تلاشهای ضد جداشده ها

جیغهای بنفش فرقه رجوی علیه جداشده ها در برنامه پرونده

وقتی برنامه پرونده را از سایت ایران افشاگر نگاه می کردم به جز دروغ پردازی، جنجال و تبلیغات مسموم چیزی بیش نبود. دروغ پردازی، جنجال و تبلیغات مسموم یکی از ویژگی های منحصر به فرد مسعود رجوی در 30 سال گذشته بوده که رشد بسیار صعودی نیز داشته است. یکی از رویدادهایی که فرقه رجوی از آن به عنوان پیروزی درخشان یاد می کنند شکست در تجمع تاورنی فرانسه است. فرقه رجوی که مدعی این هستند بیش از 100.000 نفر را از 5 قاره جهان در یک زمین فوتبال صد و ده متری جمع کرده اند تا مریم رجوی برایشان سخنرانی کند با بکار گیری روس ها،لهستانی ها،آلمانی ها،افغانی ها و… مردم غیر ایرانی باز هم فرقه رجوی گاف داد و دستش را شهردار تاورنی رو کرد. شهردار تاورنی در سایت رسمی خود، استادیوم شهر را 2500 نفره اعلام کرده و با چیدن صندلی بر تمام سطح زمین آن آرزو کرده بود که 20.000 نفر به آنجا بروند. هدف فرقه رجوی از راه انداختن میتینگ تاورنی چه بود؟ به گفته فرقه رجوی، چند هزار پارلمانتر،عضو مجلس، شخصیت اروپایی و آمریکایی به این مراسم دعوت شده بودند تا پیش زمینه ای را برای خارج شدن از لیست تروریستی آمریکا تدارک ببینند. که در نهایت توانستند یک دادگاه فدرال راه اندازی کرده و درخواست استیناف کنند.که آن هم نتیجه نداد و وزارت امور خارجه آمریکا در هماهنگی با دادگاه استیناف، مجددا این گروه را در لیست تروریستی قرار داد. فرقه رجوی میلیون ها یورو را در این رابطه بیهوده خرج کرد در صورتی که در اسارتگاه اشرف خواهران شورای رهبری در نشستها زار زار گریه می کردن که فرقه رجوی پول ندارد. دروغ بعدی در برنامه پرونده درباره محمد رضا دامادی بود که باعث دستگیری خانواده ها شده. چرا فرقه رجوی اشاره به جنایتهای خودش نمی کند که خانواده ها را با کلک و دروغ به اسارتگاه اشرف می کشید از ایران و اروپا و بعد مغزشوئی می کرد خانواده ها را. هر خانواده ای اجیر میشد همکاری می کرد توسط بردن سی دی و عکس و… دستگیر می شد و هر کس با فرقه رجوی همکاری نمی کرد از انها فیلم برداری می کرد در اسارتگاه اشرف و در سیمای آزادی که همان سیمای سازش بود نشان می داد تا در مرز ایران دستگیر شود یا خود فرقه رجوی با لو دادن خانواده ها به وسیله رابط هایی که داشت، و باعث می شد خانواده را ایران دستگیر کند و به زندان منتقل کند و فرقه رجوی از دستگیری خانواده ها سو استفاده می کرد حال در برنامه پرونده می خواهد جنایتهای خودش را به گردن محمد رضا دامادی بیندازد و کم رنگ کند. چرا در برنامه پرونده درباره مصطفی محمدی واقعیت را نگفت و مارک مزدور وزارت اطلاعات را به وی زد. آقای مصطفی محمدی تا سال 2003 یکی از طرفداران و فعالان ثابت قدم این گروه تروریستی به شمار می رفته است ایشان سالها ازعمر و جوانی خود را به خدمت پشت صحنه برای این گروه به باد داده است نزدیکی آقای مصطفی محمدی با فرقه رجوی تا آنجا پیش رفته که ایشان با دست خود دو تن از فرزندان جوانش به نامهای محمد و سمیه محمدی را به دست گشتاپوی این فرقه رجوی سپرده است آقای مصطفی محمدی همچنین در ژوئن سال 2003 در مقام یک طرفدار این فرقه پس از صدور دستور تشکیلاتی برای خودسوزی های این فرقه دراعتراض به دستگیری مریم قجر آمادگی خود را برای این گونه اقدامات تروریستی اعلام و به این کار نیز اقدام نموده است انجام چنین اقدام نادرستی از جانب آقای مصطفی محمدی شاید بهانه اولین درنگ ها و جرقه ها وسئوال ها را در ذهنیت ایشان بوجود آورد و نامبرده را از سالها خواب وغفلت و بی خبری بیدار نمود _ آقای مصطفی محمدی را باید یکی از پشتیبانان باهوش این فرقه محسوب نمود زیرا پس از بیداری وهوشیاری از این خواب سالها متوجه شد که سران این گروه تروریستی چگونه از سادگی و زودباوری ایشان سو استفاده نموده است. مصطفی محمدی از دام فریب گریخته و بیدارشده فورا به فکر جبران اشتباهات خود گردید و در اولین اقدام توانست محمد محمدی جوان را از چنگال گشتاپوی فرقه رجوی نجات دهد ولی سمیه جوان و ناآگاه همچنان در اسارت ماند_ طی این شش سال مصطفی محمدی بیش از پانزده بار به عراق سفرکرد تا شاید بتواند سمیه جوان را نیز از اسارت این فرقه نجات دهد. در برنامه پرونده به سناریوی که فرقه رجوی برای کشتن مصطفی محمدی و خانمش طراحی کرده بود اشاره نکرد که دو نفر عراقی را فرقه رجوی با پول اجیر کرده بود و با لباس پلیس عراقی، مصطفی محمدی و خانمش را ضرب و شتم و کتک زدن تا دم مرگ که خانم مصطفی محمدی به بیمارستان بغداد منتقل شد و دست فرقه رجوی رو شد که چقدر از آقای مصطفی محمدی ترس و هراس دارد. چند سال پیش آقای مصطفی محمدی با تلاش بسیار توانست حکم جلب سه نفر ازسران بجا مانده فرقه رجوی درعراق یعنی مژگان پارسایی _ عباس داوری و صدیقه حسینی را از یکی از مراجع قضایی عراق دریافت نماید درآن زمان اسارتگاه اشرف تحت حاکمیت مستقیم نیروهای امریکایی بود و لذا تلاش های آقای مصطفی محمدی برای به محاق قانون کشاندن این افراد به جایی نرسید مصطفی محمدی اما دست از تلاش خود بر نداشت و درآخرین سفر به عراق (فوریه 2010) درکنار جمع دیگری از خانواده اسیران فرقه رجوی کوس رسوایی این گروه تبهکار را بر بام نهاد و ماهیت ضد بشری این خائنین را هر چه بیشتر برای جهانیان ثابت نمود دروغ بعدی برنامه پرونده سر آقای محمد حسین سبحانی است که مارک چاقوکش را می زند و تصویر دیگری از یک نفر دیگر نشان می دهد. حال چرا واقعیت چاقو کشی و رسوا شدن فرقه رجوی در میتینگ جداشده ها که آقای بنی صدر هم در آن شرکت داشت را در برنامه پرونده بازگو نمی کنند. میتینگی که جداشده های فرقه رجوی میخواستن اجراء کنند در اروپا فرقه رجوی اطلاع پیدا می کند و تعدادی از اجیر شده های خودش را به صحنه می فرستد تا با خود زنی خود و حمله به میتینگ جداشده ها میتینگ را نگذارند اجراء شود تا ماهیت فرقه مسعود و مریم رجوی در اروپا رو شود. نفری که چاقو دستش است از خودش دفاع می کند و آقای محمد سبحانی نیست و نفری که چاقو دستش است و در دادگاه بی گناهیش اثبات می شود و آزاد می شود و پوزه فرقه رجوی به خاک مالیده می شود و در تمام تلویزیونهای 24 ساعته رسوایی فرقه رجوی پخش می شود. چرا درباره خانم سهیلا نوروزی و خواهرش در برنامه پرونده واقعیت را پنهان کردن و به دو خواهر نوروزی مارک مزدور اطلاعات را می زنند فرقه رجوی برادر سهیلا و الهام نوروزی که سعید نوروزی می باشد را در یک صحنه ساختگی به قتل می رساند و در نشریه فرقه مجاهدین می نویسد که سعید نوروزی در بمباران به شهادت رسیده است و بعد از دستگیری مریم رجوی در فرانسه سراغ سهیلا نوروزی می روند و او را مغزشویی می کنند برای خودسوزی در فرانسه که سهیلا نوروزی با زرنگی و هوشیاری دست فرقه رجوی را رو می کند که برادرش را چطور فرقه رجوی به قتل رسانده است و شاهدان زنده هم برای به قتل رساندن برادرش سعید نوروزی دارد که در هر دادگاهی اماده شهادت هستن. چرا در برنامه پرونده درباره خانم بتول سلطانی حرفی نزدند و سکوت کردن. افشاگریهای خانم بتول سلطانی عضو سابق شورای رهبری فرقه رجوی درباره جنایات و تجاوز جنسی و ایدئولوژیک به زنان شورای رهبری این فرقه توسط شخص مسعود رجوی پرده برداشت و همین امر بشدت باعث عصبانیت و خشم شخص مسعود رجوی شد و تعفن سکسولوژی مسعود رجوی این جریان عقب مانده تاریخی را در برابر دیدگان مردم ایران به نمایش گذاشته است. از سوی دیگر این افشاگریها که باعث بهت و تعجب افکار عمومی و ایرانیان خارج کشور شده از عمق فساد درونی مناسباتی که مسعود رجوی طلایه دار آن هست پرده برداشت افشاگریهای خانم بتول سلطانی چهره مسعود رجوی این انقلابی نمای قلابی را هر چه بیشتر رسوا ساخت و در کنار خیانت به خاک و مردم ایران و قرار گرفتن در زیر قبای صدام حسین قاتل مردم ایران برگ دیگری از جنایاتش را که در زرورق ایدئولوژیک و محرمیت اقدام به تجاوز به زنان شورای رهبری این فرقه کرده را عیان ساخت فرقه رجوی و نفرات شورای ملی مقاومت سر افشاگریهای خانم بتول سلطانی حتی در برنامه پرونده هم سکوت کرده اند خانم بتول سلطانی با افشاگریهای خود قلب این فرقه منحط را نشانه رفته بود و اینگونه است که مسعود رجوی سکوت را جایز دانسته و در برنامه پرونده انقدر که به خانم بتول سلطانی باید مارک می زد این کار را نکرد و تمام برنامه پرونده به آقای بنی صدر مارک مزدوری زد. ترس فرقه رجوی را در مورد خانم بتول سلطانی می شود خوب فهمید در برنامه پرونده بیشتر از بدبختی های نفرات اشرف زیر بمباران آمریکا و انگلیس و صحنه سازی 6 مرداد می گوید ولی یک کلام سر خیانتهای مسعود و مریم رجوی به فدا و صداقت نفرات اشرف که پا به فرار گذاشتن و نفرات اشرف را در بیابانهای عراق گوشت دم توپ کرده بودن اشاره نمی کنند؟؟؟؟؟ مارک زدن فرقه رجوی برعلیه افراد جداشده این مسئله نیز تازگی ندارد. بیش از 15 سال است که فرقه رجوی برعلیه تمامی افرادی که زمانی با آنان بوده و با پی بردن به خیانت های مسعود و مریم رجوی از آنان جدا شده اند اتهامات ناروای بسیار زیادی نثارشان شده است که البته فقط مختص اعضای جداشده از فرقه رجوی و خانواده هایشان نیست. چگونه می شود تعدادی پیرمرد و پیرزن که از دورافتاده ترین نقاط ایران برای دیدار با فرزندانشان در مقابل پادگان اشرف جمع شده اند، مسعود رجوی آنان را "سگ زنجیری" و "مزدور و وابسته "خطاب میکند؟! این اوج پیشرفت فرهنگی رجوی در 30 سال گذشته است که این چنین به هتک حرمت "خلق قهرمان" سابق خود می پردازد بعد در برنامه پرونده دم از جوانمردی مسعود رجوی می زند اصلا این یک کلمه به مسعود رجوی نمی خورد. آیا تجاوزات جنسی و ایدئولوژیکی مسعود رجوی علیه زنان مطلقه بی گناه شورای رهبری جوانمردی است؟؟؟ آیا عقیم کردن زنان در فرقه رجوی به دستور مسعود رجوی جوانمردی است؟؟؟ آیا نفرات فرقه رجوی را به دستور مسعود رجوی زندانی و شکنجه و سر به نیست کردن جوانمردی است؟؟؟ آیا وطن فروشی و زیر پرچم بیگانگان رفتن جوانمردی مسعود رجوی است؟؟؟ یک موضوعی که مرغ پخته را به خنده در می اورد در برنامه پرونده سر خانم آن خدابنده که خارجی است و فرقه رجوی به او مارک شکنجه گر در ایران را می زند. در برنامه پرونده واکنش های درد آلود مسعود رجوی و سایر فرماندهان فرقه رجوی تحت نام پرونده سازی برای این و آن، یک دلیل بیشتر ندارد و آن هم شکست همه جانبه در صحنه های بین المللی، سردرگمی و فروپاشی است که در آینده نزدیک به وقوع خواهد پیوست تهدید و فحاشی تنها شقاقلوسی است که از ناحیه ذهن بیمار مسعود رجوی در 30 سال گذشته رشد کرده است.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا