اعضاء جداشده از فرقه رجوی

حتی یک لحظه از تلاش برای نجات اسیران اشرف باز نخواهیم ایستاد

بنده را نام خویشتن ننهادن     هر چه ما را لقب دهند آنیم با سلام به دوستان و برادران در بندم آقایان بابک ارجمندی، غلامعلی میرزایی، احمد گلپایگانی و هر کدام دیگر از دوستانی که از سر اجبار به مصاحبه کشانده میشوند و ناگزیرند بر خلاف میل باطنی خود بر علیه من و سایر دوستان از بند رسته به زبان بیاورند آنچه را که شغل، خصلت و در خور شخصیت سران این فرقه رسوا میباشد. در هر حال باز هم جای خوشحالی دارد که خانواده شما موفق شدند بعد از سالیان تصویر شما را از تلویزیون ببینند. اما این روش کهنه و لو رفته دیگر هیچ کارایی ندارد و مشخص است که اولا افرادی که به مصاحبه آورده میشوند کاملا قالب تهی کرده و چنان گندی به انقلاب مریم زده اند که با هفت دریا تطهیر نمیشود و پر واضح است که تلاش و فعالیت خانواده های متحصن در درب اشرف مفید و تاثیر گذار بوده و این افراد دیگر تاب تحمل آن شرایط زندان و تشکیلات مخوف را ندارند و این را در واکنش های روزمره شان نشان داده اند که تشکیلات ناچار گردیده این افراد را به مصاحبه بیاورد و متنی را به آنان دیکته کند تا به قول خودشان پل پشت سر خود را خراب کرده و راهی برای بازگشت به ایران را نداشته باشند. اما سران فرقه کور خوانده اند و نمیدانند که اولا این حقیر که در این ایام برای سران این فرقه به سوژه تبلیغاتی تبدیل شده ام آنقدر عاقل بوده ام که خود را از داخل آن تشکیلات نجات داده ام، ثانیا دوستانی مانند غلامعلی میرزایی و احمد گلپایگانی را کاملا درک میکنم که در چه شرایطی به مصاحبه علیه من اقدام نموده اند و هیچگاه در این خصوص خم به ابرو نیاورده و یک لحظه از تلاش برای نجات جان برادران اسیرم از فعالیت باز نخواهم ایستاد و این اراجیف که از دهان سران آبرو باخته سازمان به دوستان ما دیکته میشود هیچ پلی را تخریب نخواهد کرد و کماکان راه برای بازگشت این دوستان باز است و ما و خانواده های آنان و میهن عزیزمان ایران آماده استقبال و پذیرایی از اینگونه افراد میباشیم.
اما بد نیست بجای این همه تهمت و افترا و مزدور و خائن و اطلاعاتی خطاب نمودن از خودتان سوال کنید که اگر حرف شما را هم قبول کنیم و جهت استدلال بگوییم که ما مزدور هستیم راستی مزدوری برای وطن و حکومت وقت خوب است یا مزدوری برای امریکا و اسرائیل؟ راستی اگر ادعا دارید نیروهایتان داوطلب هستند چرا فقط یک روز در حضور ارگان های بین المللی درب قرارگاه را باز نمیگشایید تا همین نیروهای داوطلب خودشان در مورد آینده خود تصمیم بگیرند؟ تا در آن صورت دریابید که بجز تعداد اندکی پیرزن و پیرمرد کسی آنجا مشاهده نمیشود. راستی آقای میرزایی که بقول خودت صبح تا شب با اینترنت ارتباط داری چرا تو را از یک تماس تلفنی و یک ایمیل با خانواده ات محروم نموده اند. راستی تو که با وکلا و دنیای غرب و امکانات امروزی مرتبط هستی چرا هنوز صاحب چند دندان مصنوعی نشده ای که حداقل تهمت ها را با هاف هاف ادا نکنی؟ از کی تا حالا انتخاب آزادانه مسیر زندگی و تعیین سرنوشت که از ابتدایی ترین حقوق هر انسان است و من هم همانرا برگزیده ام از نظر شما جرم و مزدوری و خیانت محسوب میشود اما همنوایی با امریکا و اسرائیل و رقص و پایکوبی در روز تصویب قطعنامه تحریم که نتیجه بلافصل آن فشار بر مردم است که شما بعنوان خلق قهرمان و خلق در زنجیر برایشان یقه درانی میکنید.آیا این آزادی خواهی و مبارزه بحساب می آید؟ راستی مبارزه با امپریالیزم چگونه منجر به برافراشتن پرچم سفید تسلیم شد و هزاران چرای پاسخ نگفته دیگر؟ اما مجددا خطاب به برادران و خواهران اسیرم. میهن و خانواده های شما و ما دوستان سابقتان به جان و دل آماده پذیرایی میباشیم برای نجات باقیمانده عمر و جان خود تلاش نمایید موفق خواهید شد دیگر آن سازمان به شیر بی یال و دم و اشکم تبدیل شده و دیر نیست که خودشان به آغوش آمریکا و اروپا بخزند و بقول مسعود به سمت دریای مانش عقب نشینی کنند و عذر همه شما را بخواهند.
علی مرادی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا