رقص رهایی، بی ناموسی رجوی

پیش ترهم سطرسطر گفته ها و مصاحبه های خانم سلطانی را عمیقا دنبال می کردم و به ماهیت فرقه گرایانه سازمان و شخص رجوی بیش از پیش به اشراف می رسیدم و ایشان را به واسطه داشتن جسارت بی مثالش تحسین می کردم.
ولیکن روشنگری ایشان درمصاحبه با سایت ایران قلم درخصوص معرفی بی ناموسی شخص رجوی به اتفاق همسر جادوگرش و در آمیختنش با اعضای شورای رهبری تحت عنوان رقص رهایی!! مطلقا برایم قابل فهم وهضم نبوده و نیست و خیلی شفاف بگویم برایم باورکردنی نیست!! ایشان فرمودند در اثبات صحت و سقم مشاهداتش حاضرند درهر دادگاه بین المللی دست روی قرآن بگذارند و اینجا بود که بیش از پیش به هم ریختم که چرا عناصر جدا شده از سازمان جهنمی رجوی می بایست برای اثبات گفتار و مشاهداتشان به قسم و آیه متوسل شوند!
خلاصه اینکه مشکل من دو تا شد و هر روز و با دقت بیشتر مصاحبه مورد بحث را مرور می کنم تا اینکه بتوانم از آن عبور کنم ولی حقیقت اینست که درصورت قبول آن باید اقرار بکنم که من وامثال من با بیش ازبیست سال سابقه حضور در سازمان آن چنان مسخ مغزشویی دستگاه فرقه ای رجوی شده بودیم که از خیلی مسائل اندرونی بی خبر مانده بودیم!!
خودم ازنزدیک با ایشان و خلق و خویشان کم وبیش آشنا هستم و همسرسابق و اسیرشان را نیز تمام و کمال می شناسم و قبل از ایشان بریده سازمان بودند وهستند و صرفا به اقتضای دستگاه مغزشویی و اهرم دروغ و کلک سران سازمان در تشکیلات فریبنده رجوی ناگزیربه سکوت شده است.
اولین بار سال 70 ایشان را در مرکز11 با مسولیت مهوش سپهری (نسرین) و محور8 با مسئولیت مریم اکبری دیده بودم و در آن وقت ایشان نه تنها در ردیف شورای رهبری نبودند بلکه مسئولیت چندانی هم نداشتند ولیکن شخصا اخلاق و منش والایی را در ایشان می دیدم که همین منش وی را از سایر زنان تشکیلات متمایز می کرد که خودم باور دارم به اعتبار همان شخصیت شان تاب تحمل مناسبات فرقه ای را نداشتند و بالاخره ازآن طیف فاسد گسستند و رها شدند.
خودم احساس می کنم به واسطه عدم هضم مصاحبه ایشان درهمین نوشتارم نیزتعادل ندارم و نمی توانم بطورمنسجم حرف هایم را برسانم ومطمئن هستم تنها و تنها عناصرجدا شده ازسازمان دراین زمینه مشخص مرا حس و درک می کنند.
الان هم مصرهستم که جوابیه وتکذیبیه سازمان و شخص رجوی را درخصوص روشنگری های خانم سلطانی را ببینم تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.
سازمان که بنا به عادت و فرهنگ دیرینه اش استاد است که به جبهه مخالف خود انگ و مارک مزدور و بریده و اطلاعاتی وعضو سپاه پاسداران و… بزند. حالا چرا درقبال افشاگریهای روشنگرایانه خانم سلطانی سکوت مطلق شده است واستخوان درگلو مانده است؟
یادم می آید که مریم رجوی در تقدیر از زنان شورای رهبری قمپز در کرده بود و با احساس و فریادی رسا گفته بود که نظام ایران به دست همین زنان شورای رهبری سقوط خواهد کرد!!
نگو که تقدیر آنست که رهبری هوسران مجاهدین عنقریب با روشنگریهای زنان آزاده رها شده از سازمان از جمله خانم سلطانی است که باید به زباله دان تاریخ سپرده شود.
خانم سلطانی درود برشما. دست مریزاد به جسارت و شهامتان. با شما هستیم. علی پوراحمد

برچسب ها
سرویس محتوا

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا
بستن