که مجاهدین در آن گیر کرده کرده اند و علیرغم همه دست و پا زدن هایشان روز به روز در باتلاق خود ساخته فرو می روند، از زبان مریم بیرون نیامد.
سخنرانی مریم را با دقت در سیمای آزادی گوش کـردم تنـها جمـعبندی کـه می توان ارائه داد اینکه مریم همانند خطوط پیری و کهنسالی که در سیمایش بشدت جلوه گر است پالس های ناامید کننده ای از خود بروز داد.
مثل همیشه به شکلی تکراری، کلیشه ای و شعاری حرف زد، فریاد کشید و اما علامت و چشم انداز نوینی از سازگاری با تحولات دنیای مدرن و درک واقعیات در سخنش پدیدار نبود. ماهیت و جایگاه افرادی که برای حمایت و ساپورت گردهمایی مجاهدیـن در تاورنـی کنـار مریم دیده می شدند نیز برای من شگفت انگیز بود. به غیر از چند کوتوله سیاسی مثل شهردار اور و تاورنی که از سوی مجاهدین به لحاظ مالی سخاوتمندانه تغذیه می شوند تا در کنار مریم دیده شوند حضور جان بولتون سفیر سابق امریکا در سازمان ملل متحد یکی از سیاستمداران نئومحافظه کار و ضد ایرانی، تامل انگیز است. شایـد بهتر از همه کـس مریـم می داند دعوت سران مجاهدین از جان بولتون تا در استادیوم شهر تاورنی حاضر شده و در حمایت از مجاهدین سخنانی بر زبان بیاورد، در حقیقت پشت و پا زدن به همه اصول و مبانی مبارزاتی ست که روزی بنیانگذاران مجاهدین بر آن تاکید داشتند. افتادن به تور سیاستمداران امپریالیست و جنگ طلبی چون جان بولتون و همنوائی کامل با چنین افراد ضد ایرانی، نهایت رسوایی فرقه ای ست که مریم رئیس جمهور خود خوانده آن بشمار می آید.
شاید نگاهی به افکار و شخصیت این عنصر جنگ طالب، در بر گیرنده ی واقعیات و حقایق تکاندهنده برای کسانی باشد که حس ناسیونالیستی و وطن پرستی هنوز در وجودشان زنده است و مرزهای راستی و ناراستی را برای آنان روشن کند.
جان بولتون در گردهمایی مجاهدین دیدگاههای ضد ایرانی خود را بوضوح در استادیوم شهر تاورنی و در کنار مریم (رجوی) تشریح کرد که بخشی از آن در سایت ایران افشاگر مورخ 6/9/1389 درج شده است. او می گوید:”من فکر نمىکنم تحریمها این رژیم را از دستیابى به سلاح اتمى بدور بدارد. به نظر من تحریمها مىتوانند در راستاى روزى که این رژیم سرنگون شود، کمک کننده باشند. ما بسیار بیش از تحریمها را نیاز داریم“.
اما جان بولتون کیست؟ او در حال حاضر عضو ارشد در موسسه امریکن انترپرایز (اینستیتیوت)، شورای سیاست ملی (CNP)، مفسر فاکس نیوز (یکی از دست راستی ترین روزنامه های امریکایی)، عضو فعال مؤسسه یهودی برای امور امنیت ملی (JINSA) است. جان بولتون یک نومحافظه کار راستگرای افراطی ست که از سوی «دیک چنی» معاون رئیس جمهور وقت آمریکا بوش به پاول وزیر امورخارجه تحمیل شد تا مراقب سیاست های اعتدال گرایانه این ژنرال بازنشسته باشد. وی اعتقاد داشت معاهدات بین المللی و حتی سازمان ملل استیلای جهانی آمریکا را محدود می سازند. لابد می پرسید در آن موقع سمت بولتن چه بود؟ معاون وزیر امور خارجه در امور کنترل تسلیحات و امنیت بین الملل!
بولتن در جلسه رأی اعتمادش ناگزیر به «تقیه موقتی یا پنهانکاری و فریبکاری» شد و توانست با 57 رأی موافق در برابر 43 مخالف به دولت بوش پسر ملحق شود. در آن جلسه مارس 2001 جسی هلمز، سناتور افراطی که در 1998 قانون «هلمز – برتون» را برای تحریم شرکت های نفتی خارجی سرمایه گذار در ایران به تصویب کنگره رساند، در حمایت از نوچه خود جان بولتون جمله ای بیان کرد که ماهیت بولتن را آشکار می سازد. وی گفت: " جان بولتن از آن دست مردانی است که مایلم در «آرماگدون» یا آنچه انجیل نبرد نهایی نیکی با پلیدی می نامد، کنارش بایستم "
" ایان ویلیامز " خبرنگار حوزه سازمان ملل مجله "واشنگتن ریپورت "، شناخت دقیقی از معاون کنترل تسلیحات و امنیت بین المللی وزارت خارجه آمریکا دارد. وی هشدار می دهد:… اگر تردید دارید که بولتن در زمان آرماگدون در کدام اردوگاه قرار دارد، باید یادآور شد وی هم اندیشی نزدیکی با راستگرایان مسیحی همچون « دیک چنی»، «رونالد رامسفلد» وزیر دفاع آمریکا، معاونش «پل ولفوویتز» و مشاور سابق پنتاگون «ریچارد پرل» دارد اینها همه از سیاستمدارن جنگ طلب ضد ایرانی هستند، بنابراین تصمیمات چنین مردی در زمینه سیاست خارجی می تواند بسیار نگران کننده باشد
ایان ویلیامز در ادامه ی مقالش می نویسد: " نادیده انگاشتن اظهارات بولتن بسیار خطرناک است، زیرا سخنان وی پیشقراولان جنگ های بی پایان هستند. مثلا او در سال 1994 اعلام کرد: " ما چیزی به مفهوم سازمان ملل متحد نداریم " و " اگر 10 طبقه از ساختمان دبیرخانه سازمان ملل در نیویورک فرو ریزد، تفاوت زیادی پیدا نخواهد کرد " در جلسه رأی اعتماد به بولتن در کمیته روابط خارجی سنا که ریاستش بر عهده هلمز بود، سناتور «جان کری» دموکرات با لحنی کنایه آمیز گفت که این دیپلمات برای جلب نظر مثبت کمیته تقیه و پنهانکاری کرده است. سناتور «باربارا باکسر دموکرات، دیدگاه های بولتن درباره سازمان ملل را مغایر با «افکار عمومی آمریکا می داند " به احتمال زیاد خانم مریم عضدانلو که از جان بولتون دعوت کرده است تا به همراه او در استادیوم شهر تاورنی به سخنرانی بپردازد به خوبی از سوابق و برخی از دیدگاههای سیاستمدار ضد ایرانی آگاه است که اعتقاد دارد: " رابطه آمریکا با سایر کشورهای جهان باید رابطه چکش و میخ باشد."
به تعبیر محققین و پژوهشگران امریکایی، یکی از خصلت های نه چندان عجیب بولتن، علاقه اش به آریل شارون نخست وزیر رژیم صهیونیستی است.
«ریچارد کرتیس» نویسنده مجله «واشنگتن ریپورت» فاش می سازد " او از حامیان دیرینه شارون است که به خاطر کشتار فلسطینیان در اردوگاه صبرا و شتیلای لبنان در 1982 به «قصاب بیروت» شهرت دارد "
به نوشته «مارک پرلمن»، نویسنده نشریه فوروارد، بولتن یکی از حامیان «نظریه دومینو معکوس» ولفوویتز است که اظهار می کند: " اگر آمریکا بتواند در عراق موفق شود، همانند «دومینو» نفوذ خود را در سایر مناطق خاورمیانه بسط خواهد داد."
جان بولتون که نقش مهمی در بسیج کاخ سفید و پنتاگون برای تجاوز به عراق ایفا کرد، اکنون در تحلیل ها و ارائه سخنرانی ها به دنبال افزایش تنش بین واشنگتن و دمشق و نیز تهران است.
باور عمومی این است که بولتن به عنوان وزنه ای تندرو برای ایجاد توازنی در مقابل میانه روی برخی از سیاستمداران واقع گرای امریکایی عمل می کند. بولتن، ایران و سوریه را تهدیدی جدی برای اسرائیل می داند و حاضر نیست که اجازه دهد امنیت و وجهه تل آویو خدشه دار شود. در خلال دولت بوش پدر، او مانع از به تصویب رسیدن قطعنامه ای در سازمان ملل شد که صهیونیسم را معادل نژادپرستی می دانست. همچنین هنگامی که در لندن از وی سئوال شد چرا واشنگتن رویکرد مشابهی در قبال برنامه اتمی اسرائیل اتخاذ نمی کند پاسخ داد: دغدغه آمریکا، تهدید علیه ما و متحدانمان است… ما نگهبان اسرائیل نیستیم، بلکه از منافع آمریکا محافظت می کنیم.
محققین و روزنامه نگران مشهور و صاحب نظر امریکایی معتقدند: " آنچه درخواست بولتن از ایران برای امضای پروتکل الحاقی و همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی (وابسته به سازمان ملل) را مضحــــک می سازد این است که این دیپـــلمات هفت تیرکش خودش هیچ احترامی برای قوانین، معاهدات و سازمان های بین المللی قائل نیست. کارفرمای سابقش «کریستوفر دموت»، رئیس مؤسسه «آمریکن انترپرایز می گوید: تا حدودی «جان بولتن»، متضاد یک دیپلمات متعادل و منطقی است. او معتقد نیست که دیپلماسی فی نفسه باید هدف باشد.
چهار سال پیش جان بولتن صراحتا اعلام کرد: " این اشتباه بزرگی است که برای قوانین بین المللی اعتباری قائل شویم، حتی وقتی در کوتاه مــدت به سـود منافعمان به نظر می آید."
«کرتیس» در مجله «واشنگتن ریپورت» می گوید: برخلاف انتظار عموم از معاون سابق وزیر خارجه در امور کنترل تسلیحات، بولتن از هواداران سینه چاک احیای سیستم دفاع موشکی «جنگ ستارگان» و ابطال معاهده ABM بوده است. او همواره از مخالفان سرسخت مأموریت های صلح جویانه سازمان ملل بوده است.
به نوشته «نیکاس تامسون»، نویسنده سایت «سالن»، «کفایت بولتن، وی را قادر ساخته که توافقنامه ها و معاهدات بین المللی را که مبنای حقوقی نظم و امنیت بین المللی هستند، از بین ببرد… بولتن و متحدانش در دولت، حسن نیت جهانی پس از حملات یازده سپتامبر را به آتش کشانده اند.
ایان ویلیامز " خبرنگار حوزه سازمان ملل مجله "واشنگتن ریپورت، اظهار می کند: "… درک و دانش بولتن از دیپلماسی به اندازه دانش قاتلی زنجیره ای از جراحی است.."
حال بایستی از خانم مریم عضدانلو پرسید وقتـی او و سایـر سـران فرقـه ی ستیزه جوی مجاهدین همگام و همسو با سیاستمداران ضد ایرانی و ضد مردمی چون جان بولتون گام بر می دارند یا مورد حمایت چنین افراد معلوم الحالی قرار می گیرند در کدام موضع قرار دارند؟ موضع میهن پرستی یا در مسیر خیـانت و مزدوری برای دشمنان ایران؟
آرش رضایی

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.