حکم دادگاه استیناف فدرال امریکا و واقعیاتی که قابل کتمان نیست

حکم دادگاه استیناف فدرال امریکا برای بررسی مجدد قرار گرفتن سازمان مجاهدین خلق ایران در فهرست سازمان های تروریستی امریکا همزمان با احکامی صادر می شود که دادگاه عالی جنایی عراق و پلیس بین الملل (اینترپل) برای دستگیری سران این سازمان تروریستی به اتهام آدم ربایی، شکنجه، قتل‌عام و فعالیت‌های ضد بشری صادر نموده اند. حکم دادگاه استیناف فدرال امریکا برای بررسی مجدد قرار گرفتن سازمان مجاهدین خلق ایران در فهرست سازمان های تروریستی امریکا همزمان با احکامی صادر می شود که دادگاه عالی جنایی عراق و پلیس بین الملل (اینترپل) برای دستگیری سران این سازمان تروریستی به اتهام آدم ربایی، شکنجه، قتل‌عام و فعالیت‌های ضد بشری صادر نموده اند. این حکم دادگاه استیناف فدرال امریکا که تنها به درخواست سازمان مجاهدین خلق صادر گردیده بر این استدلال بی ارزش مبتنی است که سازمان تروریستی مجاهدین از سال 2001 تا کنون هیچگونه عملیات تروریستی انجام نداده و در عین حال اطلاعات محرمانه مهمی از برنامه هسته ای ایران در اختیار غرب قرار داده است. بی شک متوسل شدن به چنین دلایل بی ارزشی که خود امریکائیها نیز به آن واقف هستند برای خروج سازمان مجاهدین از لیست سازمانهای تروریستی ایالات متحده نشان از سردرگمی و نگرش گزینشی انها به موضوع تروریسم دارد.
دادگاه استیناف فدرال امریکا که تا کنون درخواستهای مجاهدین را برای خروج از لیست سازمانهای تروریستی وزارت خارجه این کشور رد نموده بود با توسل به دلایل گفته شده در حالی حکم بازنگری را برای وزارت خارجه ارسال می کند که این وزارت خانه بنا بر دلایلی که مهر محرمانه و طبقه بندی شده بر انها می زند اصرار بر قرار دادن سازمان مجاهدین در لیست تروریستی خویش دارد. از جمله این موارد محرمانه، اطلاعاتی است که این وزارت خانه از سازماندهی و اموزش زنان توسط سازمان مجاهدین با هدف انجام عملیات انتحاری در اختیار دارد. و اینکه بسیاری از اطلاعات ارائه شده از برنامه هسته ای ایران توسط مجاهدین نادرست بوده است. به این دو نکته محرمانه از نظر وزارت امور خارجه امریکا می توان لیست بلند بالایی از اسناد و مدارک را افزود تا دیگر جای هیچ شک و شبهه ای برای تروریست دانستن سازمان مجاهدین باقی نماند. در این لیست می توان قبل از هر چیز اعتراف سران سازمان مجاهدین خلق به ترور بیش از 12000 ایرانی را قرار داد که به فجیع ترین وجه ممکن مانند قطعه قطعه کردن و سوزاندن ترورشده اند. همچنین باید به ترور دهها نفر از مستشاران امریکایی در ایران در دوران پیش از انقلاب اسلامی، همکاریهای گسترده با رژیم دیکتاتوری صدام در حمله عراق به کویت و به دنبال ان پیدا شدن اجساد جوانان کویتی در مقر مجاهدین در پادگان اشرف، اعتراف عبد المالک ریگی در شبکه رنگارنگ مبنی بر همکاریهای گسترده اطلاعاتی با سازمان مجاهدین خلق برای اجرای عملیاتهای تروریستی و همچنین مجموعه ای از گزارشات که توسط سازمان تحقیقات دفاع ملی ایالات متحده (رند) و پلیس فدرال امریکا مبنی بر تروریست بودن سازمان مجاهدین اشاره نمود که هر یک برای تروریست دانستن مجاهدین کفایت می کند. در این میان جالب ترین نکته این پرونده انست که هم سازمان مجاهدین و هم دادگاه استیناف فدرال امریکا، ناتوانی مجاهدین در انجام عملیات تروریستی از سال 2001 به بعد را دلیلی بر تروریست نبودن این سازمان می دانند. حال انکه مدت زمان زیادی از دستگیری اعضای دو تیم تروریستی این سازمان که بنا به اعترافشان قصد بمب گذاری در تهران را داشتند نمی گذرد. و شاید هم در فهم امریکائیها بمب گذاری را نمی توان از مصادیق تروریسم به حساب اورد. از سوی دیگر باید بدانیم که در این دوران، مجاهدین به سبب خلع سلاح توسط نیروهای امریکایی توان زیادی برای انجام عملیاتهای تروریستی نداشتند و در واقع بحرانی وجودی سازمان مجاهدین را تهدید می نمود که رهایی از ان بالاترین هدف سازمان به شمار می امد. اما با این حال حوادث سال 2003 و دستگیری مریم رجوی در فرانسه و خود سوزی نیروهای سازمان در اعتراض به این دستگیریها در اروپا که از یاد کسی نرفته، به خوبی پرده از ماهیت تروریستی این سازمان برداشت. و کسی چه می داند اگر اعضای سازمان در ان مقطع مسلح بودند چه فجایعی در اروپا رخ می داد. و امروز دادگاه استیناف فدرال امریکا چه دلیلی برای خروج مجاهدین از لیست سازمانهای تروریستی امریکا مطرح می نمود.

دیگر مطالب

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.